خبر فوری
شناسه خبر: 56559

جهش قیمت مرغ و فشار تازه بر سبد غذایی خانوار

افزایش ۲۴۶ درصدی قیمت مرغ، سفره خانوار و تولیدکننده را زیر فشار برده است؛ نگاهی تحلیلی به بحران خوراکی‌های اصلی و وضعیت مرغداران.

جهش قیمت مرغ و فشار تازه بر سبد غذایی خانوار

افزایش جهشی قیمت مرغ در فاصله ۲۶ مرداد ۱۴۰۴ تا ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ فقط یک تغییر عددی در بازار نیست؛ این رشد سنگین، نشانه‌ای روشن از فشاری است که هم بر سفره خانوار وارد شده و هم بر زنجیره تولید.

وقتی مرغ، به‌عنوان اصلی‌ترین جایگزین گوشت قرمز، در یک سال چند برابر می‌شود، معنایش تنها گران شدن یک کالا نیست؛ بلکه به‌هم‌ریختگی تعادل بازار غذا، کوچک‌تر شدن سبد پروتئین و تشدید نارضایتی هم مصرف‌کننده و هم تولیدکننده است.

در همین میان، مرغداران نیز با هزینه‌های فزاینده خوراک، دارو، انرژی، حمل‌ونقل و نوسان قیمت نهاده‌ها، در وضعیت پایداری قرار ندارند.

 

مرغ؛ از کالای پروتئینی به شاخص فشار معیشت

مرغ در اقتصاد خوراکی ایران فقط یک ماده غذایی نیست؛ شاخصی است برای سنجش حال بازار و توان خرید خانوار.

 به گزارشی که خبرگزاری خبرآنلاین در 26 مردادماه منتشر کرده،  قیمت مرغ کامل تازه از ۱۱۵ هزار و ۵۰۰ تومان (در سال قبل) به ۴۰۰ هزار تومان رسیده است. این عدد نشان می‌دهد یکی از اصلی‌ترین اقلام پروتئینی سفره مردم، از دسترس بخش بزرگی از جامعه دورتر شده است.

افزایش حدود ۲۴۶ درصدی قیمت مرغ کامل در یک سال، آن هم در بازاری که گوشت قرمز برای بسیاری از خانوارها از قبل هم به کالایی لوکس تبدیل شده بود، به‌روشنی از کوچک‌تر شدن سبد غذایی خبر می‌دهد.

خانواده‌ای که پیش‌تر با مرغ، بخشی از کمبود پروتئین خود را جبران می‌کرد، حالا ناچار است یا مصرف را کاهش دهد یا به سمت جایگزین‌های ارزان‌تر و کم‌کیفیت‌تر برود.

 

افزایش قیمت قطعات مرغ؛ نشان‌دهنده عمق بحران

اگر مرغ کامل نماد گران شدن بازار است، افزایش قیمت قطعات مرغ نشان‌دهنده عمق بحران‌ است. براساس همین گزارش، قیمت فیله مرغ در این بازه از ۲۷۰ هزار تومان به ۷۲۰ هزار تومان  و قیمت سینه مرغ بدون پوست  از ۲۳۰ هزار و ۵۰۰ تومان به ۹۰۰ هزار تومان افزایش یافته است.

این جهش‌ها فقط به معنای گران شدن یک قلم نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بازار دیگر حتی برای کالاهای پرمصرف و به‌ظاهر در دسترس هم ثباتی ندارد.

در چنین شرایطی، فاصله میان آن چه مصرف‌کننده می‌خواهد بخرد و آنچه واقعاً می‌تواند بخرد، هر روز بیشتر می‌شود.

مرغی که قرار بود «پروتئین اقتصادی» باشد، اکنون برای بسیاری از خانوارها به خریدی حساب‌شده و گاه حذف‌شدنی تبدیل شده است.

 

گرانی مرغ فقط محصول بازار نیست؛ نتیجه زنجیره‌ای از اختلال‌هاست

تحلیل قیمت مرغ بدون نگاه به حلقه‌های قبلی زنجیره تولید، ناقص خواهد بود. مرغ، ارزان یا گران نمی‌شود مگر آن که نهاده‌ها، انرژی، حمل‌ونقل، واکسن، دارو، جوجه یک‌روزه، دستمزد، هزینه‌های کشتار و شبکه توزیع دچار تغییر شده باشند. در واقع، آن چه امروز در ویترین فروشگاه دیده می‌شود، آخرین حلقه از یک زنجیره معیوب است.

به‌ویژه در ماه‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر بازار خوراکی‌های اصلی، ناپایداری در تأمین و قیمت نهاده‌های دامی و طیور بوده است.

وقتی خوراک مرغدار با نوسان شدید، تأخیر در تأمین یا افزایش هزینه مواجه می‌شود، نتیجه طبیعی آن در بازار خرده‌فروشی مشاهده خواهد شد. بنابراین، جهش قیمت مرغ را نمی‌توان صرفاً به «گران‌فروشی» یا «افزایش تقاضا» تقلیل داد؛ مسأله بسیار عمیق‌تر است.

 

مرغداران هم در وضعیت خوبی نیستند

در این میان، یک خطای رایج در تحلیل عمومی بازار مرغ این است که گرانی فقط از زاویه مصرف‌کننده دیده می‌شود؛ اما واقعیت این است که مرغداران هم اوضاع درستی ندارند. 

متأسفانه بسیاری از تولیدکنندگان، میان هزینه‌های فزاینده و قیمت‌گذاری‌های ناپایدار گرفتارند؛ از یک سو خوراک و نهاده‌ها گران یا دیرتأمین می‌شود، از سوی دیگر بازار تضمینی و قابل پیش‌بینی برای فروش محصول وجود ندارد.

مرغدار زمانی زیان می‌بیند که هزینه‌های تولید افزایش می‌یابد، اما قیمت فروش محصول متناسب با رشد هزینه‌ها بالا نمی‌رود. در نتیجه، یا با زیان می‌فروشد یا تولید را کاهش می‌دهد.

هر دو حالت برای بازار خطرناک است: کاهش تولید، کمبود و گرانی را تشدید می‌کند و فروش زیان‌ده، سرمایه در گردش تولیدکننده را فرسوده می‌سازد.

در چنین فضایی، نمی‌توان از مرغدار انتظار داشت با ظرفیت بالا و پایدار تولید کند؛ در حالی که نقدینگی او قفل شده و آینده بازار نیز روشن نیست. به بیان دیگر، گرانی مرغ فقط فشار بر سفره مردم نیست؛ علامت فرسایش تولید نیز است.

 

سبد غذایی خانوار زیر فشار چندجانبه

مرغ، تنها کالای گران‌شده نیست. در کنار آن، اقلامی مانند تخم‌مرغ، لبنیات، روغن، برنج و برخی محصولات جانبی نیز در دوره‌های مختلف با رشدهای سنگین قیمت مواجه بوده‌اند.

نتیجه این روند، نه فقط تورم خوراکی، بلکه تغییر الگوی تغذیه خانوار است. خانواده‌ها اول از همه از کیفیت، بعد از مقدار و در نهایت از تنوع غذایی می‌زنند.

این تغییر به‌ظاهر تدریجی، در عمل پیامدهای بلندمدتی دارد: کاهش مصرف پروتئین، افت کیفیت تغذیه کودکان، فشار بیشتر بر دهک‌های پایین و گسترش ناامنی غذایی پنهان.

به همین دلیل، افزایش قیمت مرغ را باید در چارچوب بزرگ‌تر بحران معیشتی دید؛ بحرانی که مستقیماً به سلامت تغذیه‌ای جامعه گره خورده است.

 

فاصله قیمت تولید تا مصرف؛ گره‌ای که باز نمی‌شود

یکی از پرسش‌های اصلی در بازار مرغ، فاصله میان قیمت تمام‌شده تولید و قیمت نهایی مصرف‌کننده است. در بسیاری از دوره‌ها، نه تولیدکننده از قیمت نهایی سود منصفانه می‌برد و نه مصرف‌کننده از ثبات بازار بهره‌مند می‌شود.

این فاصله معمولاً در شبکه توزیع، واسطه‌گری، هزینه‌های حمل‌ونقل، افت کیفیت زیرساخت و نبود نظارت مؤثر تشدید می‌شود. اگر این فاصله کنترل نشود، نه با سرکوب قیمت، مشکل حل می‌شود و نه با رهاسازی کامل بازار.

تجربه نشان داده است که بازار مرغ نیازمند سیاست‌گذاری دقیق، تأمین به‌موقع نهاده، شفافیت در توزیع و حمایت واقعی از تولیدکننده است؛ وگرنه هر شوک کوچک، به جهش بزرگ در قیمت مصرف‌کننده تبدیل می‌شود.

 

مسأله فقط مرغ نیست؛ نشانه‌ای از فرسایش امنیت غذایی است

افزایش قیمت مرغ را باید به‌عنوان بخشی از یک تصویر بزرگ‌تر خواند: تصویر فرسایش امنیت غذایی.

وقتی یک کالای پایه پروتئینی در فاصله یک سال بیش از سه برابر می‌شود، یعنی بازار خوراکی‌ها از تعادل خارج شده و خانوار دیگر نمی‌تواند روی ثبات حداقلی حساب کند.

در چنین شرایطی، وظیفه سیاست‌گذار، تنها کنترل قیمت روز نیست؛ بلکه باید به ریشه‌های بحران توجه کرده و برای اصلاح آن‌ها اقدام نماید: از تولید نهاده و توزیع شفاف گرفته تا تأمین نقدینگی مرغداران، کاهش هزینه‌های سربار، سامان‌دهی شبکه بازار و جلوگیری از شوک‌های پی‌درپی.

بدون این اقدامات، فقط عددها تغییر می‌کنند و بحران در نقطه‌ای دیگر دوباره خود را نشان خواهد داد.

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای