خبر فوری
شناسه خبر: 57141

نوری قزلجه در تاشکند؛ از وعده صادرات تا آزمون بزرگ کارنامه وزیر

نوری قزلجه در تاشکند از صادرات مرغ و تخم‌مرغ تا انتقال فناوری آبیاری و پهپادهای کشاورزی گفت؛ اما پرسش اصلی اینجاست که سهم کشاورز ایرانی از این سفر و توافق‌ها دقیقاً چیست؟

نوری قزلجه در تاشکند؛ از وعده صادرات تا آزمون بزرگ کارنامه وزیر

غلامرضا نوری قزلجه، وزیر جهاد کشاورزی، در سفری به تاشکند، در نخستین کمیته راهبردی همکاری‌های کشاورزی ایران و ازبکستان و نشست فعالان اقتصادی دو کشور حضور یافت؛ سفری که با مجموعه‌ای از وعده‌ها درباره توسعه تجارت، صادرات محصولات کشاورزی و پروتئینی و انتقال فناوری همراه شد.

در این سفر، وزیر جهاد کشاورزی از آمادگی ایران برای صادرات مرغ، تخم‌مرغ و جنین اصلاح‌شده گاو به ازبکستان سخن گفت و همچنین ظرفیت شرکت‌های ایرانی در حوزه مکانیزاسیون، ماشین‌آلات کشاورزی، دامپروری، شیلات، داروهای دامپزشکی، آبیاری هوشمند و پهپادهای کشاورزی را مطرح کرد.

اما درست در همین نقطه، یک پرسش جدی برای وزارت جهاد کشاورزی مطرح می‌شود: این سفر قرار است چه خروجی ملموس و قابل‌اندازه‌گیری برای بخش کشاورزی ایران ایجاد کند؟

پروتکل امضا شد؛ اما جزئیات اقتصادی کجاست؟

وزارتخانه‌های کشاورزی ایران و ازبکستان در ۲۲ سپتامبر یک پروتکل همکاری با هدف تقویت همکاری بلندمدت امضا کردند. در این چارچوب، دو طرف از تدوین برنامه بلندمدت، اجرای پروژه‌های مشترک و گسترش ارتباط میان فعالان اقتصادی سخن گفته‌اند.

با این حال، برای ارزیابی عملکرد یک سفر اقتصادی، صرف امضای پروتکل نمی‌تواند پایان ماجرا باشد. سؤال اساسی این است که چه پروژه مشخصی، با چه سرمایه‌ای، چه زمان‌بندی و چه میزان صادرات یا سرمایه‌گذاری قرار است پس از این توافق‌ها عملیاتی شود؟

گزارش‌های منتشرشده همچنین از هدف‌گذاری افزایش تجارت کشاورزی دو کشور از حدود ۲۰۰ میلیون دلار به ۶۰۰ میلیون دلار طی دو سال خبر می‌دهند و هدف بزرگ‌تر تجارت دوجانبه نیز حدود ۲ میلیارد دلار عنوان شده است.

این ارقام اگر به قراردادهای اجرایی، سرمایه‌گذاری و صادرات واقعی تبدیل شوند، می‌توانند اهمیت اقتصادی داشته باشند؛ اما فاصله میان هدف‌گذاری، امضای توافق و تحقق تجارت واقعی همان جایی است که عملکرد وزارتخانه باید در آینده سنجیده شود.

صادرات مرغ و تخم‌مرغ؛ از ظرفیت اعلام‌شده تا واقعیت تولید

نوری قزلجه در حالی از آمادگی ایران برای صادرات مرغ و تخم‌مرغ به ازبکستان سخن گفته که هرگونه توسعه صادرات پایدار در این حوزه، نیازمند ثبات در تأمین نهاده، برنامه‌ریزی تولید، مدیریت قیمت تمام‌شده و حفظ بازار داخلی است.

بنابراین، پرسش فقط این نیست که ایران چه چیزی می‌تواند صادر کند؛ مسئله این است که آیا سیاست‌گذاری وزارت جهاد کشاورزی می‌تواند شرایطی ایجاد کند که تولیدکننده ایرانی همزمان از یک بازار صادراتی جدید بهره‌مند شود و بازار داخلی نیز با اختلال مواجه نشود؟

فناوری؛ وعده‌ای که باید از سطح سخنرانی عبور کند

وزیر جهاد کشاورزی همچنین از انتقال فناوری‌های نوین آبیاری و پهپادهای کشاورزی به ازبکستان سخن گفته است. از سوی دیگر، وزیر کشاورزی ازبکستان نیز بر استفاده از فناوری‌های جدید و هوش مصنوعی برای افزایش بهره‌وری بخش کشاورزی این کشور تأکید کرده است.

اینجا نیز یک تناقض قابل تأمل وجود دارد: اگر ایران قرار است صادرکننده فناوری‌های نوین کشاورزی باشد، چرا وزارتخانه هنوز باید برای اثبات نتیجه سیاست‌های خود در داخل کشور پاسخگوی شاخص‌هایی مانند بهره‌وری آب، مکانیزاسیون و افزایش بهره‌وری تولید باشد؟

انتقال فناوری زمانی یک دستاورد محسوب می‌شود که از سطح تفاهم‌نامه و اظهارنظر فراتر رفته و به قرارداد، پروژه اجرایی، درآمد ارزی و در نهایت ارتقای فناوری شرکت‌های ایرانی منجر شود.

سفرهای خارجی؛ خروجی مهم‌تر از عکس و تفاهم‌نامه

سفر وزیر جهاد کشاورزی به ازبکستان را نمی‌توان صرفاً با تعداد جلسات یا تفاهم‌نامه‌های امضاشده ارزیابی کرد. معیار اصلی، خروجی اقتصادی قابل سنجش است.

وزارت جهاد کشاورزی اکنون باید روشن کند:

  • ارزش قراردادهای قطعی این سفر چقدر است؟
  • چه میزان صادرات واقعی از این توافق‌ها ایجاد خواهد شد؟
  • چه تعداد شرکت ایرانی وارد پروژه‌های مشترک می‌شوند؟
  • سهم بخش خصوصی از این همکاری‌ها چقدر است؟
  • چه میزان سرمایه‌گذاری از سوی طرف ازبکستانی جذب خواهد شد؟
  • زمان‌بندی اجرای توافق‌ها چیست؟
  • و مهم‌تر از همه، این همکاری‌ها چه اثری بر درآمد و امنیت اقتصادی تولیدکننده ایرانی خواهد داشت؟

دستاورد دیپلماسی کشاورزی با امضای پروتکل تمام نمی‌شود؛ از روز اجرای آن آغاز می‌شود.

اگر وزارت جهاد کشاورزی بتواند وعده‌های مطرح‌شده در تاشکند را به قراردادهای واقعی، صادرات پایدار و پروژه‌های سرمایه‌گذاری تبدیل کند، آن زمان می‌توان درباره دستاورد اقتصادی این سفر قضاوت کرد. تا آن زمان، آنچه در دسترس افکار عمومی قرار دارد، مجموعه‌ای از اهداف، وعده‌ها و چارچوب‌های همکاری است؛ نه هنوز کارنامه‌ای از نتایج نهایی.

اکنون توپ در زمین وزارت جهاد کشاورزی است تا نشان دهد سفر تاشکند صرفاً یک مأموریت دیپلماتیک دیگر نبوده و قرار است به عدد، قرارداد، صادرات و درآمد واقعی برای بخش کشاورزی ایران تبدیل شود. آیا جنم این کار را دارد؟ خدا داند!

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای