خبر فوری
شناسه خبر: 56507

عدد فلاکت اغلب ایرانی‌ها از ۱۰۰ عبور کرد؛ تورم، فشار معیشتی را تشدید کرد

شاخص فلاکت ایران در تیرماه ۱۴۰۵ به حدود ۹۶ درصد رسید و در ۱۹ استان از مرز ۱۰۰ عبور کرد؛ تورم مهم‌ترین عامل افزایش فشار معیشتی است.

عدد فلاکت اغلب ایرانی‌ها از ۱۰۰ عبور کرد؛ تورم، فشار معیشتی را تشدید کرد

شاخص فلاکت در ایران بار دیگر به یکی از نشانه‌های جدی فشار اقتصادی بر خانوارها تبدیل شده است. بر اساس داده‌های مطرح‌شده درباره اقتصاد ایران در تیرماه ۱۴۰۵، شاخص فلاکت ایران به حدود ۹۶ درصد رسیده و در ۱۹ استان از مرز ۱۰۰ عبور کرده است؛ رقمی که نشان می‌دهد فشار ناشی از تورم و وضعیت بازار کار در بخش قابل‌توجهی از کشور افزایش یافته است.

در این میان، تورم نقش پررنگ‌تری در بالا رفتن شاخص فلاکت دارد. رشد مداوم قیمت کالاها و خدمات، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه‌های زندگی باعث شده است فشار اقتصادی برای بسیاری از خانوارها محسوس‌تر از گذشته باشد.

 

شاخص فلاکت چیست و چگونه محاسبه می‌شود؟

شاخص فلاکت یا «شاخص فلاکت اوکان» یکی از شاخص‌های ساده اقتصادی برای سنجش فشارهای ناشی از تورم و بیکاری است. در تعریف کلاسیک، این شاخص از مجموع نرخ تورم و نرخ بیکاری به دست می‌آید.

برای نمونه، اگر نرخ تورم یک کشور ۴۰ درصد و نرخ بیکاری آن ۹ درصد باشد، شاخص فلاکت برابر با ۴۹ خواهد بود.

با این حال، شاخص فلاکت به‌تنهایی تصویر کاملی از وضعیت معیشت مردم ارائه نمی‌کند. فقر، نابرابری درآمدی، هزینه مسکن، قدرت خرید، کیفیت اشتغال، امنیت شغلی و دسترسی به خدمات عمومی در محاسبه مستقیم این شاخص لحاظ نمی‌شوند.

 

تورم؛ عامل اصلی افزایش شاخص فلاکت در ایران

بر اساس داده‌های مورد اشاره در این گزارش، تورم نقطه‌ای در تیرماه ۱۴۰۵ به ۸۷.۹ درصد رسیده و تورم سالانه نیز از ۶۲ درصد به ۶۶ درصد افزایش یافته است.

در طرف دیگر، نرخ بیکاری در بهار ۱۴۰۵ به ۹.۱ درصد رسیده که نسبت به بهار سال گذشته ۱.۸ واحد درصد افزایش نشان می‌دهد.

بنابراین، اگرچه شرایط بازار کار نیز بر فشار اقتصادی اثرگذار است، اما در افزایش اخیر شاخص فلاکت، تورم سهم بسیار بیشتری دارد.

۱۹ استان بالاتر از مرز ۱۰۰

داده‌های ارائه‌شده نشان می‌دهد فشار اقتصادی در استان‌های مختلف یکسان نیست و برخی مناطق وضعیت دشوارتری را تجربه می‌کنند.

استان شاخص فلاکت
تهران ۸۳.۵ درصد
ایلام ۱۲۰.۶ درصد
کل کشور حدود ۹۶ درصد

بر اساس این داده‌ها، شاخص فلاکت در ۱۹ استان از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده است. این موضوع نشان می‌دهد میان وضعیت اقتصادی استان‌ها تفاوت قابل‌توجهی وجود دارد و ترکیب تورم و بیکاری در برخی مناطق فشار بیشتری بر خانوارها وارد می‌کند.

 

چرا تورم در ایران به موتور اصلی فلاکت تبدیل شده است؟

وحید شقاقی‌شهری، اقتصاددان، معتقد است افزایش شاخص فلاکت در سال‌های اخیر بیش از آنکه ناشی از جهش بیکاری باشد، به تورم مزمن و افزایش مستمر سطح عمومی قیمت‌ها ارتباط دارد.

نرخ تورم اعلام‌شده برای سال‌های اخیر به این شرح است:

سال نرخ تورم
۱۴۰۰ ۴۶.۲ درصد
۱۴۰۱ ۵۳.۱ درصد
۱۴۰۲ ۴۷.۴ درصد
۱۴۰۳ ۳۵.۸ درصد
۱۴۰۴ ۴۸.۳ درصد

میانگین این ارقام در فاصله سال‌های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ حدود ۴۶ درصد بوده است؛ روندی که از تداوم تورم بالا در اقتصاد ایران حکایت دارد.

 

کسری بودجه و ناترازی بانکی؛ دو عامل مهم تورم

یکی از عوامل مهم مورد اشاره کارشناسان، کسری مزمن بودجه دولت است. افزایش هزینه‌های جاری، تعهدات حقوق و دستمزد، یارانه‌ها و تعهدات صندوق‌های بازنشستگی در کنار محدودیت درآمدهای پایدار، فشار قابل‌توجهی بر منابع دولت ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، ناترازی شبکه بانکی، رشد نقدینگی و هدایت نشدن بخشی از منابع به سمت سرمایه‌گذاری مولد نیز می‌تواند بر فشارهای تورمی بیفزاید.

در شرایطی که حجم نقدینگی با سرعت بیشتری نسبت به تولید رشد کند، فاصله میان حجم پول و عرضه کالا و خدمات افزایش می‌یابد و زمینه برای افزایش قیمت‌ها فراهم می‌شود.

 

شوک ارزی و تحریم‌ها چگونه فشار اقتصادی را بیشتر می‌کنند؟

نوسانات نرخ ارز یکی دیگر از عوامل مهم اثرگذار بر تورم است. وابستگی بخش تولید به مواد اولیه، قطعات، ماشین‌آلات و فناوری وارداتی باعث می‌شود افزایش نرخ ارز تنها قیمت کالاهای وارداتی را بالا نبرد، بلکه هزینه تولید داخلی را نیز افزایش دهد.

تحریم‌ها نیز می‌توانند از مسیر کاهش درآمدهای ارزی، افزایش هزینه تجارت خارجی، محدود شدن دسترسی به منابع مالی و کاهش سرمایه‌گذاری، فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کنند.

در چنین شرایطی، افزایش هزینه تولید در نهایت می‌تواند به قیمت نهایی کالاها منتقل شود و قدرت خرید خانوارها را کاهش دهد.

 

چرا مردم پول خود را به طلا، ارز و مسکن تبدیل می‌کنند؟

در دوره‌های تورمی، خانوارها و فعالان اقتصادی معمولاً تلاش می‌کنند ارزش دارایی‌های نقدی خود را حفظ کنند. به همین دلیل، تقاضا برای دارایی‌هایی مانند طلا، ارز، مسکن و کالا افزایش می‌یابد.

تداوم این رفتار می‌تواند انتظارات تورمی را تقویت کند. بنگاه‌ها نیز ممکن است قیمت کالا و خدمات خود را نه فقط بر اساس هزینه‌های فعلی، بلکه با توجه به هزینه احتمالی جایگزینی مواد اولیه و کالا در آینده تعیین کنند.

این چرخه می‌تواند به تداوم تورم و کاهش بیشتر قدرت خرید منجر شود.

 

بازار کار؛ شاخص بیکاری همه واقعیت را نشان نمی‌دهد

یکی از محدودیت‌های مهم شاخص فلاکت این است که نرخ رسمی بیکاری به‌تنهایی نمی‌تواند تمام مشکلات بازار کار را نشان دهد.

کاهش مشارکت اقتصادی، افزایش اشتغال غیررسمی، افت دستمزد واقعی، ناامنی شغلی، بیکاری جوانان و فارغ‌التحصیلان و مهاجرت نیروی متخصص از جمله عوامی هستند که می‌توانند فشار واقعی بازار کار را بیشتر از آنچه در نرخ رسمی بیکاری دیده می‌شود، نشان دهند.

به همین دلیل، ممکن است نرخ بیکاری کاهش پیدا کند، اما همزمان کیفیت اشتغال، درآمد واقعی و قدرت خرید شاغلان نیز افت کرده باشد.

 

کاهش فعالیت بنگاه‌ها چه اثری بر اشتغال دارد؟

محمد طبیبیان، اقتصاددان، نیز بر اثرگذاری کاهش فعالیت بنگاه‌های اقتصادی بر بازار کار تأکید کرده است.

مشکلات تأمین مواد اولیه، محدودیت فعالیت صنایع و کاهش ظرفیت تولید می‌تواند علاوه بر کاهش تولید، توان بنگاه‌ها برای ایجاد اشتغال جدید را نیز محدود کند.

از سوی دیگر، اگر بخشی از افراد به دلیل شرایط نامناسب اقتصادی از بازار کار خارج شوند، ممکن است در آمار رسمی بیکاران ثبت نشوند؛ اما این مسئله به معنای کاهش فشار اقتصادی بر خانوارها نیست.

 

اقتصاد دیجیتال هم از فشارهای اقتصادی در امان نیست

محدودیت‌های اینترنتی و مشکلات ارتباطی نیز می‌تواند فعالیت شرکت‌های فناوری‌محور و دانش‌بنیان را تحت تأثیر قرار دهد.

شرکت‌هایی که بخش قابل‌توجهی از فروش، ارتباط با مشتری، ارائه خدمات یا فعالیت‌های روزمره آنها به زیرساخت‌های دیجیتال وابسته است، در صورت دسترسی ناپایدار به اینترنت ممکن است با کاهش بهره‌وری، فروش و ظرفیت فعالیت مواجه شوند.

تداوم این شرایط می‌تواند در نهایت بر تولید، سرمایه‌گذاری و اشتغال نیز اثرگذار باشد.

 

آیا می‌توان شاخص فلاکت را کاهش داد؟

کاهش پایدار شاخص فلاکت با یک اقدام کوتاه‌مدت امکان‌پذیر نیست و به مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی هماهنگ نیاز دارد.

در وهله نخست، مهار تورم اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا در شرایط فعلی، تورم سهم اصلی را در افزایش شاخص فلاکت ایفا می‌کند. کنترل رشد نقدینگی، کاهش کسری بودجه، اصلاح ناترازی بانک‌ها و ایجاد ثبات بیشتر در بازار ارز از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند به کاهش فشارهای تورمی کمک کنند.

در کنار کنترل تورم، اصلاح بازار کار نیز ضروری است. افزایش سرمایه‌گذاری، ایجاد اشتغال پایدار، حمایت از بنگاه‌های تولیدی و کاهش موانع کسب‌وکار می‌تواند فرصت‌های شغلی و درآمد خانوارها را تقویت کند.

 

کاهش عدد فلاکت چه زمانی برای مردم ملموس می‌شود؟

کاهش شاخص فلاکت زمانی می‌تواند برای خانوارها معنای واقعی داشته باشد که آثار آن در ثبات قیمت‌ها، افزایش قدرت خرید، بهبود درآمد واقعی و ارتقای کیفیت اشتغال دیده شود.

در غیر این صورت، حتی کاهش مقطعی تورم یا بیکاری نیز لزوماً به معنای بهبود پایدار وضعیت معیشتی مردم نخواهد بود.

در مجموع، رسیدن شاخص فلاکت به محدوده‌های بالا، بیش از آنکه یک عدد ساده اقتصادی باشد، هشداری درباره فشار همزمان تورم و بازار کار است؛ فشاری که آثار آن در هزینه‌های روزمره، قدرت خرید و تصمیم‌های اقتصادی خانوارها نمایان می‌شود.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای