ریههای سبز شهر؛ فرصتی مغفول یا اولویتِ مدیریت شهری؟
پارکهای جنگلی، ثروتی ملی در دست مدیریت شهری هستند. تعادل میان توسعه گردشگری و صیانت از محیطزیست، اولویت اصلی شوراهای شهر است.
پارکهای جنگلی به عنوان سرمایههای زیستی، نقشی حیاتی در تعدیل اقلیم و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان ایفا میکنند. با این حال، نحوه مدیریت، بهرهبرداری اصولی و تعادل میان توسعه گردشگری و حفاظت از این عرصهها، همواره یکی از چالشهای اصلی در دستور کار شوراهای اسلامی شهر در سراسر کشور بوده است.
تقابل توسعه و حفاظت در پارلمانهای شهری
شوراهای شهر به عنوان پارلمانهای محلی، نقشی بیبدیل در تعیین سرنوشت عرصههای طبیعی پیرامونی دارند. نگاهی به عملکرد شوراهای شهرهای شمالی، به ویژه نوشهر، اهمیت این موضوع را به وضوح نمایان میسازد. در شهری مانند نوشهر که به واسطه موقعیت جغرافیایی خاص، پارکهای جنگلیاش در مجاورت مستقیم با بافت مسکونی و نوار ساحلی قرار دارند، تصمیمگیریهای شورا میتواند به عاملی برای شکوفایی گردشگری پایدار یا تخریب غیرقابلجبران محیطزیست بدل شود. نمایندگان مردم در این شوراها، همواره تحت فشار میان دو رویکرد قرار دارند: بهرهبرداری اقتصادی برای تأمین درآمدهای پایدار شهرداری و صیانت از انفال برای نسلهای آینده.
لزوم تدوین پیوستهای دقیق زیستمحیطی
آنچه در گزارشهای عملکردی شوراهای موفق به چشم میخورد، عبور از نگاههای صرفاً درآمدزا و حرکت به سمت مدیریتِ مبتنی بر دانش است. پارک جنگلی نباید تنها به عنوان یک منبع درآمدی دیده شود، بلکه باید به عنوان یک «سرویس اکوسیستمی» در طرحهای جامع شهری لحاظ گردد. متأسفانه در بسیاری از شهرها، دخالتهای غیرکارشناسی و ایجاد سازههای ناموزون، هویت اصلی این عرصهها را خدشهدار کرده است. از اینرو، الزام به پیوستهای زیستمحیطی و نظارت مستمر شورا بر نحوه اجرای طرحهای سرمایهگذاری، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
چشمانداز آینده
در نهایت، تبدیل پارکهای جنگلی به کانونهای گردشگری شهری، نیازمند همافزایی میان نهادهای مسئول و مشارکت فعالانه مردم است. شوراهای شهر باید با بهرهگیری از خرد جمعی و نظرات کارشناسان، به دنبال راهکارهایی باشند که ضمن حفظ اکوسیستم، ارزشافزودهای پایدار برای شهروندان خلق کند. آینده فضای سبز شهری در گروِ تعادلبخشی میان نیازهای امروز و مسئولیتپذیری در قبال فرداست.