راز ۱۰ بار آتشسوزی در میانکاله؛ پشتپرده حریقهای سریالی چیست؟
بررسی علل عمدی و انگیزههای پشتپرده ۱۰ بار آتشسوزی در میانکاله طی شش هفته؛ انارستانهای تاریخی شبهجزیره چرا و چگونه خاکستر شدند؟
پناهگاه حیاتوحش و تالاب بینالمللی میانکاله بار دیگر در میان شعلههای آتش میسوزد. آمارهای رسمی نشان میدهند که از ابتدای تابستان ۱۴۰۵ تا اواسط مردادماه، این زیستبوم بینظیر دستکم ۱۰ بار دچار حریقهای سنگین شده و بیش از ۸۰۰ هکتار از بکرترین رویشگاههای آن به خاکستر تبدیل شده است. تکرار پیاپی این آتشسوزیها در یک بازه زمانی کوتاه شش هفتهای، گمانهزنیها درباره عمدی بودن این حوادث را تقویت کرده است. کارشناسان میگویند اگر ریشهها و انگیزههای پنهان این حریقهای سریالی شناسایی و برطرف نشود، سناریوی تلخ نابودی میانکاله بارها و بارها تکرار خواهد شد.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که کانون اصلی آتشسوزی در میانکاله طی هفتههای گذشته، بیشتر در بخشهای غربی این پناهگاه متمرکز بوده است؛ منطقهای حیاتی که از یک سو به «جاده شهرداری» در شاخه شمالی و از سوی دیگر به «دیدهبانی دوم» در شاخه جنوبی متصل میشود. این محدوده، خانه قدیمیترین و متراکمترین انارستانهای وحشی میانکاله است و تخریب این درختان کهنسال و سرحال، فراتر از آمار عددی و هکتاری، یک فاجعه اکولوژیک عمیق و غیرقابل جبران برای تنوع زیستی منطقه به شمار میرود.
«حر منصوری»، فعال و کنشگر باسابقه محیطزیست منطقه، با مقایسه شرایط فعلی و گذشته میگوید که الگوی مکانی و زمانی آتشسوزیهای امسال شباهت زیادی به بحران سال ۱۴۰۰ دارد، اما بستر اجتماعی منطقه تغییر کرده است. به گفته منصوری، در سالهای گذشته رفتارهای سلیقهای و قهری برخی مدیران با بومیان و ذینفعان محلی، نوعی شکاف و تقابل ایجاد کرده بود که گاه به رفتارهای تلافیجویانه و آتشافروزیهای عمدی منجر میشد. اما در حال حاضر، با وجود بهبود سطح تعامل و مشورت مدیریت منطقه با جامعه محلی، شعلههای آتش همچنان زبانه میکشند؛ موضوعی که نشان میدهد انگیزههای چندلایهای مانند انتقامجویی بابت منافع از دست رفته، تلاش برای ایجاد سابقه تخریب جهت تصرف و زمینخواری در اراضی دارای ابهام حقوقی، و سوزاندن درختچهها برای توسعه مراتع چرای دام در این بحران نقش دارند.
با هر بار وقوع آتشسوزی در میانکاله، زنجیره غذایی و زیستگاه دهها گونه جانوری ارزشمند به طور کامل از بین میرود و حیاتوحش این منطقه راهی برای فرار از محاصره آتش و دود ندارند. قرقاول، دراج، خرگوشهای اروپایی و ایرانی، شغال، گراز و لاکپشتهای خشکزی آسیایی در این آتشسوزیها یا زنده در آتش میسوزند یا پناهگاه و منابع غذایی خود را از دست میدهند. همچنین پوششهای گیاهی ارزشمندی چون انارستانهای کهنسال، بوتههای تمشک وحشی، سازیل، سالیکورنیا و درختچههای ازگیل جنگلی در این میان نابود میشوند.
اگرچه حضور میدانی و بهنگام مسئولان محیطزیست استان مازندران و بسیج نیروهای محلی توانست جلوی پیشروی بیشتر آتش را بگیرد، اما دست خالی جنگلبانان و امدادگران در برابر حریقهای وسیع همچنان مشهود است. در جریان عملیاتهای اخیر، تنها لودر فعال منطقه آسیب دید و یکی از تراکتورهای بزرگ آبکش نیز به طور کامل در آتش سوخت. بدون دسترسی به تجهیزات سنگین نظیر لودر، تراکتورهای اطفای حریق و بالگرد اختصاصی در زمان وزش بادهای شدید، مهار آتش در اراضی شنی و صعبعبور میانکاله تقریباً غیرممکن است.
مهار سنتی آتش دیگر پاسخگوی بحرانهای پیاپی میانکاله نیست و برای نجات این ذخیرهگاه زیستکره، باید یک استراتژی سهگانه شامل پایش هوشمند و دیدهبانی هوایی پیشگیرانه، تامین فوری ماشینآلات سنگین و اطفای سریع، و در نهایت توسعه اکوتوریسم جامعهمحور برای ایجاد درآمد پایدار برای بومیان اجرا شود. خاموش کردن آتش بدون ریشهیابی علل وقوع آن، تنها یک مسکن موقت است و تا زمانی که پروندههای حقوقی تصرفات روشن نشود و سیستم پایش مداوم استقرار نیابد، ناقوس مرگ برای ریههای سبز مازندران همچنان به صدا در خواهد آمد.