خبر فوری
شناسه خبر: 53600

داستان پزشکیان و نوری قزلجه

کارتون تام و جری در وزارتخانه کشاورزی ما

پزشکیان با سلب مسئولیت از انتخاب وزیر جهاد کشاورزی، حاشیه ساخت؛ حمایت بعدی دولت هم پرسش درباره سکوت و مصلحت‌گرایی وزیر را از بین نبرد

کارتون  تام و جری  در وزارتخانه کشاورزی ما

ماجرا از یک بازدید استانی آغاز شد؛ جایی که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در پاسخ به انتقادها از عملکرد وزارت جهاد کشاورزی، جمله‌ای گفت که خیلی زود به تیتر رسانه‌ها تبدیل شد:او تصریح کرد که «این وزیر را من انتخاب نکرده‌ام» و انتخاب وزیر جهاد کشاورزی را به پیشنهاد کمیسیون کشاورزی مجلس نسبت داد. فارغ از درستی یا نادرستی این روایت، آنچه افکار عمومی دریافت کرد، یک پیام روشن بود: سلب مسئولیت رئیس‌جمهور از وزیرش.

اخبار سبز کشاورزی؛این سخن، به‌ویژه به‌دلیل لحن غیررسمی و محل بیان آن در جمع عمومی، عملاً به تضعیف جایگاه وزیر انجامید. وزیری که مطابق قانون با معرفی رسمی رئیس‌جمهور و رأی اعتماد مجلس بر سر کار آمده، ناگهان در معرض این برداشت قرار گرفت که «انتخاب تحمیلی» بوده و پشتوانه کامل دولت را ندارد. این وضعیت، ناخواسته اما آشکار، نوعی تحقیر سیاسی محسوب می‌شد.

پس از بالا گرفتن واکنش‌ها، پزشکیان برای مدیریت فضا به وزارت جهاد کشاورزی رفت و در دیدار با وزیر و مدیران، بر حمایت دولت، انسجام کابینه و تداوم خدمت‌رسانی تأکید کرد. این اقدام، تلاشی برای ترمیم شکاف رسانه‌ای و آرام‌سازی فضای سیاسی بود.

اما نکته مهم‌تر، رفتار خود وزیر در این میان است. وزیر جهاد کشاورزی نه در برابر آن اظهارات از شأن حقوقی و سیاسی خود دفاع کرد، نه کوشید با تکیه بر کارنامه‌ای روشن از سوابق علمی، مدیریتی یا اجرایی، جایگاهش را بازتعریف کند. (البته منتقدان اساساً معتقدند چنین کارنامه برجسته‌ای برای دفاع وجود ندارد.) در عوض، او راه مصلحت‌گرایی مطلق را برگزید: سکوت، همراهی، و پذیرش دلجویی از بالا.

این انتخاب شاید در کوتاه‌مدت، موقعیت او را حفظ کرده باشد؛ اما پرسش اصلی هنوز پابرجاست:آیا ماندن به هر قیمت، بدون دفاع از اعتبار حرفه‌ای و بدون مطالبه احترام سیاسی، واقعاً یک برد است؟

اگر شش ماه دیگر، به هر دلیل—فشار مجلس، تغییر محاسبات دولت، یا ناکارآمدی اجرایی—همین وزیر کنار گذاشته شود یا عزل گردد، آن‌وقت چه چیزی باقی می‌ماند؟

نه استعفای اعتراضی‌ای که شأن فردی را حفظ کرده باشد،نه دفاعی مستدل که در حافظه سیاسی ثبت شود و نه کارنامه‌ای درخشان که پاسخ همه تردیدها را بدهد.

در آن صورت، این سؤال جدی‌تر از همیشه مطرح خواهد شد:آیا این میزان مصلحت‌گرایی، این سکوت در برابر تحقیر علنی، واقعاً ارزشش را داشت؟

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای