خبر فوری
شناسه خبر: 56554

گردشگری روستایی؛ توسعه‌ای که هویت روستا را تهدید می‌کند

گردشگری روستایی میان اشتغال‌زایی و حفظ هویت محلی گرفتار است؛ چرا استانداردهای شهری و کم‌رنگ شدن نقش مردم، بوم‌گردی را تهدید می‌کند؟

گردشگری روستایی؛ توسعه‌ای که هویت روستا را تهدید می‌کند

خانه‌ای کاهگلی با حیاطی پر از بوی نان تنوری، دیوارهایی که خاطرات چند نسل را در خود نگه داشته‌اند و سفره‌ای از غذاهای محلی؛ برای گردشگر امروز، روستا فقط مقصد سفر نیست، بلکه فرصتی برای لمس شیوه‌ای متفاوت از زندگی است.

اما همین تجربه اصیل، در مسیر دریافت مجوز، تسهیلات و رعایت استانداردهای رسمی، گاه چنان دگرگون می‌شود که دیگر شباهتی به زندگی واقعی روستا ندارد.

گردشگری روستایی در ایران میان دو ضرورت مهم قرار گرفته است: ایجاد درآمد و اشتغال برای ساکنان محلی از یک سو و حفظ هویت فرهنگی، معماری بومی و سبک زندگی روستایی از سوی دیگر. پرسش اصلی این است که توسعه گردشگری باید روستا را تغییر دهد یا گردشگر باید روستا را همان‌گونه که هست بشناسد؟

 

بوم‌گردی نباید نسخه کوچک هتل شهری باشد

گردشگری روستایی در سال‌های اخیر به‌عنوان یکی از راه‌های توسعه مناطق کم‌برخوردار مورد توجه قرار گرفته است. ایجاد شغل، کاهش مهاجرت، احیای خانه‌های قدیمی، تقویت اقتصاد خانواده‌ها و معرفی فرهنگ‌های محلی، از مهم‌ترین مزیت‌هایی است که برای این نوع گردشگری مطرح می‌شود.

اقامتگاه‌های بوم‌گردی نیز با همین هدف شکل گرفتند؛ اینکه مسافر به‌جای اقامت در فضایی مشابه هتل‌های شهری، تجربه‌ای نزدیک به زندگی واقعی مردم یک منطقه داشته باشد.

با این حال، ورود الگوهای یکسان و استانداردهای طراحی‌شده برای فضاهای شهری، در برخی موارد اصالت این اقامتگاه‌ها را با چالش مواجه کرده است.

افسانه احسانی، پژوهشگر حوزه اکوتوریسم، معتقد است بخشی از مسئله از زمانی آغاز می‌شود که روستا با شاخص‌هایی سنجیده می‌شود که اساساً برای محیط شهری ساخته شده‌اند. او می‌گوید: «بوم‌گردی قرار نیست نسخه کوچک‌شده یک هتل باشد. ارزش آن در ارائه تجربه‌ای متفاوت از زندگی، فرهنگ و محیط است. اگر همه‌چیز شبیه هتل شود، تفاوت میان اقامتگاه بوم‌گردی و یک واحد اقامتی معمولی از بین می‌رود.»

بسیاری از خانه‌هایی که امروز به اقامتگاه بوم‌گردی تبدیل شده‌اند، پیش از هر چیز بخشی از تاریخ یک خانواده و حافظه یک روستا بوده‌اند. همین ویژگی، از معماری ساده تا حیاط مشترک و غذای خانگی، می‌تواند مهم‌ترین عامل جذابیت آن‌ها برای گردشگران باشد.

 

جاذبه گردشگری فقط کوه، جنگل و کویر نیست

یکی از ضعف‌های رایج در برنامه‌ریزی برای گردشگری روستایی، تعریف محدود از مفهوم جاذبه است. اغلب هنگام معرفی ظرفیت‌های سفر، نگاه‌ها به سمت جنگل، کوهستان، دریا، کویر یا مناظر طبیعی بکر می‌رود؛ در حالی که همه روستاها چنین مزیت‌هایی ندارند، اما ممکن است ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی مهمی برای جذب گردشگر داشته باشند.

معماری بومی، غذاهای محلی، آیین‌ها، صنایع‌دستی، موسیقی، روایت‌های تاریخی، شیوه کشاورزی و حتی روابط اجتماعی میان مردم یک روستا، می‌تواند بخشی از جاذبه سفر باشد. در واقع، گردشگر امروز بیش از گذشته به‌دنبال «تجربه» است؛ تجربه پخت یک غذای محلی، شنیدن داستان یک خانه قدیمی یا آشنایی با هنری که نسل‌ها در یک خانواده منتقل شده است.

احسانی در این‌باره می‌گوید: «جاذبه فقط یک منظره طبیعی نیست. یک روستا می‌تواند به‌واسطه معماری، غذا، صنایع‌دستی، آداب‌ورسوم و شیوه زندگی مردمش جذاب باشد. گاهی خود روستا مهم‌ترین جاذبه است؛ اما ما هنوز بسیاری از این ظرفیت‌ها را به رسمیت نمی‌شناسیم، چون با معیارهای معمول قابل اندازه‌گیری نیستند.»

بخش بزرگی از میراث روستاها ناملموس است؛ میراثی که شاید مانند یک بنای تاریخی قابل ثبت نباشد، اما در حفظ هویت و رونق گردشگری روستایی نقشی تعیین‌کننده دارد.

 

وقتی گردشگر به مهمان ناخوانده تبدیل می‌شود

توسعه گردشگری در هر روستا الزاماً به معنای توسعه پایدار نیست. همه جوامع محلی آمادگی یا تمایل پذیرش گردشگر را ندارند و نمی‌توان صرفاً به‌دلیل وجود یک ظرفیت اقتصادی، روستایی را به مقصد گردشگری تبدیل کرد.

در بسیاری از برنامه‌های توسعه، تمرکز اصلی بر تعداد گردشگران، میزان درآمد و ساخت اقامتگاه است؛ اما پرسش مهم‌تری کمتر مطرح می‌شود: مردم همان روستا تا چه اندازه خواهان این تغییر هستند و چه سهمی از منافع آن خواهند داشت؟

به باور احسانی، جامعه محلی باید در مرکز تصمیم‌گیری قرار گیرد. او می‌گوید: «گاهی تصور می‌کنیم چون یک روستا ظرفیت گردشگری دارد، پس باید حتماً مقصد گردشگری شود؛ در حالی که این تصمیم باید با مشارکت مردم همان منطقه گرفته شود.»

تغییر سبک زندگی، نگرانی از آسیب به فرهنگ محلی، افزایش رفت‌وآمدها یا تجربه‌های ناموفق گذشته، می‌تواند حساسیت ساکنان را نسبت به ورود گردشگر افزایش دهد. اگر مردم احساس کنند گردشگری روستایی از بیرون به آن‌ها تحمیل شده است، این مسیر نه پایدار خواهد بود و نه اعتماد محلی را جلب می‌کند.

روستا فقط یک موقعیت جغرافیایی یا محصول قابل عرضه برای سفر نیست؛ روستا محل زندگی انسان‌هاست. توسعه گردشگری زمانی موفق خواهد بود که مردم محلی بتوانند درباره آنچه باید حفظ یا تغییر داده شود، نقش واقعی داشته باشند.

 

تعدد متولیان؛ مانعی در مسیر توسعه گردشگری روستایی

توسعه گردشگری روستایی با نهادهای مختلفی گره خورده است؛ از وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گرفته تا سازمان حفاظت محیط‌زیست، بانک‌ها، دستگاه‌های اجرایی و مدیریت‌های محلی. حضور این نهادها به‌خودی‌خود مسئله نیست، اما نبود هماهنگی میان آن‌ها می‌تواند فعالان محلی را در میان بخشنامه‌ها و معیارهای متفاوت سردرگم کند.

یک‌سو ضرورت حفاظت از زیست‌بوم‌های حساس و منابع طبیعی قرار دارد و سوی دیگر، نیاز روستاها به درآمد و اشتغال. بدون سیاست‌گذاری مشترک و نگاه یکپارچه، فعال محلی یا سرمایه‌گذار روستایی ممکن است با خواسته‌هایی روبه‌رو شود که با یکدیگر هم‌راستا نیستند.

احسانی معتقد است: «مشکل اصلی حضور چند نهاد نیست؛ مشکل، نبود یک نگاه هماهنگ میان آن‌هاست. محیط‌زیست باید از طبیعت حفاظت کند، میراث فرهنگی باید به توسعه گردشگری فکر کند و نظام بانکی نیز ملاحظات اقتصادی دارد، اما همه این بخش‌ها باید در یک چارچوب مشترک حرکت کنند.»

به گفته او، کسی که می‌خواهد در یک روستا اقامتگاه ایجاد کند، باید از ابتدا بداند با چه مسیر روشن و قابل پیش‌بینی روبه‌رو است. طولانی شدن فرایندهای اداری و تغییر مداوم معیارها، انگیزه و توان فعالان کوچک محلی را کاهش می‌دهد.

 

نظارت بر بوم‌گردی باید راهگشا باشد، نه بازدارنده

نظارت بر اقامتگاه‌ها و فعالیت‌های گردشگری ضرورتی انکارناپذیر است. نبود نظارت می‌تواند کیفیت خدمات را کاهش دهد، اعتماد گردشگران را از بین ببرد و حتی به محیط‌زیست و بافت اجتماعی روستا آسیب بزند. اما نظارت صرفاً اداری و غیرمنعطف نیز ممکن است به حذف تدریجی ویژگی‌های بومی منجر شود.

مسئله اصلی، حذف نظارت نیست؛ بلکه تغییر نگاه به نظام ارزیابی است. نظارت باید به ارتقای کیفیت، حفاظت از محیط و تقویت نقش جامعه محلی کمک کند، نه اینکه صرفاً فعالان را به تکرار الگوهای شهری وادار سازد.

به گفته احسانی، شاخص‌های ارزیابی باید بتوانند تفاوت میان یک اقامتگاه بومی موفق و مجموعه‌ای را که فقط برای کسب درآمد ساخته شده، تشخیص دهند. ممکن است اقامتگاهی امکانات لوکس نداشته باشد، اما پیوند عمیقی با فرهنگ، مردم و طبیعت منطقه برقرار کرده باشد؛ در مقابل، مجموعه‌ای بزرگ و مجهز ممکن است هیچ نشانی از هویت روستا نداشته باشد.

 

گردشگری روستایی؛ فرصتی برای ماندگاری مردم

با وجود تمام چالش‌ها، گردشگری روستایی همچنان یکی از مهم‌ترین فرصت‌ها برای مناطق کمتر برخوردار ایران است. بسیاری از روستاها با مهاجرت، کاهش جمعیت، فراموشی سنت‌ها و رکود اقتصادی مواجه‌اند. در چنین شرایطی، گردشگری می‌تواند به احیای خانه‌های قدیمی، ایجاد درآمد برای خانواده‌ها و دیده شدن ظرفیت‌های مغفول‌مانده کمک کند.

اقامتگاه‌های بوم‌گردی در برخی مناطق توانسته‌اند خانه‌های متروک را دوباره فعال کنند، فرصت شغلی برای زنان و جوانان بسازند و محصولات محلی، غذاهای سنتی و صنایع‌دستی را به بخشی از اقتصاد روستا تبدیل کنند.

احسانی تأکید می‌کند نقد مشکلات موجود نباید به معنای کنار گذاشتن اصل این مسیر باشد: «اینکه یک خانه قدیمی دوباره مورد استفاده قرار می‌گیرد یا خانواده‌ای از محل زندگی خود درآمد به دست می‌آورد، اتفاق مثبتی است. حتی یک اقامتگاه کوچک با کاستی‌های محدود، می‌تواند از نبود هرگونه فعالیت در روستا ارزشمندتر باشد؛ چون زمینه‌ای برای ماندگاری مردم و حفظ هویت منطقه ایجاد می‌کند.»

 

توسعه پایدار از اعتماد به مردم محلی آغاز می‌شود

رسیدن به یک الگوی پایدار برای گردشگری روستایی، نیازمند تغییر نگاه مدیریتی است؛ تغییری از مدل دستوری و متمرکز به مدلی که مردم محلی را شریک اصلی تصمیم‌گیری بداند.

دولت و نهادهای مسئول می‌توانند با آموزش، تسهیل‌گری، کاهش موانع اداری، ارائه تسهیلات هدفمند و تدوین استانداردهای متناسب با هر منطقه، مسیر توسعه را هموار کنند. اما تصمیم درباره شکل توسعه، ظرفیت پذیرش گردشگر و شیوه حفاظت از ارزش‌های محلی، باید با مشارکت مردم همان روستا گرفته شود.

نمی‌توان برای همه روستاهای ایران نسخه‌ای واحد نوشت. هر روستا ظرفیت‌ها، محدودیت‌ها، فرهنگ و حساسیت‌های خاص خود را دارد. اگر توسعه گردشگری باعث شود روستاها به نسخه‌ای کم‌رنگ از شهر تبدیل شوند، بخش مهمی از دلیل سفر گردشگران از میان می‌رود.

 

روستا یک مقصد نیست؛ یک زندگی است

آینده گردشگری روستایی در ایران به ایجاد تعادل میان اقتصاد، محیط‌زیست و هویت محلی وابسته است. توسعه‌ای که فقط تعداد گردشگران و درآمد را ببیند، ممکن است در کوتاه‌مدت سودآور باشد، اما در بلندمدت همان سرمایه فرهنگی و طبیعی را فرسوده کند که دلیل اصلی سفر به روستا بوده است.

روستا پیش از آنکه مقصد سفر باشد، محل زندگی مردم است؛ جایی که طبیعت، خاطره، فرهنگ و معیشت در کنار هم شکل گرفته‌اند. گردشگری زمانی می‌تواند به توسعه پایدار تبدیل شود که مردم محلی، میراث فرهنگی و محیط‌زیست، نه در حاشیه، بلکه در مرکز تصمیم‌گیری قرار بگیرند./ پیام ما

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای