از فقر به فلاکت
تحلیلی انتقادی از پیامدهای حذف یارانه کالاهای اساسی؛ چگونه سیاستهای ارزی، تورم ساختاری و توزیع رانت، طبقه متوسط را به فقر و فقر را به فلاکت کشانده و معیشت اکثریت جامعه را تهدید کرده است.
در هنگامه حذف یارانهها از کالاهای اساسی و بحث و جدلهای ناشی از عوارض آن بر زندگی اکثریتی نزدیک به هشتاد میلیون از آحاد جامعه، دولتمردان و مسئولان مجری این طرح بهگونهای ادای توضیحات کردند که گویی با مجموعهای از کودکان صغیر، نادان و فاقد توان درک و تحلیل رو در رو هستند!!
اخبار سبز کشاورزی؛ تخصیص یارانه در تمام کشورهایی که خواهان توسعه، پیشرفت و رفاه عمومی با شمول خاص اقشار کمدرآمد هستند؛ اقدامی برنامهریزی شده و با اولویتهای ویژه است.
پرداخت آن از سوی دولتها نه از جهت لطف و ترحم که با دیدگاه انجام مسئولیت دولت، رعایت عدالت اجتماعی و ضرورت تامین حقوق اقشار کمدرآمد اجرا میشود.

این که پرداخت یارانه از آذر سال 1389 بنا بر علل و دلایلی که از حوصله این مقوله بیرون است؛ مبدل به زمینهای برای رانتخواری، فساد و انحراف از اهداف اصلی آن گردید؛ حاصل سوءتدبیر و خارج شدن از مدار عدالت اجتماعی، زد و بندهای آشکار و پنهان و سودجوییهای نامشروع در مدت پانزده سال گذشته است؛ که مقامات قضایی در جریان امور هستند.
تخصیص ارز با قیمتهای مختلف که زمینهساز فسادهای کلان و پایمالکردن حقوق قطعی و قانونی اکثریت ایرانیان گردیده و کار را به جایی کشانده است که رئیسجمهور(بهعنوان مسئول اجرایی کشور) به صراحت از بازنگرداندن ارزهای ناشی از صادرات و واردات توسط دریافتکنندگان آنها سخن میگوید.
این اعتراف به نوعی، بر قدرتمندی این سازمانها است که بیشتر وابسته به دولت و یا بخش خصوصی فراتر از دولت هستند.
نکته بسیار مهم و حیاتی که عاملان و بهوجودآورندگان آن از بیان آن خودداری میکنند؛ راندن خیل عظیم قشر متوسط(که در هر جامعهای تضمینکننده پیشرفت و توسعه در ارکان و ساختارها است) به جمع فقرا است. این شرایط در مدت چهاردهه گذشته، تقریبا به شکلی سازمانیافته به اجرا درآمده است.
اکنون جامعه به دو بخش اقلیت ثروتمند و بهرهمند از تمام امکانات، مواهب و اکثریتی فقیر تقسیم گردید. اکثریت فقیر نیز، در عالم خواب و بیداری کابوسهای ناشی از فشار مستمر، نداری، محرومیت از حداقلهای زندگی، بیآیندگی و گمگشتگی در برهوتی بیانتها از مشکلات، روح و روان آنان را تجربه میکند. رئیسجمهور به صراحت گفت: تورم را دولت و مجلس به وجود آوردهاند.
این اعتراف، گواهی متقن به ایجادکنندگان فقر در جامعه است. توزیع انواع رانت مشخصا از سوی دولتها و اصولا به افرادی خاص تعلق گرفت و میگیرد. روش توزیع رانت در مرور زمان بهگونهای نهادینه شده است که حتی در بدترین شرایط اقتصادی هم نمیتوان آنها را حذف نمود.
مسعود پزشکیان بارها اظهار نمود که:«عدهای ارز را گرفتهاند، اما بر نمیگردانند، ما چه کار باید بکنیم.» که حاصل تحمیل تورمهای دورقمی بر فقرا است.
با تصاعدیشدن تورم مهار ناشدنی، گرانی کالاهای اساسی و ارزاق عمومی که بهتدریج تهیه آنها از سوی اکثریت فقیر جامعه به امری ناممکن تبدیل و زمینهساز نارضایتی عمومی گردیده است. دولتمردان «نشستند و گفتند و برخاستند» و تصمیم به حذف ارز یارانهای 28500 تومانی کالاهای اساسی گرفتند که تاثیری 200 تا 300درصدی بر بالا رفتن قیمتهای چنین کالاهایی داشت و موجب انتقاد و اظهار نارضایتی عمومی گردید.
ضربالمثلی میگوید:«دستت چو نمیرسد به بیبی، دریاب کنیز مطبخی را». رئیسجمهور که بنا بر اظهارات ایشان، قادر به بازپسگیری ارزهای عرضه شده به رانتخواران نیست؛ چارهکار را در گرفتن و تامین این ارزها از اکثریت فقیر جامعه دید تا بتواند «پولهایی که ندارد» را اینگونه جایگزین نماید.
اما نکته طنز تلخ این شقالقمر دولت، آنجا آشکار گردید که جمیع اعضای دولت، از سخنگو گرفته تا وزرای ذیربط، داد سخن دادند که یک یارانه یک میلیون تومانی برای جبران گرانیهای ناشی از حذف یارانه 28500 تومانی برای کالاهای اساسی، به هر فرد ایرانی برای یک ماه پرداخت میشود؛ تا بتواند تفاوت تورم سرسامآور را جبران نماید.
این اقدام بیشتر مشابه نوعی فریب و شیرهمالیدن بر سر جامعه انبوه فقرای کشور بود؛ تا با تصوری خیالی از یک میلیون تومان و مضاف بر آن، عدد گولزننده چهار میلیون تومان(که در واقع برای چهار ماه بود) تصمیم دولت را بپذیرند.
وزیر کشاورزی که مسئولیتی متفاوت از سایر وزرا در ایجاد زمینههای چنین اقدامی را داشت؛ اظهار کرد: مردم میتوانند با این یک میلیون تومان تغییر و تفاوت قیمت را جبران نمایند!
چنین اظهاراتی، تجاهل نسبت به واقعیات جاری در جامعه
و مایوسکردن مردم از میزان درک مدیران برای مسئولیتهای محوله است.
پرسش آن است که چگونه وزرا تصور میکنند مردم میتوانند تورم و گرانی 200 تا 300درصدی قیمت مرغ، تخممرغ، گوشت، برنج، حبوبات، لبنیات و ... را با یک میلیون تومان جبران نمایند و آیا همین مردم دیگر پولی در جیب برای دادن به دولت دارند؟
در کتب درسی ژاپن برای کشورهای ثروتمندی که با منابع فراوان
بر اثر سوءمدیریت و فساد، پول آن کشور بیارزش شده
و دچار فقر شدهاند؛ از ایران نام برده میشود.
بنابراین تصمیم به حذف یارانهها، راندن اکثریت جامعه از فقر به فلاکت است؛ و عواقب خوشایندی در پی نخواهد داشت.
ماهنامه دام و کشت و صنعت-شماره ۳۰۴-دی و بهمن ۱۴۰۴