دریاچه‌ای در حال احتضار

1
بعد از قریب به یک‌دهه از آغاز تلاش برای احیای دریاچه ارومیه، اکنون نه فقط این دریاچه زنده نشده و به زندگی بازنگشته است؛ بلکه دست‌اندرکاران و ناظران که احیای این پهنه آبی را دنبال می‌کردند یا در این احیاء مسئولیت و نقش داشته‌‌اند، از بازگشت دریاچه ارومیه به دوران پیشین ابراز ناامیدی می‌کنند.
اخبار سبز کشاورزی؛ نادر کریمی جونی| معلوم نیست دوران پیش از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد این دریاچه چه وضعی داشته که آن دوران طلایی یا آرمانی خوانده می‌شود.
شاید هم نامیدن آن دوران به‌عنوان آرمانی برای سخت کردن اوضاع و ناامید کردن مخاطبان و دست‌اندرکاران در احیای این دریاچه صورت گرفته باشد.
با این حال، نمی‌توان انکار کرد که وضعیت دریاچه ارومیه در حال حاضر خوب نیست و در حالی نمی‌توان انکار کرد و در حالی که باید 32 میلیارد مترمکعب ذخیره آبی داشته باشد، اکنون کمتر از 10 درصد آن یعنی 2.2 میلیارد مترمکعب آب دارد.
وروی آب برای این دریاچه هم در موقعیت تاسف‌باری قرار دارد و در حالی که باید سالانه 3.4 میلیارد مترمکعب آب وارد این دریاچه شود، در سال گذشته فقط 1.1 میلیارد مترمکعب آب وارد دریاچه شده که یعنی حدود 6.7 درصد کمتر از نیاز قطعی دریاچه بوده است.
البته در این سال‌ها، زمان‌هایی هم بوده که حجم آب این دریاچه به حدود 5.4 میلیارد مترمکعب رسیده است؛ ولی این میزان آب درون دریاچه پایدار نبوده و به هر دلیل کاهش یافته است؛ چنانکه اکنون حدود 2.2 میلیارد مترمکعب آب در این دریاچه وجود دارد که نسبت کل حجم آن، ناچیز می‌نماید.
البته مقامات استان هنوز درمورد اینکه چه عاملی سبب کاهش تراز دریاچه و حجم آب ذخیره شده در آن می‌شود به توافق نرسیده‌اند؛ درحالی‌که برخی می‌گویند آب دریاچه در اثر برداشت آب چاه‌های اطراف آن و افزایش باغ‌های سیب در آذربایجان‌غربی صورت گرفته است، اما برخی دیگر از کارشناسان عقیده دارند که اولاً ورودی آب به این دریاچه چندان با نیازهای آن مطابقت نداشته و به همین دلیل سطح کاهش پیدا کرده و حجم آب ذخیره شده در آن به نحو نگران‌کننده‌ای کم شده است.
چه اهمیتی دارد که این کاهش نگران کننده عدم‌پرداخت حق‌السهم آبی دریاچه ارومیه، احداث باغ‌های متعدد و پرشمار سیب درختی و… چگونه و به چه نیتی انجام شده باشد.
قدر مسلم آن است که وضعیت کنونی به هیچ‌وجه با آنچه درمورد این دریاچه گفته شده بود، مطابقت ندارد و اکنون ناامیدهای زیادی درمورد احیای این دریاچه وجود دارد.
البته این دولت، مانند دولت حسن روحانی عده‌های رنگارنگی درمورد بازگشت دریاچه ارومیه به روزهای اوج داده است؛ دست‌کم درمورد حسن روحانی یک از عوامل پیروزی در دور اول انتخابات ریاست جمهوری قول مساعد وی برای احیای این دریاچه و بازگشت منطقه دریاچه ارومیه به زندگی پیشین بوده است. امری که اگرچه در روزهای پس از پیروزی به سرعت عملیاتی شد؛ اما در گذر زمان به فراموشی سپرده شد و پس از مدتی در بایگانی راکد قرار گرفت.
اکنون دوباره همان لفاظی‌ها و وعده‌ها بر زبان آورده می‌شود، در این باره وعده‌‌هایی داده و از پرونده‌های انتقال آب رونمایی می‌شود؛ اما این رونمایی وقتی اصل آب وجود ندارد، چه حاصلی دارد.
مقامات استانی تونل انتقال آب را شاهکار مهندسی خوانده‌اند؛ اما آیا این شاهکارخود موضوع و هدف بوده یا قرار است کارکردهایی داشته باشد که آن کارکردها محل توجه بوده است؟
بی‌تردید آن کارکردها و انتقال آب مدنظر افراد و سازندگان بوده است؛ در این صورت آب قابل انتقال از کجا و چگونه تهیه و تامین می‌شود؟
روزگاری قرار بود آب‌های دریاچه خزر از طریق کانال به دریاچه ارومیه سرازیر شود؛ اما این پیشنهاد انقلابی هم چندان عملی و اجرایی نبود و به فراموشی سپرده شد، دقیقا به‌همین دلیل که شاید این ضرب‌المثل ایرانی «آفتابه لگن هفت دست/ ولی شام و ناهار هیچی‌» درمورد رفتار مسئولان برای احیای دریاچه ارومیه صادق باشد.
مقاله قبلیکوپن بازمی‌گردد؟
مقاله بعدیدریافت عوارض از صادرات سبزی و صیفی لغو می‌شود؟

1 نظر

  1. در متن این گونه اعلام شد که … روزگاری قرار بود آب‌های دریاچه خزر از طریق کانال به دریاچه ارومیه سرازیر شود…
    واقعا این راه حل است؟ از یک دریاچه که چندین کشور به آن دسترسی و پیمان نامه مرزی دارند؛ به یک دریاچه دیگر تونل زده شود؟ این همه کوه و دشت و شهر مابین راه را ندیدند؟
    این مغزهایی که چنین راه حل هایی را تصور می کنند از مغز گنجشک هم کوچک تر است…
    زمانی که سد روی رودخانه های منتهی به دریاچه می ساختند کارشناس نبود که بگوید این ساخت و سازها مرگبار است؟

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید