خبر فوری
شناسه خبر: 54990

رد جنگ بر روان ایرانیان؛ بحران خاموش سلامت روان پس از آتش‌بس

پس از جنگ، بحران سلامت روان ایرانیان ابعادی نگران‌کننده یافته است. استرس، افسردگی و اضطراب در حال گسترش‌اند و نیاز به مداخله فوری است.

رد جنگ بر روان ایرانیان؛ بحران خاموش سلامت روان پس از آتش‌بس

اگرچه صدای انفجارها در ایران خاموش شده، اما زخم‌های روانی جنگ هنوز تازه‌اند. بحران سلامت روان ایرانیان پس از جنگ، آرام و پنهان پیش می‌رود و کارشناسان نسبت به موجی بی‌سابقه از اضطراب و افسردگی هشدار می‌دهند.

 

رد جنگ بر روان جامعه

جنگ چهل‌روزه با وجود اعلام آتش‌بس، هنوز سایه‌اش را از سر جامعه برنداشته است. تازه‌ترین گزارش وزارت بهداشت نشان می‌دهد حدود ۱۵ درصد از مردم مناطق جنگ‌زده با علائم حاد استرس مواجه‌اند. درعین‌حال، موج بیکاری و ناامنی اقتصادی ناشی از جنگ، سلامت روان میلیون‌ها ایرانی را تهدید می‌کند.

جنگ‌ها همیشه پایانشان در میدان نبرد نیست؛ بلکه سال‌ها بعد، در ذهن و روان جامعه ادامه پیدا می‌کنند. بسیاری از روان‌شناسان معتقدند اثرات روحی جنگ، دیرتر اما عمیق‌تر از ویرانی‌های فیزیکی نمایان می‌شود.

 

سلامت روان ایرانیان؛ آماری که نگران‌کننده بود

پیش از جنگ، پیمایش ده‌ساله سلامت روان ایرانیان نشان می‌داد که نزدیک به ۲۵ درصد از جمعیت کشور با نوعی از اختلال روانی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ اضطراب و افسردگی در صدر این آمار قرار داشتند.

اما جنگ چهل‌روزه، پس از همه‌گیری کرونا و بحران‌های اقتصادی پی‌درپی، این وضعیت را پیچیده‌تر کرد. اکنون بسیاری از متخصصان باور دارند آمار واقعی از مرز ۴۰ تا ۵۰ درصد گذشته است.

 

شاهدان میدانی از بحران ذهنی جامعه

به گفته‌ی دکتر علیرضا شریفی یزدی، جامعه‌شناس و روان‌شناس اجتماعی، مشاهدات میدانی نشان می‌دهد «شیوع اختلالات روان در ایران بسیار فراتر از آمار رسمی است.»

او می‌گوید: «برخی مطالعات غیررسمی، ارقامی بین ۵۰ تا ۶۰ درصد را برای اختلالات روانی در ایران مطرح می‌کنند، هرچند ممکن است اعتبار علمی متفاوتی داشته باشند.»

این روان‌شناس تأکید می‌کند که افسردگی در ایران بالاتر از میانگین جهانی است؛ عواملی چون تورم، ناامنی شغلی، فشارهای اجتماعی و تجربه مستقیم یا غیرمستقیم جنگ، همگی در این روند مؤثرند.

 

مناطق درگیر جنگ؛ نقطه بحرانی سلامت روان

بر اساس گزارش رسمی وزارت بهداشت، از ۳۴۰ هزار نفر غربالگری‌شده در سراسر کشور، ۱۰ تا ۱۵ درصد از ساکنان مناطق درگیر جنگ دچار استرس حاد هستند.

«محمدرضا شال‌بافان»، مدیرکل دفتر سلامت روان وزارت بهداشت، هشدار داده است که در صورت عدم مداخله به‌موقع، بسیاری از این افراد به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مبتلا می‌شوند.

او اضافه می‌کند: «در برخی جوامع بحران‌زده، بروز PTSD حتی تا ۴۰ درصد گزارش شده است. اجرای سریع مداخلات روانی و کاهش انگ اجتماعی درمان، کلید جلوگیری از مزمن شدن این آسیب‌هاست.»

 

بیکاری و استرس اقتصادی؛ مصیبت دوم پس از جنگ

نبود امنیت شغلی پس از جنگ، زمینه‌ساز فشارهای روانی تازه‌ای است. محمدرضا شال‌بافان در گفت‌وگو با ایلنا می‌گوید: «بیکاریِ پس از جنگ، صرف‌نظر از مشکلات مالی، مستقیماً احتمال ابتلا به اختلالات روان‌پزشکی را افزایش می‌دهد.»

او تأکید می‌کند که ابهام در درآمد، ناتوانی در برنامه‌ریزی آینده و استرس اقتصادی، فشار روانی فزاینده‌ای بر مردم وارد کرده است. آمار غیررسمی از افزایش مراجعات به مراکز مشاوره و سلامت روان در ماه‌های اخیر خبر می‌دهد.

 

گروه‌های پرخطر در جبهه روانی

در میان گروه‌های شغلی، افرادی مانند امدادگران، کادر درمان، نیروهای نظامی و پلیس، خبرنگاران و عکاسان جنگ بیش از سایرین در معرض فرسودگی روانی قرار دارند.

شال‌بافان تأکید کرده که تجربه مستقیم مرگ، مصدومیت یا تصاویر خشونت‌بار، سطح بالایی از خستگی ثانویه و استرس شغلی را به همراه دارد. به گفته او، این وضعیت در جنگ اخیر بیشتر از بحران‌های گذشته بوده و نیازمند مداخلات هدفمند است.

 

سایه‌ی جنگ بر آینده‌ی ذهنی جامعه

اگرچه آتش‌بس برقرار شده است، اما روان جامعه هنوز در حالت دفاعی به‌سر می‌برد. بسیاری از شهروندان همچنان در اضطراب بازگشت جنگ زندگی می‌کنند. روان‌شناسان هشدار می‌دهند که تداوم این وضعیت می‌تواند منجر به افزایش پرخاشگری، کاهش انگیزه اجتماعی، افت عملکرد تحصیلی و کاری، و رشد بی‌اعتمادی جمعی شود.

بحران سلامت روان، مرز جغرافیا نمی‌شناسد؛ همان‌قدر که بمب خسارت‌بار است، سکوتی که بعد از آن حاکم می‌شود نیز می‌تواند ویرانگر باشد.

 

جمع‌بندی

سلامت روان ایرانیان پس از جنگ اکنون به یکی از جدی‌ترین چالش‌های اجتماعی کشور بدل شده است. آمار رسمی از یک سو و روایت‌های میدانی از سوی دیگر، نشان می‌دهند که تأثیر روانی جنگ بسیار فراتر از میدان نبرد بوده و بخش بزرگی از جامعه درگیر استرس، اضطراب و افسردگی پس از جنگ است. در حالی‌که بازسازی فیزیکی شهرها آغاز شده، بازسازی روان جامعه به زمان، برنامه‌ریزی و همدلی بیشتری نیاز دارد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای