اقتصاد دستوری به پیروزی نمی رسد
تمامی حاکمیت بسیج شدهاند تا ارزش ریال را تا پیش از نوسانهای نرخ ارز در دولت رئیسی حفظ کنند.

اخبار سبز کشاورزی؛ نادر کریمی جونی | وقتی سیدابراهیم رئیسی در انتخاباتی که از سوی فعالان سیاسی و بسیاری از شهروندان مورد انتقاد واقع شد به پیروی رسید و در وهله اول چنین موضع گرفت که اوضاع اقتصادی را سامان خواهد داد، بسیاری از افرادی که نخستین اظهارات رئیسی را چه قبل از ورود به دفتر رئیس جمهوری و چه بعد از آن شنیدند از خود پرسیدند که آیا رئیسی با خود چوب جادو آورده است؟
رئیسی در موضعگیریها و بیان وعدههایش بهویژه پس از برعهده گرفتن مقام رئیس جمهوری اسلامی ایران چنان سحن میگفت که به نظر میرسید تنها وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس کل بانک مرکزی برای حل و فصل مشکل کاهش ارزش پول ملی ایران کافی هستند و این مساله آنقدر پیچیده و لاینحل نیست که نیاز باشد افراد یا گروههای دیگری وارد شوند و مسئولیت بهعهده گیرند.
در معرفی وزیر امور اقتصاد و دارایی و رئیس کل بانک مرکزی هم تقریبا همین مواضع تکرار شد و ایرانیان تصور کردند که در مدت کوتاهی، نرخ دلار به قیمتهای پایینتر از 20 هزار تومان کاهش خواهد یافت و پول ملی کشور قدرتمند خواهد شد.
حالا و پس ازگذشت بیش از 18 ماه به قدرت رسیدن رئیسی و همکاران او محافظهکاران و دلواپسان کمکم میفهمند که اداره امور کشور، تقویت ریال ایران، توزیع عادلانه کالا و حذف یارانه ها چندان هم ساده نیست و به چیزهایی بیش از فعالیت دو نهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی و بانک مرکزی نیاز دارد.
محافظهکاران و رهبران قدرتمند ایشان که معتقد بودند مقاومت در برابر ساختار فعلی جهان میتواند ایران را به قلههای پیروزی برساند، حال با کشوری مواجه هستند که نه فقط ساختار اقتصادی خوبی ندارد بلکه در داخل علاوهبر مشکل امنیتی، مشکلات سیاسی _ اجتماعی هم حاکمیت را به دردسر انداخته است.
اکنون و پس از کنار گذشتن رئیس کل بانک مرکزی، دوباره اختیارات ویژهای به رئیس این بانک داده شده تا اوضاع پولی را سامان دهد.
در آخر هفتهای که صالحآبادی بر سر کار بود، هم سران سه قوه گرد هم آمدند تا اختیارهای ویژهای به رئیس کل کل بدهند. همان موقع صالحآبادی و خاندوزی به مجلس رفتند تا برای نمایندگان توضیح دهند که این اوضاع ادامه نخواهد داشت و با اختیاراتی که از نشست اقتصادی سران قوا اخذ شده، بازار سامان خواهد یافت.
اما این وعدهها آنقدر امیدوار کننده نبود که حتی صالحآبادی را هم به ادامه فعالیت ترغیب کند و کمتر از ده روز بعد صالحآبادی استعفاء کرد یا به طور محترمانه کنار گذاشته شد.
فرزین هم در روزی که عملا هیات وزیران تعطیل است و نشست ندارد به ریاست بانک منصوب شد تا هیات وزیران به شهروندان ایرانی پیام دهد که برای ساماندهی اوضاع حتی روزهای تعطیل را هم از دست نمیدهد.
همان زمانی که محمدحسین فرزین منصوب شد رئیس کل جدید بانک مرکزی به صداو سیمای جمهوری اسلامی در ایران رفت تا مردم را به ساماندهی اوضاع امیدوار کند و وعده تقویت پول ملی را بدهد، وعدهای که هیچ گاه محقق نشد و حتی مرکز مبادله ارز و طلا که نسخه ایرانی تدبیر روسها برای مدیریت بازار ارز و حفظ قدرت روبل _ پول ملی روسیه - هم نتوانست کمک زیادی به اوضاع نکند؛ ولی پس از گشایش این مرکز در حالی که گمان و انتظار میرفت که فعالیت مرکز یاد شده برای مدتی هر چند کوتاه بتواند دلار و قیمتهای ارز را مدیریت کند؛ اما از فردای فعالیت مرکز مبادله ارز و طلا، دوباره قیمت ارز به طور آرام و مدام افزایش یافت.
در این میان دولت میخواهد راههای ورود دلار به بازار غیر رسمی و به اصطلاح چهار راه استانبول تهران را مسدود کند و همه ارزها که به صورت اسکناس وارد کشور میشوند و چه ارزهایی از طریق شبکه بانکی وارد میشوند را در کانالهای رسمی به جریان بیندازد تا از سویی امکان مدیریت و رهگیری مسیر حرکت آن شخص شود و از سوی دیگر امکان قیمتگذاری و تعیین نرخ آن فراهم شود.
اما این کار چقدر امکانپذیر است؟ رئیسی، اژهای و قالیباف با جلسهای که شب بر پا کرده و اختیارهای ویژهای به فرزین دادهاند در واقع تایید کردهاند که دستور دادن به اقتصاد و به بند کشیدن فعالان اقتصادی امکان پذیر است.
اگر این گونه اقدامات موثر و حصول نتیجه براساس دستور مسیر بود پس چرا صالحآبادی نتوانست در تقویت پول ملی و نوسانهای مخرب نرخ ارز موفق شود.