خبر فوری
شناسه خبر: 57013

​خرمای گران، نخلدار فقیر؛ ریشه‌های پنهان ناترازی در زنجیره تولید تا مصرف خرما

بررسی ریشه‌های گرانی خرما و کاهش درآمد نخلداران؛ از هزینه تولید و واسطه‌گری تا بسته‌بندی، فرآوری و سهم تولیدکننده از ارزش نهایی خرما.

​خرمای گران، نخلدار فقیر؛ ریشه‌های پنهان ناترازی در زنجیره تولید تا مصرف خرما

وقتی قیمت خرما در بازار افزایش پیدا می‌کند، نخستین متهم معمولاً «نخلدار» است؛ اما یک پرسش اساسی کمتر مطرح می‌شود:

چرا محصولی که نخلدار ماه‌ها و گاهی یک سال برای تولید آن هزینه، زمان و سرمایه صرف کرده، در بسیاری از موارد با کمترین حاشیه سود از باغ خارج می‌شود، اما همان محصول پس از عبور از چند حلقه در زنجیره توزیع، با قیمت بسیار بالاتری به دست مصرف‌کننده می‌رسد؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان صرفاً در افزایش هزینه‌های تولید جست‌وجو کرد. مسئله پیچیده‌تر از آن است و باید کل زنجیره ارزش خرما از نهاده، تولید، برداشت، فرآوری، بسته‌بندی، انبارداری، حمل‌ونقل، توزیع و عرضه را در کنار یکدیگر بررسی کرد.

هزینه تولید؛ حلقه‌ای که معمولاً دیده نمی‌شود

تولید خرما برخلاف تصور عمومی، تنها به کاشت یک نخل و برداشت محصول محدود نیست. نخلدار در طول سال با مجموعه‌ای از هزینه‌ها و عملیات تخصصی مواجه است؛ از مدیریت تغذیه و اصلاح خاک گرفته تا آبیاری، مبارزه با آفات و بیماری‌ها، گرده‌افشانی، تنک‌کردن، تنظیم بار، بهداشت باغ، حذف پاجوش‌های اضافی، هرس، مبارزه با علف‌های هرز، حفاظت از محصول و در نهایت برداشت و حمل آن.

در مناطق گرم و خشک، کوچک‌ترین اختلال در مدیریت آب، تغذیه یا شوری خاک می‌تواند مستقیماً بر عملکرد و کیفیت محصول اثر بگذارد.

از سوی دیگر، افزایش قیمت نهاده‌ها، دستمزد نیروی کار، هزینه انرژی، ماشین‌آلات، حمل‌ونقل و خدمات فنی، به‌طور مستقیم هزینه تمام‌شده تولید را افزایش می‌دهد.

بنابراین، زمانی که درباره «قیمت خرما» صحبت می‌کنیم، نخست باید میان قیمت فروش محصول درب باغ و قیمت تمام‌شده محصول برای مصرف‌کننده تفاوت قائل شویم.

این دو عدد الزاماً رابطه‌ای مستقیم و ساده با یکدیگر ندارند.

حلقه‌ای که می‌تواند نخلدار را در چرخه ضعف قرار دهد

یکی از مشکلات مهم بخش خرما، فروش محصول در شرایطی است که قدرت چانه‌زنی نخلدار پایین است.

گاهی خریدار یا واسطه، با استفاده از اطلاعات نامتقارن بازار، محدودیت نقدینگی نخلدار، نگرانی او از فساد محصول و نبود امکان مناسب برای انبارداری، محصول را با قیمتی پایین‌تر از ارزش واقعی آن پیشنهاد می‌کند.

در برخی موارد نیز با ایجاد فضای روانی در بازار، القای کاهش قیمت، بزرگ‌نمایی ایرادات محصول یا وعده خرید بهتر در آینده، نخلدار را تحت فشار قرار می‌دهند تا محصول یک سال زحمت خود را با قیمتی کمتر از هزینه واقعی تولید واگذار کند.

البته باید تأکید کرد که همه واسطه‌ها دلال ناسالم نیستند.

واسطه‌ای که محصول را تجمیع می‌کند، حمل‌ونقل انجام می‌دهد، ریسک بازار را می‌پذیرد، محصول را سورت و بسته‌بندی می‌کند و به بازارهای دوردست می‌رساند، بخشی واقعی از زنجیره ارزش است.

مسئله زمانی ایجاد می‌شود که واسطه‌گری از یک خدمت اقتصادی به ابزار ایجاد عدم تعادل و انتقال غیرمنصفانه ارزش از تولیدکننده به حلقه‌های بعدی زنجیره تبدیل شود.

نخلداری که کمتر از هزینه تولید می‌فروشد، چگونه می‌تواند باغ خود را حفظ کند؟

این شاید مهم‌ترین بخش ماجرا باشد.

اگر درآمد حاصل از فروش خرما حتی هزینه‌های واقعی تولید را پوشش ندهد، نخلدار در سال بعد ناچار است هزینه‌های باغ را کاهش دهد.

اولین قربانی این کاهش هزینه معمولاً بخش‌هایی است که اثر آن‌ها فوری دیده نمی‌شود؛ مانند مدیریت اصولی تغذیه، اصلاح خاک، تأمین مواد آلی، پایش آفات و بیماری‌ها، بهبود سیستم آبیاری، عملیات به‌زراعی و حتی نیروی کار متخصص.

اما در کشاورزی، کاهش هزینه همیشه به معنای کاهش زیان نیست.

گاهی هزینه نکردن امروز، هزینه بزرگ‌تر فردا را ایجاد می‌کند.

درختی که تغذیه متعادل دریافت نمی‌کند، خاکی که شوری و اختلالات تغذیه‌ای آن مدیریت نمی‌شود، باغی که عملیات به‌زراعی آن به تعویق می‌افتد و آفات و بیماری‌ها به‌موقع کنترل نمی‌شوند، به‌تدریج از ظرفیت تولید خود فاصله می‌گیرد.

در نتیجه، عملکرد و کیفیت محصول کاهش پیدا می‌کند و نخلدار سال بعد نیز قدرت اقتصادی کمتری برای سرمایه‌گذاری در باغ خواهد داشت.

این روند می‌تواند یک چرخه معیوب اقتصادی ـ فنی ایجاد کند:

فروش ارزان → کاهش درآمد → کاهش توان سرمایه‌گذاری در باغ → افت مدیریت و تغذیه → کاهش عملکرد و کیفیت → کاهش درآمد → ضعف بیشتر باغ

بنابراین، پایین خریدن محصول از نخلدار در کوتاه‌مدت ممکن است برای یک خریدار سود ایجاد کند، اما در بلندمدت می‌تواند به کاهش بهره‌وری کل بخش تولید منجر شود.

چرا مصرف‌کننده خرما را گران می‌خرد؟

در سوی دیگر زنجیره، مصرف‌کننده با قیمت بالاتری مواجه است.

اما افزایش قیمت نهایی را نیز نباید به‌صورت ساده به نخلدار نسبت داد.

بین باغ و سفره مصرف‌کننده، هزینه‌هایی مانند جمع‌آوری، حمل‌ونقل، افت محصول، سورتینگ، درجه‌بندی، فرآوری، بسته‌بندی، نگهداری، سردخانه، توزیع، عمده‌فروشی، خرده‌فروشی و حاشیه سود حلقه‌های مختلف وجود دارد.

هرچه این زنجیره طولانی‌تر، غیرشفاف‌تر و کم‌بازده‌تر باشد، فاصله میان قیمت واقعی تولید و قیمت پرداختی مصرف‌کننده بیشتر خواهد شد.

از این منظر، مسئله اصلی فقط «گران بودن خرما» نیست؛ بلکه باید پرسید:

چه مقدار از ارزش ایجادشده در زنجیره به تولیدکننده بازمی‌گردد و چه مقدار در حلقه‌های پس از تولید توزیع می‌شود؟

این همان جایی است که مفهوم زنجیره ارزش اهمیت پیدا می‌کند.

مشکل فقط فروش نیست؛ مشکل، ناتوانی در ارزش‌آفرینی پس از تولید است

یکی از ضعف‌های ساختاری بخش خرما، فروش بخش قابل توجهی از محصول به‌صورت خام یا با حداقل فرآوری است.

اگر نخلدار یا تشکل‌های تولیدکنندگان بتوانند محصول را پس از برداشت، به شکل علمی سورت، درجه‌بندی، بسته‌بندی و بازارپسند کنند و به بازارهای هدف داخلی و خارجی دسترسی مستقیم‌تری داشته باشند، بخشی از ارزش افزوده‌ای که امروز در مراحل بعدی ایجاد می‌شود، می‌تواند به تولیدکننده بازگردد.

در واقع، راهکار پایدار افزایش درآمد نخلدار، صرفاً افزایش قیمت خرید محصول نیست؛ بلکه باید سهم نخلدار از ارزش افزوده نهایی محصول افزایش پیدا کند.

این موضوع نیازمند تشکیل و تقویت تشکل‌های واقعی تولیدکنندگان، توسعه صنایع تبدیلی و بسته‌بندی، ایجاد برندهای منطقه‌ای، توسعه بازارهای صادراتی و مهم‌تر از همه، حرکت از فروش محصول به فروش ارزش است.

بسته‌بندی؛ از هزینه اضافی تا ابزار افزایش ارزش

خرمای ایران از نظر تنوع ارقام، کیفیت و ظرفیت تولید، جایگاه بسیار مهمی دارد؛ اما در بازار رقابتی امروز، کیفیت محصول به‌تنهایی کافی نیست.

مصرف‌کننده علاوه بر محصول، به بهداشت، ظاهر، اطلاعات محصول، نوع بسته‌بندی، قابلیت نگهداری، اعتبار برند و سهولت خرید نیز توجه می‌کند.

بنابراین بسته‌بندی حرفه‌ای نباید صرفاً یک هزینه تلقی شود؛ بلکه می‌تواند بخشی از فرآیند خلق ارزش افزوده باشد.

خرمایی که بدون درجه‌بندی و بسته‌بندی مناسب از باغ خارج می‌شود، ممکن است در حلقه‌های بعدی با چند برابر ارزش اولیه خود به محصولی متفاوت تبدیل شود؛ در حالی که بخش مهمی از این ارزش می‌توانست در همان منطقه تولید و به نفع نخلدار ایجاد شود.

اصلاح زنجیره خرما از باغ آغاز می‌شود، اما در باغ تمام نمی‌شود

اگر هدف، کاهش فاصله میان قیمت تولیدکننده و مصرف‌کننده است، باید نگاه خود را از یک حلقه به کل زنجیره تغییر دهیم.

نخلدار باید بداند هزینه واقعی تولید محصولش چقدر است.

تشکل‌های تولیدکنندگان باید بتوانند محصول را تجمیع، درجه‌بندی و برای بازار هدف آماده کنند.

بخش فرآوری و بسته‌بندی باید استاندارد و رقابتی شود.

اطلاعات بازار باید شفاف‌تر در اختیار تولیدکننده قرار گیرد.

و مهم‌تر از همه، سازوکاری ایجاد شود که نخلدار بتواند به‌جای فروش اجباری محصول درب باغ، بخشی از مسیر ارزش‌آفرینی محصول خود را در اختیار داشته باشد.

در چنین شرایطی، هم تولیدکننده انگیزه بیشتری برای حفظ کیفیت باغ خواهد داشت و هم مصرف‌کننده می‌تواند محصولی باکیفیت را با قیمت منطقی‌تر دریافت کند.

آینده خرما در گرو حفظ «اقتصاد باغ» است

نباید فراموش کنیم که نخلدار فقط تولیدکننده یک محصول نیست؛ او سرمایه‌گذار بخش کشاورزی و حافظ یک سرمایه چندساله است.

نخل، محصول یک‌ساله نیست که اگر امسال سود نداشت، سال آینده بتوان آن را جایگزین کرد. سلامت و توان تولیدی یک نخلستان نتیجه سال‌ها مدیریت صحیح آب، خاک، تغذیه، آفات، بیماری‌ها و عملیات به‌زراعی است.

بنابراین اگر نظام اقتصادی حاکم بر بازار خرما به گونه‌ای باشد که نخلدار دائماً محصول خود را پایین‌تر از ارزش واقعی بفروشد، در نهایت فقط نخلدار متضرر نمی‌شود؛ کل زنجیره تولید خرما آسیب خواهد دید.

کشاورزی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که تولیدکننده از نظر اقتصادی نیز پایدار باشد.

نخلدار توانمند، نخلستان سالم‌تر، محصول باکیفیت‌تر و بازار باثبات‌تری خواهد داشت.

از این رو، برای حل مسئله قیمت خرما نباید فقط به آخرین حلقه، یعنی مصرف‌کننده، نگاه کنیم. باید به ابتدای زنجیره برگردیم و بپرسیم:

آیا نخلدار ما از تولید خرما سود منطقی می‌برد؟

اگر پاسخ این پرسش منفی باشد، افزایش یا کاهش مقطعی قیمت در بازار نمی‌تواند مشکل را حل کند.

راه‌حل واقعی، شفافیت در زنجیره، کاهش واسطه‌گری ناسالم، تقویت تشکل‌های تولیدکنندگان، توسعه فرآوری و بسته‌بندی، دسترسی مستقیم‌تر به بازار و بازگرداندن سهم عادلانه‌تری از ارزش نهایی خرما به تولیدکننده است.

در نهایت، برای ارزان‌تر شدن پایدار خرما برای مصرف‌کننده، شاید لازم نباشد قیمت نخلدار را پایین بیاوریم؛

باید هزینه‌های پنهان و ناکارآمدی‌های مسیر بین باغ تا سفره را کاهش دهیم.

این نگاه، هم از حقوق نخلدار دفاع می‌کند و هم منافع مصرف‌کننده را در نظر می‌گیرد؛ زیرا بازار سالم، بازاری نیست که در آن یک طرف برنده و طرف دیگر بازنده باشد، بلکه بازاری است که تولیدکننده توان ادامه تولید داشته باشد و مصرف‌کننده نیز محصول باکیفیت را با قیمت منطقی دریافت کند.

 

دکتر اصغر وطنخواه – کارشناس گیاه‌پزشکی و کارشناس ارشد بیماری‌های گیاهی

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای