درسهایی از جنگ رمضان؛
آسیبپذیری ایران در حوزه ضدجاسوسی برطرف نشده است
تحلیلی درباره درسهای جنگ رمضان با تمرکز بر ضعفهای ضدجاسوسی، نفوذ اطلاعاتی دشمن، چرایی موفقیت عملیاتهای ترور در ایران و ضرورت تقویت حفاظت و امنیت مقامات کشور.
ترور و جاسوسی در همه ابعاد یکی از اصلیترین راهبردهای اسرائیل برای بقای خود بوده است. از نخستین روزهای پیدایش گروههای صهیونیست در سرزمین فلسطین، این گروهها مبادرت به جاسوسی علیه اعراب و مسیحیان فلسطینی کردند و در مواقع لازم از ابزار حذف فیزیکی برای برداشتن موانع حرکتشان بهره بردند. یهودیان صهیونیست هیچگاه به موطنشان وفادار نبوده و علیه کشور زادگاهشان نیز جاسوسی کردهاند. این جاسوسیها گاهی سیاسی و گاهی اقتصادی بوده، اما در همه موارد با هدف کسب منافع و امتیازهای گوناگون یا کنار زدن موانع و مرعوب ساختن مخالفان صورت گرفته است. در عین حال، صهیونیستها جاسوسی، بهویژه جاسوسی علمی و صنعتی را بهترین ابزار برای سرقت نتایج زحمات دیگران و دستیابی به پیشرفت یافتهاند.
با تشکیل اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین، همین حربه بهطور گسترده و محوری مورد استفاده رهبران اسرائیلی قرار گرفت و از ابزار جاسوسی و ترور برای پیشبرد اهداف و برنامههای دولت تلآویو استفاده شد. نگاهی به فعالیتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی نشان میدهد که جاسوسی و ترور مهمترین اصل و راهبرد مقامات و رهبران اسرائیلی برای پیشبرد اهداف و اجرای برنامههایشان بوده است. صهیونیستها میگویند: «ما ملتی کوچک هستیم که دشمنان زیاد و قدرتمندی داریم و ناچاریم برای بقا و توسعه خود از ابزارهای گوناگون، از جمله جاسوسی و ترور، در این نبرد نابرابر استفاده کنیم.»
به همین علت، اسرائیل در اجرای عملیاتهای جاسوسی و ترور یکی از قدرتمندترین بازیگران جهان است. خدمات یکطرفه سرویس اطلاعاتی ایالات متحده (CIA)، سرویس اطلاعات نظامی آمریکا (DIA) و پلیس فدرال آمریکا (FBI) به عوامل امنیتی اسرائیلی، باعث قدرتمندتر شدن شبکه جاسوسی و ترور آن کشور نیز شده است. گفته میشود در جریان جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران، سرویس اطلاعاتی همه کشورهای عضو ناتو به تلآویو برای شناسایی و رهگیری اهداف مکانی و انسانی در ایران کمک کرده و عوامل موساد، شینبت و امان را علیه ایران یاری دادهاند.
از جمله درسهای آشکار جنگ رمضان برای مقامات کشورمان، همین نفوذ اطلاعاتی اسرائیل و ایالات متحده در ساختارهای حفاظتشده کشور است. در مواردی مانند ترور شهید حاجیزاده گفته شده بود که پس از ترور فرماندهان ارشد نظامی کشورمان مانند شهید باقری و شهید سلامی، در حالی که شهید حاجیزاده از راهبرد ترور و آغاز جنگ آگاه بود، هدف قرار گرفت. چگونه افرادی با آگاهی بسیار بالا در حوزههای امنیتی و حفاظتی، و با وجود برخورداری از تیم حفاظت، شناسایی موقعیتی، رهگیری و ترور شدهاند؟
این ضعف راهبردی در جنگ اخیر نیز تکرار شد و در همان اولین روزها، مقام معظم رهبری و جمعی از فرماندهان بزرگ نظامی-امنیتی بهوسیله ترور به شهادت رسیدند. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که آمریکا و اسرائیل پس از آگاهی از تشکیل جلسهای نظامی در دفتر مقام معظم رهبری، حتی انجام حمله هوایی علیه ایران را چند ساعت جلو انداخته و برنامههایشان را تغییر دادهاند. این در حالی بود که در روزهای پایانی بهمنماه گذشته و روزهای آغازین اسفندماه ۱۴۰۴ تقریبا محرز شده بود که ایالات متحده آمریکا و اسرائیل تهدیدهای خود برای حمله به کشورمان را اجرا خواهند کرد و تنها زمان دقیق آن برای رهبران سیاسی-نظامی کشور مشخص نبود. با این حال، مشخص نیست چرا و چگونه تدبیرکنندگان ساختار امنیتی کشور نتوانستهاند اصول حفاظتی در مورد شخصیتهای ارشد جمهوری اسلامی را چنان به اجرا درآورند که از جان آنها حفاظت شود. جالب آنکه روند ترور مقامات و چهرههای ارشد کشورمان در همان روز اول متوقف نشد و به روزهای بعد نیز کشیده شد؛ چنانکه اخیراً فرمانده اطلاعات سپاه هدف ترور قرار گرفت.
بسیاری از ایرانیان میپرسند چگونه است که اسرائیل افراد متعددی را در تهران و سایر شهرهای کشورمان ترور کرده، اما ایرانیان تاکنون نتوانستهاند یکی از مقامات ارشد سیاسی-نظامی اسرائیل را هدف قرار دهند؟ البته تفاوتهای مهمی میان عملیاتهای ایران و دشمنانش وجود دارد؛ تفاوتهایی که امکان ترور را برای آنان فراهم میکند. اسرائیلیها از پرندههای دارای سرنشین یا هدایتپذیر شکارچی استفاده میکنند و یک انسان هدایت این پرندهها را در دست دارد. از آنجا که این پرندهها پنهانکار هستند و توسط رادارهای ایران مشاهده نمیشوند، همواره قادرند عملیات ترور را انجام دهند. در لحظه نهایی نیز هدایتگر میتواند تصمیم بگیرد که آیا به هدف حمله کند یا خیر.
علاوه بر این، از لحظه آغاز حمله تا لحظه اصابت پرتابهها از هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی، بیش از چند ثانیه زمان نمیگذرد و در این چند ثانیه، امکان فرار سوژه وجود ندارد. همچنین، تا آخرین لحظات پیش از حمله، رصدکنندگان اطلاعاتی در حال بررسی نهایی حضور سوژه در محل هستند. بدینترتیب، امکان ترور فراهم میشود. اما در مورد پرندهها و پرتابههای ایران، نه تنها عامل انسانی در هدایت آنها بهشکل ثانیهبهثانیه و مستقیم دخیل نیست، بلکه سوژههای اسرائیلی دستکم چند دقیقه پیش از اصابت فرصت فرار و رفتن به مکان امن را دارند. به همین دلیل، مقامات آمریکایی و اسرائیلی حتی در صورت شناسایی، میتوانند از هدف قرار گرفتن جان سالم به در ببرند.
ابهام بزرگ اما درباره دقت و روزآمدی اطلاعات اسرائیلیها و آمریکاییهاست. حتی در مواردی که سوژه هیچ وسیله الکترونیکی نظیر تلفن همراه نداشته، باز هم اسرائیلیها توانستهاند وی را شناسایی و ترور کنند. در مواردی، تصمیم برای انتقال یک ابزار مهم تنها چند ساعت پس از اتخاذ، و هنگام اجرا، به گوش دشمن رسیده و همان ابزار هدف حمله قرار گرفته است. آیا جز جاسوس انسانی حاضر، ابزار یا عامل دیگری میتواند تا این اندازه دقیق، دشمن را از مسائل طبقهبندیشده کشور مطلع کند؟
حتی خود نظامیان یا خانواده شهیدانی که هدف ترور قرار گرفتهاند نیز نمیتوانند با اطمینان بگویند چه اصل حفاظتی یا امنیتی توسط شهید رعایت نشده که موجب موفقیت حمله شده است. با اطلاعاتی که گروه حنظله و گاهی کانالهای منتسب به نهادهای امنیتی ایران منتشر میکنند، میتوان حدس زد که اگر ایران میتوانست مانند جنگندههای متخاصم از امکان اصابت بلافاصله پس از شلیک استفاده کند، احتمالا قادر بود برخی مقامات اسرائیلی یا ژنرالهای آمریکایی در خلیج فارس را هدف قرار دهد. اما تا زمانی که چنین امکانی وجود ندارد، حفاظت از مقامات ایرانی باید بر دو پایه «حفاظت فیزیکی» و «ضدجاسوسی» استوار شود.
با این حال، افرادی که گفته میشود توسط نیروهای انتظامی-امنیتی ایران دستگیر شده و متهم به فعالیتهای جاسوسی هستند، اگرچه بازداشت آنها اقدامی مهم و تحسینبرانگیز است، اما همگی در حوزه اماکن و مناطق حساس فعالیت داشتهاند. نیروهای امنیتی ایران باید افرادی را شناسایی، دستگیر، مجازات و معرفی کنند که در حوزه شخصیتها و چهرههای حساس کشور جاسوسی کرده و زمینه ترور آنها را فراهم میکنند. این اتفاق تاکنون رخ نداده است.