خبر فوری
شناسه خبر: 56466

پیمان مکه چه خاصیتی دارد؟

تحلیل پیمان دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه؛ آیا این ائتلاف به اصطلاح «ناتوی اسلامی» می‌تواند در بحران‌های منطقه کارآمد باشد یا تنها یک مانور سیاسی است؟

پیمان مکه چه خاصیتی دارد؟

پیمان دفاعی مکه که میان عربستان، پاکستان و ترکیه به امضا رسید و با تبلیغات فراوان همراه شد، از سوی برخی تحلیلگران به عنوان گامی به‌سوی تحقق «ناتوی اسلامی» تلقی و ارزیابی شد. البته به‌کارگیری چنین ایده‌ها و چشم‌اندازهای بلندپروازانه‌ای پیش از این هم سابقه داشته است؛ اما هیچ‌یک از توافق‌ها یا پیمان‌های مشترک نظامی و دفاعی که پیش‌تر میان کشورهای اسلامی منعقد شده بود، ظرفیت تبدیل شدن به پیمانی شبیه به ناتو را نداشت و حتی برای مشاهده کارکردش، دوام هم نیاورد.

برای نمونه، هنگامی که کویت توسط ارتش عراق تصرف و صدام حسین الحاق خاک کویت به جمهوری عراق را اعلام کرد، رهبران کشورهای عربی خلیج‌فارس به فکر افتادند با استفاده از متحدان قدرتمند خود در سوریه و مصر، پیمانی برای حفاظت از خویش پدید آورند که همین ایده، مبنای پیدایش پیمان‌های ۱+۶ و بعد ۲+۶ شد. شش کشور عضو شورای همکاری خلیج‌فارس به همراه مصر، یا مصر و سوریه، تصور می‌کردند می‌توانند با تشکیل این‌گونه اتحادیه‌ها، برای خود و منطقه امنیت به ارمغان بیاورند. در آن هنگام اگرچه ایران واکنش منفی نشان داد و از متحد آن روز خود –حافظ اسد در سوریه– به تندی انتقاد کرد، اما اقدامی علیه این پیمان انجام نداد. سرانجام همان‌طور که انتظار می‌رفت، این پیمان و اتحادیه دیری نپایید و در سکوت به تاریخ پیوست.

سال گذشته نیز در مراسمی که تبلیغات فراوانی پیرامون آن صورت گرفت، پیمان دفاعی میان اسلام‌آباد و ریاض امضا شد و مقامات عربستانی و پاکستانی تصریح کردند که در این پیمان، کشور دارای قدرت هسته‌ای (پاکستان) و کشور دارای قدرت مالی (عربستان) برای گسترش امنیت در خاورمیانه و خلیج‌فارس همکاری خواهند کرد.

اما نه عربستان در رفع تنش‌های پاکستان و هند مشارکت کرد و نه پاکستان خطر و حملات دردناک حوثی‌های یمن علیه عربستان را برطرف ساخت؛ این واقعیت باعث شد بسیاری از تحلیلگران این پرسش را مطرح کنند که اگر چنین پیمان دفاعی در این‌گونه موقعیت‌ها کارآمد نیست، کجا و چگونه می‌خواهد نقش‌آفرینی کند؟ همان‌طور که انتظار می‌رفت، هیچ پاسخ روشن و قانع‌کننده‌ای به این پرسش داده نشد.

این ناکارآمدی پیمان همکاری دفاعی ریاض-اسلام‌آباد البته جای تعجب ندارد؛ چراکه کارنامه قدیمی‌ترین پیمان دفاعی جهان –پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)– نیز در ماجراهای نظامی نشان می‌دهد که اعضای این پیمان در جنگ‌هایی مانند عراق، افغانستان، یوگسلاوی سابق و اخیراً ایران، تمایل چندانی به مشارکت در این بحران‌ها نشان ندادند. در همه این اتفاق‌ها، اعضای ناتو بر رویدادها چشم بستند و گاهی گفتند: «این جنگ ما نیست که در آن مشارکت کنیم.» با این سابقه، روشن است که از سایر پیمان‌های نظامی، چه پیمان‌های غربی مانند ناتو یا پیمان دفاعی اتحادیه اروپا -که هنوز تشکیل هم نشده- و چه پیمان‌های نظامی شرقی مانند ورشو –که به تاریخ پیوسته است– یا شانگهای، نمی‌توان انتظار زیادی داشت؛ چنان‌که در حمله ایالات‌متحده و اسرائیل به ایران، با وجود عضویت ایران در این پیمان‌ها، هیچ کمکی دست‌کم به‌صورت رسمی و اعلام‌شده به ایران نشد.

امضاکنندگان پیمان مکه، در وهله اول بر ماهیت دفاعی و نه تهاجمی آن تأکید کردند و اطمینان دادند که این پیمان بنای تهاجم به هیچ کشوری را ندارد و علیه هیچ‌یک از کشورهای دور و نزدیک نیست. بلافاصله این دیدگاه مطرح شد که به‌واسطه همکاری‌های اقتصادی آنکارا و تل‌آویو، خدمات اقتصادی و تجاری ترکیه به دولت و شهروندان اسرائیلی در طول جنگ با ایران، و روابط غیرخصمانه اسلام‌آباد و ریاض با تل‌آویو، این پیمان حتماً علیه اسرائیل نیست و منافع آن کشور را در خاورمیانه به مخاطره نمی‌اندازد. به همین دلیل و پس از اسرائیل، اولین کشوری که به‌عنوان هدف پیمان دفاعی مطرح شد، ایران بود که در ماه‌های اخیر گاهی هدف حملات پرتابه‌های ایرانی، عراقی‌های هوادار ایران و حوثی‌های یمن -که به ایران نزدیک هستند- قرار گرفته است.

با اینکه مقامات رسمی کشورهای امضاکننده پیمان دفاعی مکه اطمینان دادند که این پیمان علیه هیچ کشوری از جمله ایران نیست و نباید نگرانی هیچ‌یک از پایتخت‌های منطقه و فرامنطقه را پدید آورد، اما نمی‌توان فراموش کرد که محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، بارها گفته است که دیگر اسرائیل خطر مطرح و قابل‌توجهی برای ریاض نیست، اما در مقابل، خطر اصلی برای کشورش ایران است. از این بابت و با توجه به قرائن دیگر، انتظار می‌رود که این پیمان در وهله اول برطرف کردن «خطر ایران» را مورد توجه قرار دهد. اما اگر زاویه نگاه عربستانی‌ها مورد تأیید باشد و آنچه در ماه‌های اخیر میان ایران و عربستان به‌وقوع پیوست ملاک تحلیل قرار گیرد، آیا می‌توان گفت که پیمان مکه قابلیت دفاع در برابر ایران را برای عربستان به ارمغان می‌آورد و رهبران ریاض می‌توانند از این پس با آسودگی زندگی کنند و امیدوار باشند که هرگاه سطح تنش با ایران -به هر دلیل- بالا گرفت و وارد فاز نظامی شد، نظامیان پاکستانی و ترک به کمک ریاض خواهند شتافت و ایران را تنبیه خواهند کرد؟

واقعیت روی زمین آن است که در یک سال گذشته که پیمان دفاعی اسلام‌آباد-ریاض منعقد بوده و عملیاتی شده، این پیمان هیچ ثمری برای عربستان نداشته و نمی‌توان کارکردی برای آن تصور کرد. در همین یک سال گذشته ایران بارها به تأسیسات و پایگاه‌های آمریکایی در خاک عربستان حمله کرد و حتی برخی هتل‌ها که نظامیان آمریکایی در آن سکنا گزیده بودند را در شهرهای عربستان هدف قرار داد. در مواردی گفته شد که این حملات برخی غیرنظامیان عربستانی را نیز کشته است؛ تمام کشورهای عضو شورای همکاری‌های خلیج‌فارس و برخی کشورهای اتحادیه عرب از این حملات ابراز تأسف و گاهی ایران را نیز محکوم کردند، اما در این میان، متحد دفاعی عربستان ترجیح داد سکوت کرده و از ورود به این ماجرا پرهیز کند. در آن هنگام برخی تصور کردند که حالا نوبت تنها کشور مسلمانِ دارای قدرت هسته‌ای است که از بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی مسلمانان دفاع کند، اما این نوبت هیچ‌گاه فرا نرسید و اسلام‌آباد تنها به‌عنوان میانجی میان ایران و ایالات‌متحده وارد صحنه شد تا تنش‌ها را کاهش دهد. جالب است که در این مدت پاکستانی‌ها حتی از دادن هشدار به ایران یا بیان مسئولیت خود در دفاع از عربستان خودداری کردند. البته در مقابل، ایران همواره تأکید کرده بود که این حملات، نه خاک و دارایی‌های عربستان، که پایگاه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های آمریکا در منطقه را هدف قرار می‌دهد و رابطه همسایگی ایران و عربستان همچنان برقرار است؛ اما وقتی سرمایه‌گذاری‌های صنعتی-اقتصادی شرکت‌های بزرگ آمریکایی در عربستان هدف حمله قرار می‌گیرد، آیا به منافع ریاض لطمه وارد نمی‌شود؟

پاکستانی‌ها در مورد حملات یمنی‌ها به منافع، بنادر و شناورهای تجاری عربستان هم سکوت پیشه کردند و وقتی بنادر عربستان در دریای سرخ با پهپادها و موشک‌های یمنی مورد حمله قرار گرفت، مقامات اسلام‌آباد هیچ کمکی به ریاض نکردند. حال اگر حملات یمنی‌ها به بنادر، شناورها یا تأسیسات نفتی عربستان ادامه پیدا کند -چنان‌که دیروز هم آخرین نمونه از این حملات اتفاق افتاد- آیا پیش‌بینی می‌شود که این پیمان دفاعی کارکرد خود را در قبال حملات یادشده انجام دهد و از عربستان دفاع کند؟ آیا باید انتظار داشت که ترکیه از هزاران کیلومتر دورتر و پاکستان از شمال اقیانوس هند به حوثی‌ها حمله کرده و آن‌ها را بابت هدف قرار دادن تأسیسات و امکانات عربستان تنبیه کنند؟ آیا این پیمان می‌تواند حوثی‌ها را به توقف این حملات وادار کند؟ آیا از این پس باید انتظار داشت که به‌جای پرنده‌های آمریکایی، پرنده‌های ترک و پاکستانی، حملات مشترک با جنگنده‌های عربستانی را برنامه‌ریزی و اجرا کنند و معارضان عراقی را سرکوب نمایند؟ این انتظار چندان واقعی نمی‌نماید و تحلیلگران نظامی نیز چنین چیزی را بیان نکرده‌اند.

حال اگر این کارکرد از پیمان مذکور برداشته شود و انتظار یادشده محقق نگردد، اصولاً پیمان دفاعی مکه چه خاصیت دیگری می‌تواند داشته باشد؟

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای