«سفره انقلاب» و انجمن اقتصاد کشاورزی چرا گردن نمیگیرید؟
ناکارآمدی ۱۵ ماهه وزیر موقت جهاد کشاورزی و سکوت سنگین اقتصاددانان
سکوت انجمن اقتصاد کشاورزی درباره معرفی وزیر موقت ناکارآمد، جعل عنوان «دکتر» و لابیگری، اعتماد عمومی و شایستهسالاری را قربانی کرد
در دل پیچوخمهای سیاستگذاری کشاورزی ایران، ماجرایی تکراری رقم خورده که بوی شبکه سازی میدهد: معرفی یک وزیر موقت ناکارآمد بدون پشتوانه کارشناسی واقعی، و حالا بعد از ۱۵ ماه ناکارآمدی آشکار، همه انگشت اتهام را به زمین همدیگر نشانه می روند. دکتر غلامرضا نوری قزلجه!، که با توصیهنامهای جنجالی از سوی انجمن اقتصاد کشاورزی ایران به عنوان گزینه اصلح وزارتخانه جهاد کشاورزی معرفی شد، حالا نماد یک انتصاب پرهزینه است. اما سؤال اینجاست: چرا رئیس انجمن، سیدصفدر حسینی، بدون هماهنگی با اعضا و بدون رأیگیری هیئت مدیره، چنین فردی را «دکتر» خطاب کرد و به صحنه آورد؟ و مهمتر، چرا هیچکس – از حسینی تا دیگر مسئولان – این انتخاب غلط را نمیگیرد؟
مهر ماه سال گذشته اخبار سبز کشاورزی در مورد ناتوانی نوری هشدار داده بود.
داستان از یک نامه آغاز شد؛ نامهای که صفدر حسینی، رئیس انجمن اقتصاد کشاورزی ایران، در غیاب اعضا و بدون هیچ رأیگیری رسمی امضا کرد. در این توصیهنامه، نوری قزلجه – که در آن زمان تنها فوقلیسانس اقتصاد کشاورزی داشت – به عنوان گزینهای شایسته برای وزارت معرفی شد و حتی «دکتر» خطابش کردند!
این اقدام، موجی از اعتراضات را برانگیخت. اعضا انجمن فریاد زدند که هیچ هماهنگیای صورت نگرفته و این تصمیم یکجانبه، اعتبار کارشناسی انجمن را زیر سؤال برده است.
جزئیات این رسوایی را برملا میکند: انتظاری از حسینی، که خود خوزستانی و چهرهای شناختهشده است، نمیرفت چنین خطایی مرتکب شود.
اما ماجرا به اینجا ختم نشد. دختر صفدر حسینی، که قبل تر در دفاع از پدرش، با لحنی که بوی توجیه و توهین به مردم را میداد، اعلام کرد: «پدرم سهمش را از سفره انقلاب برداشته است.» این عبارت، که حالا به تیتر طنزآمیز ناکارآمدی، طلبکاری چهره های مدیریتی خاصی بدل شده، تلنگری است به همه کسانی که با حقوقهای نجومی و انتصابهای خانوادگی، سفره مردم را خالی نگه میدارند. نوری قزلجه در مقام وزیر موقت، ۱۵ ماه فرصت داشت تا دستاوردهایی در کشاورزی نشان دهد – از کنترل تورم نهادهها تا حمایت واقعی از کشاورزان – اما نتیجه؟ ناکارآمدی مطلق، انتصابات غیر حرفه ای، علمی، سفارشی و آشناسالاری، توصیه سالاری، افزایش هزینههای تولید، و اعتراضات پیدرپی کشاورزان خسته از سیاستهای بیثمر.
حالا همه باید پاسخگو باشند. سید صفدر حسینی چرا بدون مشورت اعضا، یک فوقلیسانس را در مکاتبات رسمی«دکتر» اقتصاد کشاورزی و وزیر وزارتخانه کرد؟( قوانین مجازات حقوقی و اداری کشور برای جعل عنوان و مدارک تحصیلی مواد ۵۵۵ و ۵۵۶ قانون مجازات اسلامی) چرا انجمن اقتصاد کشاورزی، که قرار است صدای کارشناسی باشد، به ابزاری برای لابیگری بدل شد؟ و چرا بعد از ۱۵ ماه، هیچکس – نه حسینی، نه مسئولان بالادستی، و نه رئیس گروه آموزشی محل تحصیل نوری قزلجه در دانشگاه و نیز حتی خود نوری – مسئولیت این انتصاب را نمیپذیرند؟ سکوت آنها، نه تنها اعتماد عمومی به نهادهای کارشناسی را خدشهدار میکند، بلکه زنگ خطری است برای آینده کشاورزی ایران. سفره انقلاب، که هر از چند گاهی سهمی با تحقیر ملت از آن برداشته شد و حالا خالی از شایستهسالاری مانده. وقت آن است که همه گردن بگیرند، نه اینکه پشت « نادان تصور کردن مردم» پنهان شوند.