تنها در برابر حوثیها
تحلیلی بر انزوای عربستان در برابر حوثیها، شکست دیپلماسی در نشست عمان و بررسی عدم تمایل آمریکا، بریتانیا و دیگر متحدان ریاض برای ورود به جنگ یمن.
اگرچه با اعلام عدم شرکت بحرین در نشست عمان در ظهر یکشنبه گذشته، تردیدهایی درباره برگزاری آن ایجاد شد، اما از آنجا که عربستان و ایالاتمتحده موضعگیری منفی نسبت به این نشست نداشتند، بسیاری از ناظران معتقد بودند که این جلسه میان دو سوی خلیجفارس برگزار میشود و گام قابلاعتنایی برای حل بحران این آبراه خواهد بود.
دومین ضربه به برگزاری این نشست را ایران وارد کرد؛ آنجا که عراقچی تاکید کرد قرار نیست پس از نشست عمان، محدودیتهای اعمالشده بر تردد در تنگه هرمز برطرف شود.
در این میان این پرسش مهم مطرح میشود که اگر نشست عمان کارکرد عملیاتی و روی زمین نداشته باشد، آیا ایران همه کشورهای حاشیه خلیجفارس را فراخوانده تا در عمان قدرتنمایی کند و توافق تحمیلی به مقامات عمانی را به رخ خلیجفارسنشینان بکشد؟
سومین ضربه از جانب حوثیها به این نشست وارد شد؛ آنها مناطق مهمی را در حوالی بابالمندب تصرف و حاکمیت خود را بیش از پیش بر این تنگه اعمال کردند. این تحول که بهطور آشکاری برخلاف منافع عربستان بود، ریاض را به واکنش وادار کرد و مقامات عربستانی در اعتراض به حمایتهای تهران از حوثیها، از مشارکت در این نشست خودداری کردند.
نمیتوان انکار کرد که تهران از موفقیتهای حوثیها و شیعیان یمن شادمان است و از آن استقبال میکند. از این بابت، اگرچه تهران بهطور رسمی و از زبان دیپلماتهای خود حمایت از این گروه را تکذیب و رد کرده، اما شواهد گوناگونی وجود دارد که این حمایتها را تایید میکند. با این حال روشن است که نتایج موفقیتهای حوثیها بهنفع ایران بوده و دستکم بهلحاظ اقتصادی و جنگ با ایالاتمتحده، موضع ایران را تقویت میکند. از این منظر عربستان و ایالاتمتحده در مقابله با حوثیها و جلوگیری از موفقیت ایشان در منازعه حاضر در بابالمندب همسو هستند.
با اینهمه، دونالد ترامپ درخواست بنسلمان برای مشارکت در جنگ علیه این گروه در یمن را رد کرد. با وجود آنکه بنسلمان دوبار با ترامپ تماس گرفت تا او را به حمله علیه حوثیها ترغیب کند، رییسجمهور ایالاتمتحده تمایلی نشان نداد و مشخص شد که در این مقطع زمانی، که آمریکا به برگزاری انتخابات میاندورهای نزدیک میشود، کاخ سفید برنامهای برای حضور در یک جنگ دیگر ندارد. این موضع بعداً از سوی سخنگویان وزارت جنگ ایالاتمتحده و سنتکام نیز تکرار شد و آنها تاکید کردند که کشورشان در حال حاضر برنامهای برای مشارکت در جنگ با حوثیها ندارد.
ترامپ هم تصریح کرد که با حوثیها در تماس است. با این اظهارات، ترامپ نشان داد که قرار نیست از ابزار نظامی علیه حوثیها استفاده کند.
موضع سرد واشنگتن مانع از آن نشد که ریاض دست یاری بهجانب قدرتهای دیگر دراز نکند. بهویژه پس از آنکه پیمان مکه در حمایت از ریاض علیه حوثیها ناکام ماند، ملکسلمان و سایر عوامل حکومت سعودی بر آن شدند تا از بریتانیا برای مقابله با حوثیها کمک بگیرند؛ امری که اگرچه پیگیری شد، اما لندن نیز مانند واشنگتن واکنش سردی نشان داد و از مشارکت در جنگ علیه یمنیها خودداری کرد.
واقعاً معلوم نیست که ریاض چگونه به همکاری لندن در جنگ علیه شیعیان یمن دل بسته بود، چراکه بریتانیا حتی به ایالاتمتحده نیز در جنگهای اخیرش- از جمله جنگ علیه ایران- کمک نکرد. با این حال، رفتار سرد بریتانیا باعث شده تا عربستان نگاه ملتمسانه خود برای یافتن دست یاری را بهجانب اسرائیل معطوف کند.
البته برخی روزنامههای اسرائیلی در هفتههای گذشته اعلام کرده بودند که تلآویو به ریاض برای کمک در جنگ علیه حوثیها پیشنهاد داده است. بهلحاظ ژئوپلیتیک این پیشنهاد قابلدرک بهنظر میرسد؛ در واقع حوثیهای یمن از آنجا که با حمایتهای عملی و تهاجمی خود از مواضع فلسطینیها و شیعیان لبنان در نبرد علیه اسرائیل، به دشمن مشترک اسرائیل و عربستان تبدیل شدهاند، هر اقدامی که به تضعیف نظامی ایشان منجر شود، حتماً بهنفع ریاض و تلآویو خواهد بود. بنابراین تلآویو با مشارکت در جنگ علیه حوثیها، بیش از آنکه به منافع ریاض کمک کند، منافع خود را تثبیت و تقویت میکند.
در همین حال برخی منابع از انجام مذاکراتی میان دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام با ملک سلمان خبر دادهاند. این منابع احتمال دادهاند که این مذاکرات با هدف جلب موافقت و احتمالاً حمایت سنتکام از جنگ اسرائیل علیه یمنیها صورت گرفته باشد. در این صورت باید انتظار داشت که در روزهای پیشرو، تحریکاتی در جنگ علیه حوثیها از جانب اسرائیل مشاهده شود. با این وجود گمان نمیرود که مشارکت ارتش اسرائیل (IDF) در این جنگ تنها به حمایتهای اطلاعاتی و برنامهریزی نبرد محدود شود؛ چراکه هماکنون این خدمات از جانب ایالاتمتحده به عربستان ارائه میشود.
اگر تلآویو و بنیامین نتانیاهو میخواهند از همکار خاورمیانهای خود حمایت کنند، باید سطح ارائه خدمت به ریاض را افزایش دهند و وارد جنگ عملی- دستکم حمله هوایی علیه حوثیها- شوند.
البته بنیامین نتانیاهو که اخیراً با رهبر مخالفان خود در کنست ملاقات کرده و از وی برای افزایش بودجه دفاعی اسرائیل کمک خواسته، ملاحظات مهمی برای مشارکت در جنگ یمن دارد که اصلیترین آن به حوادث جنوب لبنان و بحرانی که هماکنون در منطقه بلندیهای علیالطاهر جریان دارد، مربوط میشود. برخی تحلیلگران میگویند با وجود این مشکلات ممکن است حمایتهای تلآویو از ریاض در جنگ یمن، فقط به حمایتهای لجستیکی و اطلاعاتی محدود شود که اینگونه کمکها برای موفقیت ریاض و عواملش در یمن موثر و کارآمد نیست.
از این بابت دور از ذهن نیست که ریاض در تحقق خواسته خود برای پیروزی در جنگ یمن ناکام بماند تا حاکمیت شیعیان بر مناطق راهبردی و تاثیرگذار جنوبغربی یمن در آینده قابلپیشبینی تثبیت و پایدار شود.
حالا اوضاع منطقه و ناامیدی از همکاری دیگران، ملک سلمان را به فکر استفاده از ظرفیت دوستان قدیمی انداخته و ولیعهد عربستان را بهجانب مصر روان کرده است. تقریباً قطعی است که یکی از موضوعات مهم مطرح در ملاقات عبدالفتاح السیسی و ملک سلمان، موضوع حوادث جاری در یمن است. برخی روزنامهنگاران احتمال میدهند که در این ملاقات، بنسلمان خواستار کمک و حمایت قاهره از موضع عربستان در جنگ یمن شود؛ اما قاهره هیچ انگیزه و ارادهای برای ورود به این جنگ ندارد و از این بابت انتظار نمیرود که عربستان در حمله بزرگی که علیه حوثیها تدارک میبیند، بتواند شریک یا همکار قابلاتکایی پیدا کند.
در مجموع اوضاع روی زمین بهنفع شیعیان یمنی پیش میرود و حتی ممکن است این گروه دامنه حاکمیت و اقتدار خویش را به سرزمینهای دیگر، ازجمله استان تعز، گسترش دهد. این امر خبر ناراحتکنندهای برای ایالاتمتحده، اسرائیل، عربستان و دیگر کشورهای غربی است؛ چراکه به همین نسبت دایره اقتدار و تاثیرگذاری ایران و متحدانش را بر اقتصاد جهانی گسترش میدهد و تعمیق میبخشد.