درس های جنگ رمضان؛
همسایگان از همکاری با دشمن تا میانجیگری
تحلیلی از رفتار همسایگان ایران در جنگ ۴۰ روزه رمضان؛ از همکاری برخی کشورهای جنوبی با آمریکا و اسرائیل تا میانجیگری و حمایت کشورهای شمالی.
همسایگان ایران در جریان جنگ ۴۰روزه رمضان رفتارهای متفاوتی داشتند. نکته جالب توجه آن است که رفتار شهروندان کشورهای همسایه ایران با رفتار دولتهای این کشورها متفاوت و گاهی کاملا متناقض بوده است. این تفاوت و تناقض بهویژه در مورد کشورها و همسایگان جنوبی ایران آشکارتر و ملموستر بوده و قابل مشاهدهتر و عینیتر است.
حکایت برخی همسایگان ایران و رفتار آنان در جریان جنگ رمضان، شبیه حکایت برادران حضرت یوسف(ع) است؛ روایت است که وقتی برادران، حضرت یوسف (ع) را به چاه میانداختند دیدند که او لبخند میزند. از ایشان پرسیدند که چرا لبخند میزند. حضرت فرمود: بیش از این وقتی برادران قوی و تنومندم را میدیدم فکر میکردم هیچکس نمیتواند به من آسیبی برساند. در حالی که اکنون همان برادران در حال آسیب رساندن به من هستند.
در مورد همسایگان جنوبی ایران هم اوضاع کمابیش چنین است. بسیاری از ناظران مسائل اقتصادی تحلیل میکردند که وجود کشورهای ثروتمند در جنوب ایران که مشتریان بسیار خوبی برای محصولات ایران هستند، موهبتی بزرگ را نصیب تهران کرده است؛ موهبتی که طی آن بازار بزرگ و پرسودی با مشتریان دست و دل باز در اختیار ایران قرار دارد و میتواند شهروندان و دولت ایران را به ثروت هنگفت و سهلالوصولی برساند.
اما همین کشورهایی که بهعنوان موهبت از آنها یاد میشد، به بلای جان و دشمن خونی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شدند تا جایی که روزی بنسلمان ولیعهد عربستان تصریح کرد که خطر جمهوری اسلامی برای اعراب خلیجفارس نشین، از خطر اسرائیل بیشتر است.اکنون تردیدی وجود ندارد که یکی از پایههای اصلی تحریککننده ایالات متحده برای شروع جنگ با ایران اسرائیل و پایه دیگر عربستان، امارات متحده عربی و بحرین بوده است.
پیش از آغاز جنگ مقامات برخی کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس تلاشهای مستمر و موثری انجام دادند تا ایالات متحده به ایران حمله و جمهوری اسلامی را براندازی کند. از این بابت بهجز عمان، همه کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس با دست و دل بازی و به طور کاملا آگاهانه، خاک، آسمان و امکانات خود را در اختیار آمریکاییها و اسرائیلی قرار دادند و آنان را در اجرای حمله و هرچه موثرتر شدن آن یاری دادند.
جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۱۲روزه برخی از این همکاریها را مشاهده کرده بود و از این بابت بارها و در دیدارهای خصوصی وزیر امور خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی، در مورد این همکاریها، تاثیرات آن و فعالیتهای مخرب و تهدیدکننده پایگاههای نظامی ایالات متحده علیه ایران، هشدار داده بود.
اعراب یادشده اگرچه در لفظ و ظاهر با هشدارهای ایران همراهی میکردند و نگرانیهای ایران را قابلتوجه میدانستند اما در همان حال اوضاع بر همان منوال گذشته تداوم مییافت و بستر برای حمله به ایران و نابودی جمهوری اسلامی مهیا و مهیاتر میشد.البته همسایگان جنوبی ایران از میانه بازی، داستان را قرائت و حملههای ایرانی به خاک و تاسیساتشان را محکوم میکنند.
آنان توضیح نمیدهند که چرا میزبانی و تامین نظامیان آمریکایی علیه ایران را برعهده گرفته و برخی مخارج این حمله را پرداخت و تامین کردهاند اما میگویند که ایران حق حمله به خاک کشورهایمان را نداشته و نباید این حملات بیپاسخ بماند. کشورهایی مانند بحرین، امارات متحده عربی و عربستان که حتی در مقطعی آمادگی خود برای مشارکت در حمله به ایران و باز کردن تنگه هرمز را اعلام کردهاند، مدعی دریافت غرامت از ایران هستند و در این زمینه اقدامات حقوقی را هم انجام دادهاند.
در عین حال برخی همسایگان ایران مانند آذربایجان، اگرچه فضا و امکانات در اختیار ایالاتمتحده و اسرائیل قرار داد تا حمله به شمال ایران را تسهیل کند اما برخی ملاحظات مانع از آن شد که کشورمان به جمهوری آذربایجان حمله کند. البته همسایگان شمالی ایران در برابر این جنگ موضعی عمدتا به نفع ایران یا بیطرف گرفتند.
بزرگترین همسایه ایران، جمهوری فدراتیو روسیه تمامقد در کنار ایران ایستاد و هر چند بهطور آشکار به امور نظامی ایران کمک نکرد اما رسانههای بینالمللی گزارش دادند که ایران از طریق دریافت عکسهای ماهوارهای چین و روسیه توانست دقت حملات خویش را افزایش دهد و ضربههای مهلکی به دشمن خود وارد سازد. ضمن آنکه در قالب کمکهای بشردوستانه، روسیه محمولههای پرحجم و مفید از دارو و کمکهای امدادی در اختیار ایران گذاشت که حسننیت این کشور و همراهی مسکو با ایران علیه ایالات متحده را نشان داد.
در همین حال نمیتوان به قطعنامه ضدایرانی که بحرین بهعنوان رییس دورهای شورای امنیت سازمان ملل متحد آن را پیشنهاد داد و با وتوی روسیه، چین و فرانسه مواجه شد اشاره نکرد، اگر فرانسه این قطعنامه را وتو نمیکرد باز هم روسیه و چین آن را وتو می کردند. اما در آسیای میانه و قفقاز هر چند حمایتی به غلظت حمایت روسیه از ایران نکرد اما بهوضوح مشاهده میشود که همسایگان شمالی ایران از جمله ارمنستان، تاجیکستان و ترکمنستان به هر حال موضعی نزدیک به ایران گرفتند و با محکوم کردن تجاوز به خاک ایران، از ایالات متحده دوری جستند.
در میان همسایگان ایران، حساب افغانستان و اقلیم کردستان از بقیه جداست. در راهبرد پیشبینی شده اسرائیل که توسط موساد تهیه شده و قرار بود توسط ایالات متحده به اجرا درآید، برنامهریزی برای نفوذ گروههای مخالف ایران از دو سوی افغانستان و اقلیم کردستان شده بود.
بر این پایه قرار بود از طرف شرق ایران داعش خراسان وارد شود، گروههای مسلح و مخالف جمهوری اسلامی در شرق کشور که عمدتا بلوچ بودند را تقویت کند و شرق ایران توسط این گروهکها اشغال و تصرف شود. روشن است که طالبان نیز در اینباره با داعش خراسان همراهی کرده بود البته برخی میگویند که در قبال این نقشه طالبان تنها به سکوت رضایتآمیز بسنده کرده و دو طرف یر سر اجرای این راهبرد به نتیجه رسیده بودند.
در مقابل دونالد ترامپ به روشنی اعتراف کرده که برای مسلح کردن گروههای کرد مخالف ایران، سلاحهایی را به اقلیم کردستان تحویل دادهایم اما این سلاحها توسط نظامیان اقلیم کردستان تصاحب شدند.
در راهبرد تدوین شده قرار بود از غرب کشور نیز خبات و کومله تحت فرماندهی نظامیان اقلیم کردستان به داخل ایران نفوذ و بخشهایی از کشورمان را تصرف کنند. اما قدرتمندی نظامیان ایرانی و حملاتی که نیروی هوایی ارتش و نیروی هوا- فضای سپاه علیه گروههای مسلح مخالف ایران در غرب و شرق کشور انجام داد، همسایگان غربی و شرقیمان را از همراهی با سناریوی ایالات متحده منصرف کرد.
البته در حالی که پاکستان – که قرارداد همکاری دفاعی با عربستان سعودی دارد- از از ابتدا برای پایان منازعه و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران تلاش میکرد و اکنون بخشی از این تلاشها مثمرثمر واقع شده، ترکیه بهعنوان عضو ناتو، موضعی بیطرف اتخاذ و رسما اعلام کرد که در این جنگ مشارکت نمیکند. این وضعیت به خوبی نشان میدهد که در مقابل حمله به کشورمان همه همسایگان دارای موضع واحد و مشابهی نبودند چنانکه برخی برای میانجیگری و پایان جنگ تلاش میکردند و برخی همکاری با دشمن ایران را انتخاب کردند.