واکاوی پیامک دولت به شهروندان و واقعیتهای تلخ فرزندآوری در ایران
وعدههای نمادین به مردم برای فرزندآوری، پادزهری برای تورم، گرانی مسکن و عدم امنیت شغلی نیست؛ فرزندآوری نیازمند اصلاح ساختاری است.
ارسال پیامک «نمادین» دولت به شهروندان با وعده سفرهای زیارتی و هدایای نفیس، تلاشی نمادین برای تحریک غریزه والدین است؛ در حالی که آمار اقتصادی و اجتماعی نشان میدهد، بدون تغییر ساختاری در هزینههای زندگی، آموزش و درمان، شعارهای فرزندآوری، تنها به یک مانور تبلیغاتی محدود میشوند.
فریبِ لحظهای یا سیاستِ بلندمدت؟
پیامکی که اخیراً از سوی نهادهای دولتی به شمارههای ایرانیان ارسال شد، با طرح سؤالی عاطفی («اگر یه روز بچه دار بشی اسمش رو چی میذاری؟») و وعدههای جذاب مانند سفر به کربلا، مشهد و دریافت هدایای نفیس، شهروندان را به شمارهای خاص دعوت کرد. این اقدام که با عنوان «افزایش قدرت فردای ایران» توجیه میشود، در نگاه اول تلاشی برای ایجاد حس امید و اشتیاق در میان جوانان به نظر میرسد.
اما در عمق این پیام، پرسشگری جدی وجود دارد: آیا وعده یک سفر زیارتی یا یک هدیه مادی، میتواند وزنِ هزینههای سربار را برای جوانی که هر روز با تورم و کاهش قدرت خرید دستوپنجه نرم میکند، سبک کند؟ این مانور تبلیغاتی اگر از بستر واقعی زندگی مردم بیرون بماند، بیش از آن که انگیزهآفرین باشد، میتواند به ابزاری برای سربستهنگری به دغدغههای وجودی قشر جوان تعبیر شود.
معمای محاسبات اقتصادی و تورم افسارگسیخته
برای تحلیل واقعبینانه، باید از هیجانات لحظهای فاصله گرفت و به اعداد نگاه کرد. امروزه «بچه دار شدن» در ایران تبدیل به یکی از گرانترین کالاهای رفاهی شده است. تورم دو رقمی و حتی بیشتر در بخش مسکن، مواد غذایی و پوشاک، هزینههای اولیه نگهداری از نوزاد را به قدری بالا برده است که بسیاری از زوجهای جوان حتی برای فرزند اول نیز از نظر اقتصادی تردید دارند.
وقتی حقوقبگیران با خطر کاهش ارزش پول ملی و بیکاری ساختاری دستوپنجه نرم میکنند، وعدههای دورادور یا جوایز قرعهکشی نمیتوانند جای خالی امنیت شغلی و ثبات اقتصادی را پر کنند. فرزندآوری، نیازمند «بودجهبندی بلندمدت» است، نه تخفیفهای مقطعی. تا زمانی که درآمد خانوار در برابر هزینههای سرسامآور زندگی سقوط کند، هرگونه تشویق مادی، ذرهای در اقیانوس مشکلات فردی خانوادهها نخواهد بود.
سه مانع غیرقابلعبور: چالشهای مسکن، درمان و آموزش
علاوه بر بحران اقتصادی، دو چالش دیگر یعنی «آموزش» و «درمان» معادله فرزندآوری را پیچیدهتر کردهاند. هزینههای کلاسهای فوقبرنامه، لوازمالتحریر و آینده تحصیلی فرزندان در سیستم آموزشی فعلی، نگرانی بزرگی برای والدین است. از سوی دیگر، کاهش کیفیت خدمات درمانی و افزایش هزینههای پزشکی، استرس روانی قابلتوجهی را برای والدین فراهم میآورد. در کنار این موارد، بحران مسکن شاید بزرگترین مانع فیزیکی باشد.
وقتی جوانی نتواند برای خود خانهای مستقر کند، چگونه میتواند برای فرزندی که هنوز حتی متولد نشده است، گهوارهای فراهم آورد؟! دولت برای موفقیت در سیاست فرزندآوری، نه با پیامک، بلکه با «تضمینسازی» باید عمل کند: ارائه وامهای واقعی بدون بهره برای مسکن، رایگان کردن خدمات بهداشتی و درمانی کودکان و اصلاح ساختار آموزشی برای کاهش هزینهها، تنها راههای واقعی برای بازگشت امید به خانوادههای ایرانی است.
شرط لازم برای نجات جمعیت کشور
بدون شک، نوجوان و جوان ایرانی در دل خود امید به ادامه نسل دارد، اما این امید در سایه ناامیدی از آینده، کمرنگ شده است. سیاستهای جمعیتی، تنها زمانی میتوانند نتیجه بخش باشند که از سطح «نمادین» به سطح «اجرایی و ساختاری» ارتقا یابند. وعدهی سفر به مشهد یا کربلا، اگرچه زیباست، اما پادزهری برای سمِ فقر و بیپولی نیست. دولت باید بداند که شهروندان حاضر به فرزندآوری هستند، مشروط بر این که «احساس امنیت» کنند. امنیت در درآمد، امنیت در مسکن و امنیت در آینده شغلی فرزند. تا زمانی که این سه ضلع مثلث تأمین نشود، پیامکها و قرعهکشیها،َ تنها صدایی در کویر خواهند بود که پژواکی به جز سکوت نخواهد داشت.