وقتی دریا خالی میشود
چرا مدیریت پایدار منابع دریایی دیگر یک انتخاب نیست؟
وقتی تور صیادان خالی برمیگردد، دریا زودتر از آمار هشدار میدهد. چرا مدیریت پایدار منابع دریایی دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است؟
دریا همیشه با عدد و نمودار تعریف نمیشود. گاهی زودتر از هر گزارش رسمی، این صیاداناند که خبر میدهند اوضاع خوب نیست؛ نه با آمار، بلکه با تورهای خالی. وقتی صید کم میشود، اما دریا هنوز آرام است، این یک نوسان ساده نیست؛ نشانهای است از فشاری پنهان که اگر جدی گرفته نشود، به بحرانی آشکار تبدیل خواهد شد.
اخبار سبز کشاورزی؛ مدیریت پایدار منابع دریایی دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ جایی که هشدارها هنوز قابل اصلاحاند.
کچل قرمز یعنی چه؟
کچل قرمز اصطلاحی بومی در سواحل جنوبی کشور است که صیادان آن را برای توصیف افت ناگهانی و محسوس ذخایر آبزیان به کار میبرند؛ وضعیتی که در آن، دریا از نظر ظاهری فعال است، اما میزان صید بهطور غیرعادی کاهش مییابد و تورها خالی برمیگردند. این پدیده معمولاً نتیجهی صید بیرویه، برداشت خارج از فصل و ضعف در مدیریت پایدار منابع دریایی است و بهعنوان یک هشدار زودهنگام از تضعیف اکوسیستمهای دریایی شناخته میشود.
به زبان صیادان، کچل قرمز یعنی دریا هنوز خالی نشده، اما دیگر توان بازسازی خود را از دست داده است.
مسئله فقط کاهش صید نیست
کاهش ذخایر آبزیان، تنها یک دغدغه زیستمحیطی یا صنفی نیست. این مسأله مستقیماً به امنیت غذایی، اشتغال ساحلی، اقتصاد دریا و حتی پایداری سکونت در مناطق مرزی، گره خورده است. بخش قابلتوجهی از معیشت استانهای ساحلی به شیلات وابسته است و هر اختلال در این چرخه، زنجیرهای از پیامدهای اجتماعی و اقتصادی را به دنبال دارد.
برآوردهای رسمی و گزارشهای میدانی نشان میدهد اگرچه تولید آبزیان کشور طی سالهای اخیر در مسیر تثبیت و رشد ملایم حرکت کرده است، اما این رشد، بدون مدیریت دقیق منابع، میتواند ناپایدار باشد. تجربه کشورهایی که پیشتر این مسیر را رفتهاند، نشان میدهد اتکای صرف به افزایش تولید، بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیک، دیر یا زود به بنبست میرسد.
صید بیرویه؛ جایی که زنجیره میشکند
یکی از مهمترین عوامل بروز پدیدههایی مانند کچل قرمز، صید فراتر از توان بازتولید دریا است. برداشت بیضابطه، استفاده از ادوات غیرمجاز و بیتوجهی به فصلهای ممنوعه، تعادل زیستی را بر هم میزند. در چنین شرایطی، حتی اگر آمار تولید در کوتاهمدت مثبت به نظر برسد، پایههای آن سست خواهد بود.
مدیریت پایدار منابع دریایی به این معناست که سیاستگذاری، نه بر اساس فشار بازار یا آمار مقطعی، بلکه بر مبنای ظرفیت واقعی دریا انجام شود؛ ظرفیتی که اگر تخلیه شود، بازسازی آن سالها زمان میبرد.
مدیریت پایدار؛ از شعار تا اجرا
مدیریت پایدار منابع دریایی، یک مفهوم تزئینی در اسناد بالادستی نیست. این مدیریت شامل تنظیم صید، حفاظت از زیستگاهها، تقویت نظارت، توسعه آبزیپروری مسئولانه و مشارکت جوامع محلی است. تجربه نشان داده است که هرجا صیادان در تصمیمسازی مشارکت داده شدهاند، نتایج پایدارتر و قابلاتکاتر بوده است.
در این میان، توسعه زنجیره ارزش شیلات بهصورت دانشبنیان، از دریا تا محصول نهایی، میتواند فشار بر منابع طبیعی را کاهش داده و همزمان بهرهوری اقتصادی را افزایش دهد؛ مسیری که بسیاری از کشورهای پیشرو در اقتصاد دریا آن را انتخاب کردهاند.
هشدارهایی که باید شنیده شوند
پدیدههایی مانند کچل قرمز، اگرچه نگرانکنندهاند، اما هنوز فرصت اصلاح را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهند. این نشانهها میگویند که دریا پیش از فروپاشی کامل، هشدار میدهد. بیتوجهی به این هشدارها، هزینهای بهمراتب سنگینتر از اصلاح سیاستها در زمان مناسب خواهد داشت.
برآیند تحولات؛ وقتی تصمیمها سرنوشت دریا را میسازند
امروز، مدیریت پایدار منابع دریایی، دیگر یک انتخاب لوکس یا توصیه کارشناسی نیست؛ ضرورتی است برای حفظ تولید، معیشت و امنیت غذایی. اگر دریا را صرفاً منبع برداشت ببینیم، دیر یا زود خالی خواهد شد. اما اگر آن را یک سیستم زنده با ظرفیت محدود بدانیم، هنوز میتوان آیندهای پایدار برای شیلات کشور ترسیم کرد؛ آیندهای که در آن، هشدارهایی مثل «کچل قرمز» به بحران تبدیل نشوند.