خبر فوری
شناسه خبر: 57051

طلای بی‌وارث اصفهان؛ زری‌بافی در یک قدمی خاموشی کامل

زری‌بافی اصفهان، هنری که با طلا و ابریشم عجین است، در خطر انقراض قرار دارد. چرا تعداد کارگاه‌های این هنر اصیل به انگشتان یک دست رسیده؟

طلای بی‌وارث اصفهان؛ زری‌بافی در یک قدمی خاموشی کامل

​اصفهان، شهر گنبدهای فیروزه‌ای، حالا شاهد خاموشی یکی از فاخرترین میراث‌های هنری خود است. «زری‌بافی» که روزگاری تاروپودش با طلا و ابریشم در دربارها و خانه‌های اشرافی می‌درخشد، امروز با بحرانی عمیق‌تر از رکود بازار روبه‌روست؛ بحران «انقراض دانش».

با کاهش شدید تعداد کارگاه‌های فعال به کمتر از انگشتان یک دست، زری‌بافی اصفهان بیش از آنکه با معضل فروش دست‌به‌گریبان باشد، درگیر گسست نسلی شده است. آیا این هنر کهن پیش از آنکه آخرین دستگاه‌هایش خاموش شوند، برای همیشه به موزه‌ها تبعید خواهد شد؟

 

وضعیت بحرانی زری‌بافی اصفهان در آیینه آمار

وقتی از «زری‌بافی اصفهان» صحبت می‌کنیم، از صنعتی حرف می‌زنیم که آموزش آن نه چند ماه، بلکه سال‌ها تجربه و صبوری می‌طلبد. برخلاف هنرهای دیگر، زری‌بافی مجموعه‌ای از دانش فنی (کار با دستگاه)، هنر طراحی و مهارت تولید مواد اولیه (گلابتون) است.

مجیدالدین تاج، رئیس اتحادیه صنایع‌دستی اصفهان، در گفت‌وگو با ما تأیید می‌کند که آمار کارگاه‌های فعال حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. این یعنی نه تنها تولید، بلکه «زنجیره تأمین» این هنر اصیل در حال گسستن است.

 

روایت آخرین بازمانده؛ زری‌بافی یعنی زندگی، نه فقط پارچه

استاد «مهدی شمسعلی»، چهره ماندگار و تنها استاد باقی‌مانده که تمام عمرش را پای دستگاه‌های زری‌بافی گذرانده، نگاهی تلخ به شرایط دارد. او معتقد است مشکل اصلی، نگاهِ ویترینی به صنایع‌دستی است.

شمسعلی می‌گوید: «در گذشته محدوده ابن‌سینا پاتوق زری‌بافان بود. امروز کسی نمی‌تواند بدون شناخت گلابتون و مهارت چله‌کشی، خود را زری‌باف بداند. ما میراث‌دار دانشی هستیم که در دانشگاه‌ها تدریس نمی‌شود و اگر حمایت مستمر نباشد، با رفتن استادان، این دانش هم دفن می‌شود.»

او با اشاره به خانه تاریخی «شیخ‌الاسلام» که زمانی قلب تپنده نساجی سنتی بود، از دست‌رفتن کارکرد تخصصی این مکان‌ها انتقاد می‌کند؛ مکانی که امروز دیگر آن فضای زنده آموزشیِ گذشته را ندارد.

 

چالش‌های اقتصادی؛ وقتی هنر دیگر نان ندارد

«فریبا داوری»، از هنرمندان زری‌باف که این مسیر دشوار را انتخاب کرده، از واقعیت‌های تلخ پشت پرده می‌گوید. برای او، زری‌بافی یک عشق است، اما عشقی پرهزینه:

  • هزینه‌های گزاف: طلا، نقره و ابریشم روزبه‌روز گران‌تر می‌شوند.
  • سرعت ناچیز: بافت روزانه تنها یک سانتی‌متر، یعنی صرف زمان بسیار طولانی برای یک قطعه کوچک.
  • نبود بازار: با توقف صادرات و کاهش قدرت خرید داخلی، هنرجویان انگیزه‌ای برای ادامه ندارند.

داوری تأکید می‌کند: «وقتی دانشجو می‌بیند پس از سال‌ها یادگیری، بازاری برای فروش اثرش وجود ندارد، چرا باید این مسیر سخت را ادامه دهد؟»

 

چرا دانشگاه‌ها زری‌بافی را اولویت قرار نمی‌دهند؟

سؤالی که بسیاری از علاقه‌مندان دارند این است: چرا دانشگاه هنر اصفهان نقش پررنگ‌تری در حفظ این میراث ندارد؟ علیرضا خواجه‌احمدعطاری، رئیس دانشگاه هنر اصفهان، پاسخ می‌دهد:

«زری‌بافی به‌دلیل پیچیدگی فنی و نیاز به تجهیزات و نیروی انسانیِ دونفره (بافنده و نقش‌بند)، در مقایسه با سایر شاخه‌های نساجی، هزینه بالاتری دارد. برنامه‌های درسی دانشگاهی به‌ناچار اولویت‌بندی می‌شوند، اما تلاش ما این بوده که در ساختار جدید، دانشجویان در ترم‌های بالاتر به سمت تخصص‌گرایی حرکت کنند؛ هرچند خروجی نهایی به امکاناتِ عملیِ هر دانشگاه وابسته است.»

 

آیا راهی برای نجات وجود دارد؟

کارشناسان معتقدند برای جلوگیری از «موزه‌ای‌شدن» زری‌بافی اصفهان، باید رویکردها تغییر کند:

  1. حمایت از بخش خصوصی: واگذاری بناهای تاریخی به استادان با هدف آموزش واقعی.
  2. بازاریابی بین‌المللی: تمرکز بر صادرات به کشورهای حوزه خلیج‌فارس که همچنان خریدار بافت‌های سنتی هستند.
  3. تسهیلات ویژه برای هنرجویان: ایجاد بسته‌های حمایتی تا هنرجو در سال‌های اول آموزش، نگران هزینه‌های معیشتی نباشد.

اگر امروز برای احیای این «طلای بی‌وارث» اقدامی جدی صورت نگیرد، زری‌بافی از یک «هنر زنده» به یک «تیتر در تاریخ» تبدیل خواهد شد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای