۱۵درصد هدررفت آب ؛ عددی کوچک برای بحرانی بزرگ
در کشوری با تنش آبی مزمن، حتی ۱۵ درصد اتلاف آب هم نشانه ناکارآمدی است؛ عددها شاید تغییر کنند، اما بحران پابرجاست
سالها میزان هدررفت آب در شبکههای توزیع ۲۵ تا ۳۰ درصد اعلام میشد. اکنون با تفکیک «آب بدون درآمد» از «هدررفت فیزیکی»، رقم رسمی به حدود ۱۵ درصد و در تهران نزدیک به ۱۰ درصد رسیده است. این کاهش، حاصل تغییر در تعریفهاست، نه لزوماً بهبود محسوس زیرساخت.
آب بدون درآمد شامل هدررفت فیزیکی، برداشتهای غیرمجاز و برخی معافیتهای قانونی است. حذف این موارد از محاسبه، تصویر آماری را تعدیل میکند؛ اما حجم آبی که پیش از رسیدن به مصرفکننده از شبکه خارج میشود، همچنان قابل توجه است.
شبکههای فرسوده؛ میراثی که هزینه میتراشد
اخبار سبز کشاورزی؛ بخش زیادی از شبکههای آبرسانی شهری عمری بین ۶۰ تا ۷۰ سال دارند. لولههای قدیمی، اتصالات فرسوده و نبود سامانههای دقیق نشتیابی، باعث میشود نشتی در برخی مناطق بسیار بالاتر از میانگین رسمی باشد. میانگین کشوری، شکاف عمیق میان بافتهای نوساز و مناطق فرسوده را پنهان میکند.
نشتی آب فقط به معنای اتلاف منبع نیست؛ این پدیده میتواند به آلودگی خاک و آبهای زیرزمینی نیز منجر شود و هزینههای زیستمحیطی و بهداشتی ایجاد کند. در شرایط کاهش بارش و افت سطح سفرههای زیرزمینی، چنین اتلافی فشار مضاعفی بر منابع وارد میکند.
نوسازی کند، بحران تند
برنامههای رسمی بر نوسازی سالانه بخشی از خطوط تأکید دارند، اما محدودیت اعتبارات و کندی اجرای پروژهها، سرعت فرسودگی را از سرعت بازسازی جلوتر نگه داشته است. کاهش هدررفت آب از کمهزینهترین راهکارهای مدیریت بحران محسوب میشود، با این حال هنوز به یک اولویت فوری و فراگیر تبدیل نشده است.
بهکارگیری فناوریهای هوشمند برای پایش فشار و تشخیص نشتی میتواند زمان شناسایی خرابیها را کوتاه و هزینهها را کاهش دهد. نبود سامانههای یکپارچه و دادهمحور، مدیریت شبکه را بیشتر به واکنشهای مقطعی محدود کرده است.
بحران آب؛ فراتر از یک عدد است
روشهای سنتی آبیاری در کشاورزی سهم بالایی در مصرف آب دارند، اما ضعف زیرساختهای شهری نیز بخشی از معادله است. بحران آب نتیجه مجموعهای از نارساییهای ساختاری و مدیریتی است که سالها انباشته شدهاند.
حتی بر مبنای عدد ۱۵ درصد، اتلاف دو رقمی آب در کشوری با تنش آبی گسترده، نشاندهنده فاصله معنادار با استانداردهای مطلوب است. کاهش واقعی هدررفت، نیازمند سرمایهگذاری پایدار، شفافیت آماری و اصلاح حکمرانی آب است؛ نه صرفاً بازتعریف شاخصها.