آقای نوری قزلجه! کشور وزیر خارجه کم ندارد؛ وزیر جهاد کشاورزیِ قوی و پاسخگو میخواهد!
از تریبونداری سیاسی تا مسئولیت در برابر سفره مردم؛ آقای قزلجه، اولویت شما کجاست؟
نتقاد صریح از غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی؛ بهجای پرداختن به حواشی سیاسی و تریبونداری، به امنیت غذایی، مطالبات گندمکاران و سفره مردم رسیدگی کنید
آقای غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی! اخیراً گفتهاید: «مذاکره به معنای کنار گذاشتن آمادگی دفاعی نیست.»
بسیار خوب؛ اما یک پرسش ساده و اساسی وجود دارد. این موضعگیری چه نسبتی با مسئولیت مستقیم شما بهعنوان وزیر جهاد کشاورزی دارد؟ مگر کشور برای بیان مواضع سیاسی و دفاعی، سخنگو و مسئول مربوطه ندارد؟ مگر شما را برای تصدی وزارتخانهای منصوب نکردهاند که مأموریت اصلیاش با تولید غذا، تأمین کالاهای اساسی، حمایت از کشاورزان و دامداران، تنظیم بازار محصولات کشاورزی و حفاظت از امنیت غذایی کشور گره خورده است؟
اصل مذاکره، دفاع یا سیاست خارجی محل بحث این یادداشت نیست. مسئله این است که در شرایط دشوار کشور، مردم، کشاورزان، دامداران و مرغداران از وزیر جهاد کشاورزی بیش از هر چیز انتظار دارند درباره مسئولیتهای مستقیم خود پاسخگو باشد؛ مسئولیتهایی که آثار سوءمدیریت، ضعف و ناکامی در انجام آنها، هر روز در زندگی میلیونها خانوار ایرانی به عینه دیده و لمس میشود.
آقای قزلجه بستانآبادی! اگر قرار است از آمادگی کشور در شرایط جنگی سخن بگویید، بد نیست ابتدا از آمادگی وزارتخانه تحت مدیریت خودتان برای تضمین امنیت غذایی مردم بگویید. اگر از ضرورت تقویت جبهه داخلی حرف میزنید، توضیح دهید برای تقویت بنیان اقتصادی تولید غذا که آن را تضعیف کردهاید، برای حمایت از تولیدکنندگانی که بهواسطه عملکرد شما در حال نابودی هستند و برای جلوگیری از فشار مضاعفی که بر سفره مردم وارد کردهاید، چه برنامهای دارید و چه کاری انجام دادهاید؟
جبهه داخلی فقط میدان جلوی دوربین رفتن، خودنمایی و شعار دادن نیست؛ مزرعه، مرغداری، دامداری، انبار کالاهای اساسی، شبکه توزیع و سفره مردمی است که باید بتوانند قوت و غذای روزانه خود را تهیه کنند. آقای قزلجه؛ بهتر است بهجای شعار دادن و شو اجرا کردن، قدری درباره این مسائل پاسخ بدهید!
۱_ امنیت غذایی کشور در شرایط بحران چه وضعیتی دارد؟
برنامه عملیاتی شما و منصوبانتان برای تداوم تأمین، ذخیرهسازی و توزیع کالاهای اساسی در شرایط جنگی چیست؟ اگر مسیرهای حملونقل مختل شود، هزینه واردات بالا برود یا تأمین نهادهها با وقفه مواجه شود، چه برنامهای برای جلوگیری از کمبود و شوک قیمتی دارید؟ مردم حق دارند بدانند آمادگی مورد ادعای مسئولان، در حوزه تأمین غذا و امنیت غذایی کشور با چه شاخصهایی سنجیده میشود.
۲_ چرا فشارِ کمرشکنِ قیمت سرسامآور مواد غذایی همچنان دغدغه مردم است؟
خانوارها برای تأمین گوشت، مرغ، تخممرغ، لبنیات، برنج، روغن، حبوبات، میوه و سبزیجات با چه چشماندازی روبهرو هستند؟ شما و تیم وارداتیتان برای شناسایی گلوگاههای زنجیره تأمین، مهار تخلفات، کاهش فاصله قیمت تولید تا مصرف و جلوگیری از افزایش کمرشکن قیمتها چه برنامه مشخصی دارید؟
کسی مدعی نیست که وزارت جهاد کشاورزی بهتنهایی مسئول همه عوامل تورم است؛ اما نمیتوان سهم و مسئولیت وزیر جهاد کشاورزی را در زنجیره تولید، تأمین و تنظیم بازار نادیده گرفت. انتظار میرود بهجای اکتفا به گزارشهای صوری و اداری، نتایج سیاستها با عدد و شاخص روشن به مردم اعلام شود.
۳_ سرنوشت مطالبات گندمکاران و قیمت خرید تضمینی چه شد؟
گندمکار برای کشت بعدی به پول محصول قبلی خود نیاز دارد. وقتی مطالبات گندمکاران را با تأخیر و نیمبند پرداخت میکنید و هنوز مطالبات آنها را بهطور کامل نپرداختهاید و وقتی هنوز نرخ خرید تضمینی را تعیین و اعلام نکردهاید، کشاورز چگونه برای بذر، کود، سم، سوخت و آمادهسازی زمین برنامهریزی کند؟
طبق اعلام کشاورزان و انعکاس رسانهها، مطالبات کامل گندمکاران هنوز تسویه نشده و نرخ خرید تضمینی سال زراعی جدید هم تعیین و اعلام نشده است. این وضعیت صرفاً یک پرونده مالی نیست؛ موضوعی است که میتواند بر نقدینگی کشاورز، تصمیم او برای کشت و در نهایت امنیت غذایی کشور اثر بگذارد.
آقای قزلجه بستانآبادی؛ کشاورز نباید برای دریافت پول محصولی که تحویل داده، گرفتار وعدههای سرخرمن شما شود. برنامه و زمانبندی دقیق شما برای حل این مسائل چیست؟
۴_ نهادههای دامی و هزینه تولید را چگونه مدیریت کردهاید؟
دسترسی بهموقع و قابل اتکای نهادههایی مانند ذرت، جو و کنجاله سویا برای تولیدکنندگان محصولات پروتئینی حیاتی است. اختلال در تأمین یا افزایش هزینه نهادهها، دیر یا زود در قیمت تمامشده مرغ، تخممرغ، شیر و گوشت اثر میگذارد.
چه ارزیابی شفافی از وضعیت تأمین نهادهها، تعهدات معوق، زمان تحویل و آثار آن بر هزینه تولید دارید؟ چه اقداماتی برای جلوگیری از انتقال ناکارآمدیهای زنجیره تأمین به تولیدکننده و مصرفکننده انجام دادهاید؟
۵_ کشاورز و دامدار در این معادله چه جایگاهی دارند؟
افزایش هزینه بذر، کود، سم، ماشینآلات، آب، انرژی و حملونقل، حاشیه اقتصادی تولید را تحت فشار قرار میدهد. اگر تولیدکننده نتواند هزینههای خود را پوشش دهد، صرف سخن گفتن از خودکفایی و امنیت غذایی کافی نیست.
سیاست شما برای افزایش بهرهوری، حمایت هدفمند از تولیدکنندگان، کاهش ضایعات، مدیریت منابع آب و حفظ انگیزه تولید چیست؟ چه شاخصی نشان میدهد که حمایتها واقعاً به تولیدکننده رسیده، نه اینکه در مسیر توزیع و واسطهگری کماثر شده باشد؟
۶_ درباره تخصیص ارز و واردات کالاهای اساسی چقدر شفاف عمل کردهاید؟
وقتی منابع ارزی محدود است، اولویتدهی به واردات نهادهها و کالاهای اساسی باید بر اساس معیارهای روشن، نیاز واقعی کشور و منافع عمومی انجام شود. مردم حق دارند بدانند سازوکار اولویتبندی چیست، تصمیمها چگونه ثبت و ارزیابی میشوند و چه نهادی درباره نتیجه آنها پاسخگوست.
انتشار معیارها، گزارش عملکرد و اطلاعات قابل انتشار درباره تخصیصها، ضمن رعایت الزامات قانونی و محرمانگیهای موجه، میتواند به اعتماد عمومی کمک کند. امنیت غذایی نباید به حوزهای غیرشفاف و گعدههای پرابهام و جنجالبرانگیزی مثل کمیته اختراعی شما یعنی کمیته استثنا تبدیل شود که در آن معلوم نباشد تصمیمها با چه معیاری گرفته شدهاند و مسئولیت پیامدهایشان با چه کسی است.
آقای قزلجه؛ اولویتسنجی هم بخشی از مدیریت است. مسئله این نیست که وزیر جهاد کشاورزی حق اظهارنظر درباره مسائل عمومی کشور را ندارد. مسئله این است که هیچ موضعگیری سیاسی نمیتواند جای پاسخگویی درباره وظایف اجرایی را بگیرد.
مردم از مسئولان انتظار ندارند فقط درباره موضوعات مهم حرف بزنند؛ انتظار دارند در حوزهای که مسئولیت مستقیم آن را پذیرفتهاند، نتیجه قابل سنجش ارائه کنند. وقتی در برابر دوربینها درباره مذاکره، دفاع و تحولات سیاسی سخن میگویید، طبیعی است که افکار عمومی بپرسد، چرا همین میزان حساسیت و حضور رسانهای را در توضیح مشکلات تأمین نهادهها، وضعیت مطالبات کشاورزان، قیمت مواد غذایی و برنامه تضمین امنیت غذایی نمیبینیم؟ اگر گزارش عملکرد روشنی وجود دارد، چرا آن را با اعداد، زمانبندی و تعهدات مشخص در اختیار مردم قرار نمیدهید؟
آقای قزلجه! مردم در این شرایط به برگزاری شو و سخنرانی بیشتر نیاز ندارند؛ به غذای در دسترس، قیمت قابلتحمل، بازار قابلپیشبینی و مسئول پاسخگو نیاز دارند. امنیت غذایی را نمیتوان فقط در نشستها و مصاحبهها اعلام کرد؛ باید آن را در مزرعه، زنجیره تأمین، بازار و سفره خانوارها به نتیجه رساند.
و اگر واقعاً علاقهمندید بخش عمده وقت و انرژی خود را صرف موضعگیریهای سیاسی و حضور در تریبونهایی کنید که ارتباط مستقیمی با مأموریت وزارت جهاد کشاورزی ندارند، یک پیشنهاد روشن وجود دارد: استعفا بدهید و میدان را به کسی بسپارید که اولویت اولش، شبانهروز، حل مشکلات کشاورزی و امنیت غذایی کشور باشد.
البته مسئولیت امنیت غذایی فقط بر دوش یک وزارتخانه نیست و دولت، بانک مرکزی، سازمان برنامهوبودجه و سایر دستگاههای مسئول نیز باید سهم خود را بپذیرند. اما این تقسیم مسئولیت، مجوزی برای گریز از پاسخگویی نیست؛ برعکس، وزیر جهاد کشاورزی باید دقیقاً مشخص کند کدام مشکل در اختیار اوست، کدام مانع به دستگاه دیگری مربوط میشود و برای رفع هرکدام چه پیگیری مشخصی انجام داده است.
آقای نوری قزلجه! کشور به وزیر جهاد کشاورزی واقعی نیاز دارد، نه کسی که وزارت جهاد کشاورزی را سکوی پرش به تریبونهای سیاسی کند. مردم از وزیر جهاد کشاورزی نخواسته و نمیخواهند درباره همه مسائل کشور اظهارنظر کند؛ مردم از وزیر جهاد کشاورزی میخواهند پیش از آنکه درباره حیطه و وظایف دیگران سخن بگوید، درباره وظایف و مأموریتهای حوزه خود پاسخگو باشد.
سفره مردم دوربین و تریبون نمیخواهد؛ مدیریت میخواهد. امنیت غذایی شعارهای پرطمطراق نمیخواهد؛ برنامه، شفافیت و پاسخگویی میخواهد و وزارت جهاد کشاورزی، بیش از هر چیز، به وزیری نیاز دارد که این اولویت را فراموش نکند.