جام جهانی ۲۰۲۶ در آستانه آغاز؛ چرا ایرانیها با فوتبال قهر کردهاند؟
چرا جام جهانی ۲۰۲۶ به غریبترین تورنمنت برای ایرانیها تبدیل شده است؟ تحلیلی بر قهر جامعه با فوتبال در سایه محدودیتهای اینترنت و بحرانهای اقتصادی.
در حالی که تنها دو هفته تا سوت آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ آمریکا زمان باقی مانده، سکوتی غریب فضای جامعه ایران را در بر گرفته است؛ ملتی که روزگاری با فوتبال نفس میکشید، حالا درگیر سوالی بنیادین شده است: در میانهی بحرانهای اقتصادی و انسداد ارتباطی، ما را با ویترین پر زرقوبرق فوتبال جهان چه کار؟
از شور خیابانی ۹۸ تا سکوت سرد ۲۰۲۶
برای نسلی که زلزله مهیب رودبار را با تماشای تقابل برزیل و اسکاتلند در جام نود پیوند زده بود و صعود حماسی به جام جهانی ۹۸ را در تمام میادین شهر جشن میگرفت، باورکردنی نیست که امروز نسبت به جام جهانی ۲۰۲۶ تا این حد بیتفاوت باشد. فوتبال در ایران دیگر آن پناهگاه امن برای فرار از تلخیهای روزمره نیست. گویی آن رشتههای نامرئی که قلب هواداران را به مستطیل سبز متصل میکرد، یکییکی گسسته شدهاند.
اینترنت دیزلی و انزوای جهانی؛ مانعی برای تماشای جام جهانی ۲۰۲۶
یکی از اصلیترین دلایل این دلزدگی، شکاف عمیق میان زندگی روزمره مردم و استانداردهای جهانی است. وقتی دسترسی به شبکههای جهانی برای ماهها مختل میشود و سپس با کیفیتی حداقلی و به مثابه یک صدقه به کاربر بازگردانده میشود، سخن گفتن از یک تورنمنت جهانی شبیه به یک شوخی تلخ است. ملتی که برای ابتداییترین نیازهای آنلاین خود در نبرد است، چگونه میتواند دغدغه تماشای بازیهای جام جهانی ۲۰۲۶ را در سر داشته باشد؟
تهی شدن واژهها از معنا؛ وقتی دلخوشیها به آرزو تبدیل میشوند
نقد اصلی به جریانی است که توانست واژههای اصیل را از معنا خالی کند. از سینما و کتاب گرفته تا حتی یک فنجان قهوه در کافه، همه به تدریج از دسترس طبقه متوسط خارج شدند. در چنین اتمسفری، جام جهانی ۲۰۲۶ دیگر یک «بزم مشترک جهانی» نیست، بلکه یادآوری تلخی است از جایگاه ما در جغرافیای امروز جهان؛ جایگاهی که در آن انگار «دیده نشدن» و «فراموش شدن» به تقدیر ما تبدیل شده است.
تیم ملی یا ویترین اشخاص؟
بخش دیگری از این بیتفاوتی به ساختار فعلی تیم ملی بازمیگردد. هواداری که پیش از این با تمام وجود پشت پیراهن ملی میایستاد، حالا خود را در این تیم پیدا نمیکند. حضور چهرههایی که به زعم بسیاری، نمایندگان شایستهای برای آمال و دردهای جامعه نیستند، باعث شده تا دنبال کردن اخبار تیم در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، بیشتر از آنکه لذتبخش باشد، گزنده به نظر برسد.
فرجام سخن؛ ما کجای جهان ایستادهایم؟
جام جهانی همیشه فرصتی برای پیوند ملتها بوده است، اما برای ایرانیِ رنجور از تورم و محدودیت، این تورنمنت تنها یک سوال را پررنگتر میکند: «اصلاً ما کجای جهانیم؟» شاید این نسیان و بیتفاوتی، واکنشی دفاعی است در برابر جهانی که ما را پشت درهای بستهی خود جا گذاشته است.