موزهها زیر باران ترکش؛ پشت دیوارهای کیسه شن چه میگذرد؟
پشت کیسههای شن موزه ملی و مخازن امن گنجینهها چه میگذرد؟ گزارش تحلیلی از پروتکلهای اضطراری، سپر آبی یونسکو و نجات آثار تاریخی در روزهای آتش و جنگ.
آژیرهای خطر که به صدا درمیآیند، همه نگاهها به سمت نجات جان انسانها و سازههای حیاتی دوخته میشود؛ اما در سکوت تاریک راهروهای فرهنگی، گنجینهای بیبدیل نفس در سینه حبس میکند: تمدن و تاریخ چند هزار ساله یک سرزمین. تجربه تلخ جنگهای معاصر در منطقه و جهان بارها نشان داده که خسارت نظامی فقط ویرانی پلها و پالایشگاهها نیست؛ فروپاشی نظم شهری، درهای موزه را پیش چشم باندهای سازمانیافته قاچاق عتیقه میگشاید و میراثی را که طی قرنها دوام آورده، در چند ساعت ناپدید میکند. این روزها با تشدید تهدیدها، راهبرد موزهداری کشور از حالت سکون اداری خارج شده و چیدن صدها کیسه شن در حیاط موزه ملی ایران، آشکارترین نشانه از به صدا درآمدن زنگ خطر برای حفاظت از آثار تاریخی در جنگ است.
آمادگی سه مرحلهای موزه ملی؛ سنگربندی برای هویت چند هزار ساله
مواجهه با تهدیدهای نظامی در حوزه میراث فرهنگی، مجالی برای تصمیمهای فیالبداهه باقی نمیگذارد. سازوکارهای بینالمللی موزهداری ساختاری سهگانه دارند: پیش از فاجعه، هنگام درگیری و مرحله پایش پس از بحران.
جبرئیل نوکنده، رئیس موزه ملی ایران، در ارزیابی شرایط حاکم بر کهنترین نهاد موزهای کشور میگوید: «موزهها صرفاً انباری برای نگهداری اشیا نیستند؛ هر ویترین، حامل سند هویت یک ملت است. به همین علت، دستورالعملهای اضطراری در سه فاز طراحی شده است. چیدن کیسههای شن در محوطه بیرونی موزه ملی، اقدام ویترینی نیست؛ بلکه گامی پیشگیرانه و منطبق بر شیوهنامههای جهانی برای کاهش اثر موج انفجار و ترکشهای احتمالی است.»
او با اشاره به ناگزیر بودن سناریونویسی دفاعی میافزاید: «امید همه ما پایداری صلح و در امان ماندن مراکز تمدنی است، اما نهاد متولی میراث حق ندارد غافلگیر شود. تدوین آییننامههای دقیق برای انتقال سریع، کلید پیشگیری از تخریب جبرانناپذیر آثار ملی در روزهای پرالتهاب است.»
گنجینه هنرهای معاصر در پناه مخازن زیرزمینی و چالش مجسمههای غولپیکر
چند کیلومتر آنسوتر در قلب پایتخت، موزه هنرهای معاصر تهران با پروندهای چندلایه از خطرات مواجه است؛ ساختمانی با معماری مدرن کامران دیبا که همزمان باید در برابر مخاطراتی نظیر نفوذ روانآبهای شهری، آتشسوزی و آسیبهای ناشی از تنشهای نظامی ایمنسازی شود.
رضا دبیرینژاد، رئیس موزه هنرهای معاصر تهران، درباره تدابیر سختگیرانهای که برای نجات شاهکارهای هنر مدرن ایران و جهان به کار گرفته شده، توضیح میدهد: «با بالا گرفتن ریسکهای محیطی، نخستین گام حیاتی تخلیه گالریها بود. تمامی تابلوها و آثار انتقالپذیر به همراه اطلاعات ثبتشده و سرورهای پشتیبان، به مخازن امن زیرزمینی منتقل شدند. سامانههای نظارت تصویری و درهای حفاظتی ارتقا پیدا کردند تا ضریب نفوذپذیری سازه به حداقل برسد.»
با این حال، نقطهثقل نگرانیها فراتر از دیوارهای بتنی موزه قرار دارد: باغ مجسمهها. دبیرینژاد درباره این چالش جدی میگوید: «برخی آثار محوطه بیرونی به داخل بنا منتقل شدند، اما جابهجایی تندیسهای غولپیکر فلزی و سنگی عملاً ناممکن است. برای نجات این آثار در فضای باز، ناچار شدیم متناسب با جنس مواد سازنده و مشاورههای مهندسی سازه، سازوکارهای حفاظتی و ضربهگیر اختصاصی روی همان پایهها مستقر کنیم.»
سپر آبی یونسکو؛ سپری دیپلماتیک روی نقشه پایتخت
پناه دادن به آثار در مخزن، تنها نیمی از زنجیره حفاظت از آثار تاریخی در جنگ است؛ نیم دیگر آن در چارچوب معاهدات حقوق بینالملل و کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه رقم میخورد. ثبت نشان بینالمللی «سپر آبی» (Blue Shield) اعلام رسمی به تمام طرفهای منازعه است که این مختصات جغرافیایی، خاستگاه ثروت فرهنگی بشریت بوده و طبق قوانین بینالمللی، هرگونه تعرض مستقیم یا خسارت به حریم آن جنایت جنگی قلمداد میشود.
مسئولان موزه هنرهای معاصر و موزه ملی، موازات اقدامات میدانی، رایزنیهای فشردهای با کمیسیون ملی یونسکو و مراجع بینالمللی به انجام رساندهاند تا مختصات دقیق این مراکز بهصورت رسمی تثبیت شود؛ تلاشی چندجانبه تا اگر شعلههای جنگ زبانه کشید، شناسنامه تاریخی یک ملت زیر خروارها خاکستر به فراموشی سپرده نشود.