چپگرایان و راستگرایان اسرائیلی برای ایران تفاوتی ندارند
بررسی رقابتهای انتخاباتی اسرائیل میان نتانیاهو و آیزنکوت و تحلیل این موضوع که تغییر قدرت در تلآویو چه تأثیری بر راهبرد این رژیم در قبال ایران و فلسطین خواهد داشت.
فقط دو کاندیدا در رقابتهای انتخاباتی اسرائیل باقی ماندهاند؛ بنیامین نتانیاهو که هماکنون نخستوزیر است و ائتلافی از راستگرایان، یهودیان افراطی و ارتدوکس و نیز تندروهای یهودی را رهبری میکند، و در مقابل او گادی آیزنکوت که پیش از این رئیس ستاد ارتش بوده و ائتلاف میانهها را در مقابل نتانیاهو تشکیل داده است.
ترکیب رأیدهندگان در سرزمینهای اشغالی بهگونهای است که احتمال برتری آیزنکوت در مقابل نتانیاهو را حتمی کرده و آخرین نظرسنجیها که از سوی کانالهای تلویزیونی اسرائیلی صورت گرفته، حاکی از آن است که ائتلاف ضدنتانیاهو به برتری دست یافته و از حامیان بیشتری برخوردار شده است. این برتری البته بهتازگی حاصل شده؛ چرا که تا همین هفتههای گذشته، ائتلاف راستگرایان و افراطیون بهطور کاملاً ملموسی از رقبای دیگر جلوتر بود و از حمایتهای بیشتری بهره میبرد. حتی وقتی رئیسجمهور ایالات متحده در شبکه اجتماعی اختصاصی خودش تمامقد و صریح از پیروزی نتانیاهو حمایت کرد و عرف مرسوم سیاستمداران در مورد مسائل داخلی و انتخابات یک کشور دیگر را زیر پا گذاشت، انتظار میرفت که تعداد حامیان گروههای راستگرا از حد کنونی فراتر برود و فاصله میان حامیان گروهها و احزاب راستگرا و رقیب افزایش یابد. حتی این نظر مطرح شد که با حمایت دونالد ترامپ از نتانیاهو، ممکن است در انتخابات سهشنبه آینده (۵ آبان)، نتانیاهو و احزاب حامیاش بتوانند حداقل ۶۱ کرسی را کسب کنند و با خیال راحت اقدام برای تمدید نخستوزیری نتانیاهو و تشکیل دولت را آغاز نمایند. اما رفتارهای ضدونقیض ترامپ در مورد جنگ با ایران و تغییر تصمیم لحظهآخری، محدود شدن زندگی عمومی اسرائیلیها بهواسطه جنگی که با ایران در جریان است، و عدم درک رفتارهای ترامپ از سوی رأیدهندگان اسرائیلی باعث شد حمایت ترامپ نهتنها محبوبیت نتانیاهو را افزایش ندهد، بلکه اتهام تحتقیمومیت بودن نتانیاهو را تقویت کند؛ بهطوریکه احزاب و روزنامههای مخالف، بهخاطر آنکه نخستوزیر اسرائیل زیر پرچم ایالات متحده و شخص ترامپ فعالیت میکند، او را سرزنش کردند. از این بابت قابل انتظار بود که پس از این حمایت، میزان حمایت مردمی از احزاب راستگرا و نخستوزیری نتانیاهو کاهش یابد؛ امری که هماکنون نیز مشاهده میشود و باعث شده احزاب مخالف در نظرسنجیهای مستقل از راستگرایان پیشی بگیرند و بتوانند در اولین انتخابات کنست پس از جنگ غزه و جنگ با ایران، شانس خود را برای کسب اکثریت پارلمانی و اخراج نتانیاهو از دفتر نخستوزیری افزایش دهند. برخی ناظران نیز پیشبینی میکنند که اگر روند حاضر ادامه پیدا کند و برتری احزاب چپگرا و مخالف نخستوزیر کنونی اسرائیل حفظ شود، به احتمال زیاد نتایج اعلامشده در چهارشنبه (شهم آبان) نشان خواهد داد که تعداد بیشتری از ۲/۷ میلیون نفر رأیدهنده اسرائیلی، از برکناری نتانیاهو حمایت کردهاند و در آغاز تشکیل دور جدید فعالیت کنست، نتانیاهو باید با دفتر نخستوزیری خداحافظی کند.
اما چه نخستوزیری در دست نتانیاهو بماند و چه رأیدهندگان اسرائیلی او را از این دفتر اخراج کنند و تشکیل دولت را به آیزنکوت بسپارند، گمان نمیرود که برای فلسطینیها و در نقطه بالاتر، برای ایرانیان و جمهوری اسلامی ایران چیز زیادی تغییر کند. در وهله اول، تصور کنید که مجدداً نتانیاهو بتواند اکثریت پارلمانی را کسب کند و به نخستوزیری مجدد برسد؛ در این صورت، همان تحولاتی که تاکنون در سرزمینهای اشغالی رخ داده، تکرار خواهد شد. ممکن است پس از پیروزی در این انتخابات، نتانیاهو بهباور حمایت مردمی از خود بیخود شود و رفتاری را که تاکنون داشته با قدرت و شدت بیشتری ادامه دهد. البته توان «بیبی» در منازعه با ایران تا حد زیادی به میزان قدرت برادر بزرگترش در ایالات متحده بستگی دارد و اگر در انتخابات میاندورهای اوضاع بهسود ترامپ پیش نرود، ممکن است بیبی و نظامیانش نتوانند برنامهها و راهبردهای خویش را آنطور که میخواهند دنبال کنند. از همین روست که ایال زمیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل تصریح کرده تا انتخابات میاندورهای مجالس ایالات متحده، بعید است که جنگی با ایران رخ دهد.
صورت دیگر ماجرا آن است که در انتخابات پنجم آبان، احزاب راستگرا نت우را (نتوانند) اکثریت لازم برای تشکیل دولت را کسب کنند. در این صورت، تشکیل مجلس جدید و آغاز تلاش برای ائتلاف و تشکیل دولت که به معرفی و تعیین نخستوزیر خواهد انجامید، چند هفته طول میکشد. در خوشبینانهترین حالت، طی شدن این تشریفات و رایزنیهایی که به تشکیل کابینه میرسد، یک ماه طول خواهد کشید. در این یک ماه، نتانیاهو همچنان با همان اختیارات قبلی نخستوزیر خواهد بود و به ارتش فرمان خواهد داد؛ بنابراین، اگر اوضاع همان باشد که بیبی میخواهد، نخستوزیر فعلی اسرائیل میتواند دستکم به میزان یک ماه، همه ماجراجوییهایی را که تاکنون انجام داده ادامه دهد و کارهایی را که ادعا میکند ناتمام گذاشته است، به اتمام برساند. بر این پایه، اتفاقاً اگر نتانیاهو نتواند در انتخابات حاضر به موفقیت دست پیدا کند و احزاب ائتلافش پیروز شوند، خطر در مورد ماجراجویی صهیونیستها کاهش پیدا نمیکند، بلکه ممکن است حتی بیشتر هم بشود؛ چرا که وقت باقیمانده را غنیمت دانسته و برای تشدید فعالیتها و نتیجهگیری از آن در همین زمان اندک تلاش خواهد شد.
نکته جالبتوجه و مهم در اینباره آن است که در مورد دشمنی با گروههای جهادی فلسطینی و تلاش برای نابودی جمهوری اسلامی در ایران، تفاوت ملموس و قابلذکری میان احزاب و چهرههای اسرائیلی وجود ندارد؛ چنانکه گادی آیزنکوت از هماکنون وعده داده است که ظرف یک سال، حماس و جهاد اسلامی را نابود خواهد کرد. موضوع نابودی توان هستهای و موشکی ایران، سکه رایجی است که در بازار رقابتهای سیاسی اسرائیل همیشه و از سوی همه بازیگران و تنشآفرینان خریدار دارد و تأثیرگذار است. گروههای چپگرای اسرائیلی در مورد مقابله با ایران، محدودکردن توان نظامی و راهبردی کشورمان، نابودی همکاران و گروههای نیابتی که با کشورمان ارتباط دارند، براندازی نظام جمهوری اسلامی و اقدامات تکمیلی در اینباره، با آنچه نتانیاهو در سالهای اخیر انجام داده، تفاوت راهبردی و معناداری ندارند و ممکن است تنها مسیر یا شکل آن تغییر کند. به همین دلیل، حتی شکست نتانیاهو در انتخابات حاضر و به قدرت رسیدن گروهها و احزاب چپگرا و نخستوزیری گادی آیزنکوت، تفاوت قابلذکری برای راهبردنویسان در تهران نداشته و نمیتوان به کاهش تنشزایی و رفتار مخرب تلآویو علیه تهران امید داشت.