خبر فوری
شناسه خبر: 57091

آخرین روزنه امید برای کاخ سفید

بررسی بن‌بست راهبردی کاخ سفید و سنتکام در مواجهه با اقتدار ایران بر تنگه هرمز؛ سناریوی حملات هدفمند، پیامدهای اقتصادی و بحران رأی ترامپ در آستانه انتخابات

آخرین روزنه امید برای کاخ سفید

قرائن روشنی از احتمال آغاز مجدد جنگی تمام‌عیار، یا دست‌کم اجرای حملاتی گسترده از سوی ایالات‌متحده و بازوی نظامی آن، سنتکام، علیه ایران حکایت دارد. هیچ‌کس منکر آن نیست که نشست برنامه‌ریزی‌شده دونالد ترامپ با مقامات ارشد کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل‌متحد—که برای سه‌شنبه این هفته در نظر گرفته شده و ممکن است با تاخیر مواجه شود—هماهنگی‌هایی را برای اقدام نظامی علیه ایران با هدف بازگشایی و تسلط بر تنگه‌هرمز در دستور کار قرار داده است.

هم‌زمان، اوضاع اقتصادی ایالات‌متحده آسیب‌پذیرتر از هر مقطع دیگری است و ترامپ را در تنگنای بزرگی گرفتار کرده است. وخامت مشابه یا حتی شدیدتر شرایط اقتصادی ایران، از نگاه شهروندان و تحلیل‌گران اقتصادی آمریکا اهمیت تعیین‌کننده‌ای ندارد؛ چراکه دنبال‌کنندگان رویدادها—چه در سطح کارشناسی و چه افکار عمومی—چشم‌اندازی برای عقب‌نشینی تهران در برابر این فشارها متصور نیستند و نمی‌توان انتظار زمانی را کشید که ایران از پیگیری مطالباتش دست بکشد، تسلیم واشنگتن شود و موازنه به دلخواه کاخ سفید رقم بخورد.

در این میان، تسلط ایران بر تحولات خلیج‌فارس و به‌ویژه تنگه‌هرمز نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه تثبیت و تقویت شده است. اگرچه فرماندهان آمریکایی مدعی جریان عادی صادرات کالا، نفت و گاز از خلیج‌فارس به بازارهای بین‌المللی هستند، اما آرامش به بازارها بازنگشته و روندی صعودی و پیوسته در نرخ حامل‌های انرژی شکل گرفته است؛ جهشی که بهای نفت برنت را به حوالی ۱۰۵ دلار رسانده و چشم‌اندازها از تداوم این گرانی خبر می‌دهند. این موج صعودی، بهای انواع سوخت—صنعتی، نیروگاهی، خانگی و حمل‌ونقل—را در آمریکای شمالی و اروپا به‌شدت بالا برده و معیشت را در این جغرافیا دشوارتر و پرهزینه‌تر ساخته است.

با وجود وعده‌های پیاپی ترامپ مبنی بر پایان زودهنگام تنش‌ها در خلیج‌فارس و ریزش فوری قیمت انرژی در آمریکا، رأی‌دهندگانی که در آستانه ورود به پای صندوق‌های رأی هستند، دیگر اعتمادی به این اظهارات مکرر ندارند.

گره اصلی ماجرا اینجاست که شخص ترامپ نیز نسبت به تحقق وعده‌هایش اطمینان ندارد و نمی‌داند سررسید این گفتارها به نتیجه‌ای عملی منجر می‌شود یا به سیاهه بلند وعده‌های بر زمین‌مانده او خواهد پیوست. زمانی هوادارانش باور داشتند که با ورود او به کاخ سفید، شعار «اول آمریکا» به‌سرعت تحقق می‌یابد و تعرفه‌های سنگین بر کالاهای اروپایی و کانادایی، بازار داخلی را به‌نفع تولید و کارگر آمریکایی آماده خواهد ساخت؛ آنان می‌پنداشتند ترامپ همچون پاپانوئل هر سال رونق، اشتغال بیشتر و رفاه پایدار را به ارمغان می‌آورد.

اما امروز همان شهروندان خود را درگیر جنگی می‌بینند که نه فلسفه ادامه آن را درک می‌کنند و نه چشم‌انداز منفعتی ملموس از آن در دست دارند.

در سوی دیگر، استدلال مشترک ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای اقناع افکار عمومی در آمریکا و اسرائیل درباره لزوم این تقابل، همواره بر این گزاره استوار بوده که ایران در حال ساخت سلاح اتمی است و در غیاب جنگ، در کوتاه‌مدت بمب هسته‌ای را تولید و شلیک خواهد کرد. نتانیاهو نیز در موضع‌گیری‌هایی که آشکارا کارکرد انتخاباتی دارد، بارها مدعی شد که این نبرد، اسرائیل را از خطر نابودی هسته‌ای نجات داده است.

با این حال، چهره‌های مخالف همچون آیزنکوت و لاپید و رسانه‌هایی نظیر «معاریو»، این ادعاها را دروغ‌پردازی هیستریک نامیدند. شواهد کارشناسی نیز نشان می‌دهد اگرچه ایران غنی‌سازی اورانیوم را به سطح ۶۰ درصد و بالاتر رسانده و به دانش فنی لازم دست یافته، اما هیچ نشانه‌ای مبنی بر اقدام میدانی در ساخت چاشنی‌های اتمی، ترکیبات انفجاری مکمل یا طراحی کلاهک برای پرتابه‌های موشکی و هوایی ثبت نشده است.

موج مشابهی از نقدها متوجه دونالد ترامپ است؛ به‌ویژه آنکه او پس از پایان درگیری ۱۲‌روزه به جامعه جهانی اطمینان داد دستیابی ایران به سلاح اتمی برای دهه‌ها مهار شده و نگرانی برطرف شده است. با این حال، اکنون همان ادعا با ادبیاتی تندتر بازتولید می‌شود و رئیس‌جمهور آمریکا ادعا می‌کند در غیاب حملات نظامی، ایران در بازه‌ای کوتاه به بمب اتم دست می‌یافت و آمریکا و اروپا را هدف قرار می‌داد.

ترامپ در عمل انتظار دارد افکار عمومی به پاس دفع این تهدید ادعایی از او سپاسگزار باشند؛ اما خود او نیز می‌داند این برهان دیگر توان قانع‌سازی و مشروعیت‌بخشی به تداوم جنگ را ندارد. برای شهروندانی که پاییز امسال در آمریکا و پس از آن در اسرائیل برای تعیین سرنوشت جمهوری‌خواهان و حزب لیکود پای صندوق‌ها می‌روند، تبعات سنگین جنگ بسیار ملموس‌تر از منافع اعلامی و فاقد واقعیت میدانی است؛ روندی که در هر دو کشور، شیب آرای عمومی را به زیان ترامپ و نتانیاهو دگرگون کرده است.

از این رو، ترامپ که پیش‌تر وانمود می‌کرد نتیجه انتخابات برایش فاقد اهمیت است، این روزها تمام‌قد وارد میدان شده و می‌کوشد به هر قیمت ممکن، بحران تنگه هرمز و خلیج‌فارس را پیش از انتخابات مهار کند.

در نهایت، تداوم تورم کالا و حامل‌های انرژی که فشار شدیدی بر معیشت شهروندان وارد ساخته و افقی برای حل آن به چشم نمی‌خورد، به پاشنه آشیل جمهوری‌خواهان و لیکود در صندوق‌های رأی بدل شده است.

ترامپ دریافته که در چارچوب فعلی، عقب‌نشینی تهران و بازگشایی کامل تنگه هرمز به دلخواه واشنگتن دور از انتظار است؛ تسلط ایران بر تردد شناورها نه تا مقطع انتخابات و نه پس از آن دستخوش تغییر نخواهد شد. در چنین شرایطی، کاخ سفید و سنتکام آخرین بخت خود را در اجرای یک «حمله محدود اما عمیق» جست‌وجو می‌کنند؛ سناریویی که حتی ممکن است عملیات پرریسک تصرف جزایر را در بر بگیرد تا شاید کنترل تنگه به دست نیروهای آمریکایی بیفتد. تحقق و پیروزی نهایی چنین طرحی با تردیدهای بنیادین روبه‌رو است، اما برای واشنگتن، این ریسک نظامی در حال حاضر تنها روزنه امید باقی‌مانده تلقی می‌شود.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای