حمله به سیلوی هویزه؛ وقتی نان هم به خط مقدم جنگ میرود
حمله به سیلوی گندم هویزه نشان داد امنیت غذایی در جنگ همچنان آسیبپذیر است؛ گزارشی تحلیلی از نان، قانون و واقعیت میدان نبرد.
حمله به سیلوی گندم هویزه فقط یک خبر محلی یا یک خسارت عمرانی نبود؛ این حادثه بار دیگر نشان داد در جنگ، «نان» هم میتواند به هدف تبدیل شود. در حالی که قوانین بینالمللی بهصراحت بر حفاظت از منابع غذایی و زیرساختهای تأمین غذا تأکید دارند، واقعیت میدان نبرد چیز دیگری میگوید. ماجرای هویزه یادآور این حقیقت تلخ است که امنیت غذایی در جنگ، یکی حیاتیترین بخشهای زندگی مردم است.
در هر جنگی، پیش از آنکه مردم به نتیجه نبرد فکر کنند، نگران نان سفره خود میشوند. تاریخ بارها ثابت کرده که غذا فقط یک نیاز روزمره نیست، بلکه یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر جوامع در بحرانها و درگیریهاست. از محاصره شهرها در گذشته تا حمله به مزارع، انبارها و مسیرهای تأمین آذوقه در جنگهای امروز، امنیت غذایی در جنگ همواره در معرض تهدید بوده است.
حمله به سیلوی گندم هویزه را باید در همین چارچوب تحلیل کرد. این حمله هرچند تلفات جانی نداشت، اما اهمیت آن فراتر از آسیب به یک سازه است. سیلوی گندم بخشی از زنجیره حیاتی تأمین غذاست؛ جایی که حاصل ماهها تلاش کشاورزان برای حفظ ثبات سفره مردم نگهداری میشود.
سیلوی هویزه؛ هدفی فراتر از یک ساختمان
سیلو فقط یک مخزن ذخیره غلات نیست. این تأسیسات، یکی از حلقههای اصلی شبکه تأمین نان و آرد در کشور به شمار میرود. وقتی یک سیلو هدف قرار میگیرد، موضوع فقط تخریب بتن و فلز نیست؛ بلکه بخشی از ساختار پشتیبان غذای مردم آسیب میبیند. به همین دلیل، حمله به سیلوی هویزه را باید نشانهای مهم از تهدید زیرساختهای تأمین غذا دانست.
در جنگهای اخیر نیز این نخستین بار نیست که زنجیره غذا آسیب میبیند. گزارشهای مختلفی از خسارت به مزارع، دامداریها، انبارهای مواد غذایی و حتی صنایع مادر منتشر شده است؛ آسیبهایی که ممکن است در کوتاهمدت به کمبود محسوس منجر نشوند، اما در میانمدت و بلندمدت میتوانند بازار غذا، قیمتها و دسترسی مردم به اقلام اساسی را تحت تأثیر قرار دهند.
قوانین بینالمللی چه میگویند؟
جامعه جهانی پس از تجربه دو جنگ جهانی، تلاش کرد برای حفاظت از غیرنظامیان و منابع حیاتی زندگی آنها مرزهای روشنتری تعریف کند. در پروتکلهای الحاقی کنوانسیونهای ژنو، گرسنه نگهداشتن غیرنظامیان بهعنوان یک روش جنگی ممنوع شده است. همچنین حمله به منابعی که بقای مردم به آنها وابسته است، از جمله مزارع، محصولات کشاورزی، منابع آب، شبکههای آبیاری و تأسیسات مرتبط با تأمین غذا، منع شده است.
بر همین اساس، زیرساختهایی مانند سیلوهای غلات، اگر در خدمت تأمین غذای غیرنظامیان باشند، باید از حملات نظامی مصون بمانند. این اصل، یکی از مهمترین پایههای حقوق بشردوستانه بینالمللی در حوزه امنیت غذایی در جنگ محسوب میشود.
چرا با وجود قانون، حمله به منابع غذایی تکرار میشود؟
پاسخ این پرسش را باید در فاصله میان «قانون» و «واقعیت جنگ» جستوجو کرد. هرچند حقوق بینالملل توانسته حمله به منابع غذایی را به اقدامی پرهزینه از نظر سیاسی و اخلاقی تبدیل کند، اما هنوز نتوانسته مانع تکرار آن شود. در میدان نبرد، ملاحظات نظامی، منافع ژئوپلیتیکی و ضعف سازوکارهای اجرایی، اغلب بر هنجارهای حقوقی غلبه میکنند.
به همین دلیل است که در بسیاری از جنگهای معاصر، از اوکراین تا غزه و تیگرای اتیوپی، گزارشهایی از تخریب مزارع، بنادر غلات، انبارهای ذخیره غذا و محروم شدن مردم از دسترسی به مواد غذایی منتشر شده است. این درگیریها از نظر سیاسی و جغرافیایی متفاوتاند، اما یک نقطه مشترک دارند: امنیت غذایی در جنگ به بخشی از میدان نبرد تبدیل شده است.
امنیت غذایی فقط تولید نیست، زنجیره است
یکی از مهمترین درسهای حمله به سیلوی هویزه این است که امنیت غذایی فقط به میزان تولید گندم، برنج یا سایر محصولات وابسته نیست. امنیت غذایی یک زنجیره کامل است؛ زنجیرهای که از آب و خاک آغاز میشود، به مزرعه و سیلو میرسد و از کارخانه، جاده، بندر و شبکه توزیع عبور میکند تا به سفره مردم برسد.
اگر یکی از این حلقهها آسیب ببیند، حتی تولید بالا هم نمیتواند تضمینکننده ثبات غذایی باشد. از همین رو، بسیاری از کشورها امروز حفاظت از زیرساختهای غذایی را بخشی از راهبرد امنیت ملی خود میدانند. زیرا در شرایط جنگ، هر اختلالی در این زنجیره میتواند مستقیماً معیشت مردم را تحت فشار قرار دهد.
مردم؛ بازندگان اصلی جنگ و ناامنی غذایی
جنگها ممکن است با روایتهای مختلفی آغاز شوند؛ از اختلافات مرزی و رقابتهای ژئوپلیتیکی گرفته تا ادعاهای امنیتی و سیاسی. اما در نهایت، این مردم عادی هستند که بیشترین هزینه را میپردازند. آنها نه آغازگر جنگاند و نه تصمیمگیرنده اصلی آن، اما باید پیامدهایش را با ناامنی، گرانی، اختلال در تأمین غذا و کاهش کیفیت زندگی تحمل کنند.
در چنین شرایطی، امنیت غذایی در جنگ فقط یک مسئله کشاورزی یا اقتصادی نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش میزان پایبندی جهان به اصول انسانی است. اگر جامعه بینالمللی نتواند از نان مردم محافظت کند، حتی پیشرفتهترین قواعد حقوقی نیز در عمل ناقص خواهند ماند.
حمله به سیلوی هویزه؛ هشداری فراتر از یک حادثه
حمله به سیلوی گندم هویزه یک هشدار روشن است: زیرساختهای تأمین غذا همچنان در معرض تهدیدند، حتی زمانی که قوانین بینالمللی از آنها حمایت میکنند. این رویداد یادآوری میکند که حفظ امنیت غذایی در جنگ، فقط به تولید بیشتر وابسته نیست، بلکه به حفاظت از تمام حلقههای زنجیره تأمین غذا نیاز دارد.
در جهانی که هنوز نان مردم از آتش جنگ در امان نمانده، دفاع از امنیت غذایی فقط یک ضرورت اقتصادی نیست؛ یک مسئولیت انسانی و راهبردی است.