خبر فوری
شناسه خبر: 57806

نجات تورلیدرها از رکود؛ مأموریت تازه مجلس برای راهنمایان گردشگری در روزهای خاکستری سفر

مرکز پژوهش‌های مجلس طرحی نو برای نجات راهنمایان گردشگری از بیکاری دارد: تبدیل تورلیدرها به روایتگران فرهنگی با دستمزد دولتی؛ اما این طرح شدنی است؟

نجات تورلیدرها از رکود؛ مأموریت تازه مجلس برای راهنمایان گردشگری در روزهای خاکستری سفر

نخستین ترکشِ هر ناامنی و تکانه سیاسی یا اقتصادی، مستقیم به قلب صنعت سفر می‌نشیند؛ تورها لغو می‌شوند، پروازها خالی می‌مانند و پیش از همه، چراغ درآمد افرادی خاموش می‌شود که ویترین مواجهه ایران با جهان هستند. اما آیا مأموریت کسانی که سال‌ها جغرافیا، تاریخ و زبان آموخته‌اند، تنها به بلیت‌فروشی و هدایت اتوبوس‌های گردشگری خلاصه می‌شود؟ مرکز پژوهش‌های مجلس در تازه‌ترین گزارش سیاستی خود دست روی همین نقطه گذاشته است: نجات حرفه‌ای راهنمایان گردشگری از خاکستر بحران، با بازتعریف هویت شغلی آن‌ها به عنوان «راویان فرهنگی کشور».

این طرح راهبردی پیشنهاد می‌کند در ایام رکود بازار سفر، تخصص این گروه به حوزه‌هایی مانند تولید محتوای چندزبانه، دیپلماسی فرهنگی و آموزش عمومی منتقل شود؛ ایده‌ای جذاب روی کاغذ که البته بدون بازار کار واقعی، سرنوشتی جز بایگانی نخواهد داشت.

 

کارنامه رسمی فعالان سفر؛ نیمی از کارت‌ها خاموش است

آمارهای ثبت‌شده در سامانه نظارت وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی تصویری صریح از شکنندگی این حرفه نشان می‌دهد. از مجموع ۱۲ هزار و ۶۲۴ پرونده ثبت‌شده برای راهنمایان گردشگری در سراسر کشور، در حال حاضر تنها ۶ هزار و ۱۲۶ نفر کارت فعال دارند. این یعنی بیش از ۵۱ درصد از جامعه راهنمایان به دلایل مختلف از جمله رکود، تغییر شغل یا عدم تمدید مدارک، فعلاً از چرخه رسمی تورگردانی کنار رفته‌اند.

جغرافیای تمرکز و هرم سنی تورلیدرها

بررسی توزیع استانی و سنی این گروه نشان می‌دهد که کشور با یک شبکه ارتباطی آماده اما بلااستفاده روبه‌روست:

  • سه قطب اصلی: تهران با ۳ هزار و ۷۳۳ پرونده، فارس با ۱ هزار و ۴۶۵ پرونده و اصفهان با ۱ هزار و ۳۷۶ پرونده، بیشترین سهم را در پرورش این نیروها دارند.
  • سنین طلایی اشتغال: نزدیک به ۷۸ درصد راهنمایان بین ۳۰ تا ۴۹ سال سن دارند؛ نسلی باانگیزه، دارای سواد دانشگاهی و در اوج بهره‌وری حرفه‌ای.
  • توازن جنسیتی: سهم ۵۳ درصدی مردان در کنار ۴۷ درصدی زنان، نشان‌دهنده بستری آماده برای ایجاد پیوندهای فرهنگی متنوع است.

این بدنه انسانی در دوره‌های رونق، ستون اصلی ورود ارز و معرفی ایران است، اما با آغاز هر دوره رکود، رها شدن آن‌ها به معنای هدررفت مستقیم سرمایه انسانی کشور خواهد بود.

 

زرادخانه زبانی تورلیدرهای ایران؛ سرمایه‌ای فراتر از تورگردانی

یکی از مهم‌ترین بخش‌های پژوهش پارلمان، توجه به بانک زبانی راهنمایان گردشگری است. بیش از ۷ هزار راهنما مسلط به زبان انگلیسی هستند، اما ماجرا فراتر از یک زبان عمومی است:

  • صدها راهنمای مسلط به زبان‌های فرانسه (۳۷۱ نفر)، آلمانی (۲۰۲ نفر)، ترکی (۱۸۲ نفر) و عربی (۱۷۷ نفر).
  • حضور زبان‌های راهبردی و دشوار مانند چینی (۱۱۰ نفر)، روسی (۷۰ نفر) و ژاپنی (۳۱ نفر) که تقریباً تمام آن‌ها دارای تخصص فرهنگی و تاریخی ثبت‌شده هستند.

در عصر بمباران اخبار ضدونقیض، وجود فردی که هم زبان چینی یا روسی را بداند و هم لایه‌های تمدنی ایران را بشناسد، بهترین ابزار برای دیپلماسی عمومی و خنثی‌سازی تصویرسازی‌های نادرست رسانه‌ای است. با این حال، مرکز پژوهش‌ها هشدار می‌دهد که صرفِ تسلط به زبان خارجی، به معنای آمادگی برای جنگ روایت‌ها نیست.

 

فاصله تئوری تا واقعیت؛ سرفصل‌هایی که باید از نو نوشته شوند

دوره‌های فعلی آموزش تورلیدری، افراد را صرفاً برای هماهنگی هتل، اتوبوس و توضیحات تکراری بناهای تاریخی آماده می‌کند. مأموریت جدید اما نیازمند بازسازی آموزشی است. مرکز پژوهش‌ها ۸ مهارت کلیدی را برای پوست‌اندازی این حرفه پیشنهاد کرده است:

  1. روایتگری ملی و هویت فرهنگی: انتقال مفاهیم عمیق تاریخی به جای حفظیات سطحی.
  2. سواد رسانه‌ای و راستی‌آزمایی: تفکیک حقیقت از شایعات در بزنگاه‌های خبری.
  3. تولید محتوای دیجیتال: تدوین ویدیو، روایت‌های صوتی و متن‌های موثر شبکه‌های اجتماعی.
  4. دیپلماسی عمومی و ارتباطات بین‌فرهنگی: زبان گفتگو با ملت‌ها و درک پیش‌داوری‌های مخاطب خارجی.
  5. مدیریت تصویر ایران: پاسخ حرفه‌ای به شبهات و کلیشه‌های ضدایرانی.
  6. مدیریت روایت در زمانه بحران: هدایت افکار عمومی در روزهای تنش و ابهام.
  7. طراحی آموزش تجربه‌محور: انتقال زنده تاریخ به نسل جوان به جای روخوانی کتاب.
  8. اخلاق و اعتبارسنجی: پایبندی به سندیت منابع تاریخی و دوری از غلوهای عامیانه.

 

از کلاس‌های درس تا سفارت‌خانه‌ها؛ پول این روایتگری را چه کسی می‌دهد؟

بزرگ‌ترین پاشنه آشیل هر طرح بالادستی، بی‌توجهی به سفره ذی‌نفعان است. اگر عنوان «راهنمای گردشگری روایتگر فرهنگی» تنها به صدور یک مدرک کاغذی جدید ختم شود، هیچ دردی از معیشت راهنمایان درمان نخواهد کرد. مجلس برای درآمدزایی این طرح، دو کارفرمای دولتی بزرگ را هدف گرفته است:

۱. مدارس و طرح «راویان ایران»

با تکیه بر ظرفیت‌های ماده ۸۷ برنامه هفتم پیشرفت، راهنمایان گردشگری باسابقه می‌توانند به عنوان تسهیلگران آموزش میدانی به کمک وزارت آموزش و پرورش بیایند. اردوی مدارس دیگر نباید یک گشت تفریحی صرف باشد؛ حضور یک روایتگر حرفه‌ای می‌تواند درس تاریخ و جغرافیا را در دل تخت‌جمشید، میدان نقش‌جهان یا موزه‌های تهران برای دانش‌آموزان زنده کند و حق‌الزحمه آن از محل بودجه‌های پرورشی پرداخت شود.

۲. دستگاه دیپلماسی و تولید محتوای بین‌المللی

همکاری با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برای خرید رسمی خدمات تولید محتوا از راهنمایان مسلط به زبان‌های نادر، پیشنهاد دیگر این گزارش است. به جای برون‌سپاری پروژه‌های سنگین تبلیغاتی به نهادهای بی‌خبر از نبض جامعه، این فعالان میدانی هستند که می‌توانند تصویر واقعی ایران را برای سفارت‌خانه‌ها و مراکز فرهنگی خارج از کشور بازتولید کنند.

 

سرانجام کار؛ یک شغل واقعی یا عنوانی تشریفاتی؟

گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس تلاشی هوشمندانه برای حفظ سرمایه انسانی صنعت گردشگری در روزهای قحطی مسافر است. پیشنهاد جوایز سالانه یا بازنگری در آیین‌نامه سال ۱۳۹۴ گام‌هایی رو به جلو هستند، اما شرط بقای این ایده تنها در یک کلمه خلاصه می‌شود: «قرارداد کاری معتبر».

جامعه راهنمایان گردشگری کشور نیازمند کارهای داوطلبانه بی‌مزد و مدارک قاب‌گرفتنی نیستند؛ اگر حاکمیت واقعاً خواهان روایت صحیح تاریخ و فرهنگ خود در جهان است، باید هزینه این روایتگری حرفه‌ای را به عنوان یک شغل رسمی بپردازد، نه اینکه از جیب راهنمایان برای دیپلماسی کشور اعتبار بخرد./ پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای