بازار کار پس از جنگ زیر فشار اشتغال بیکیفیت و مهاجرت نیروها
بازار کار پس از جنگ زیر فشار بیکاری، مهاجرت نیروها و اشتغال بیکیفیت است؛ کارشناسان ایسنا از راهحلهای پایدار برای احیای اشتغال میگویند.
بازار کار پس از جنگ وارد مرحلهای حساس شده است؛ مرحلهای که در آن، فقط حفظ چند شغل در کوتاهمدت کافی نیست و خطر اصلی، عادیشدن اشتغال بیکیفیت است.
کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند اگر بازسازی تولید، ثبات محیط کسبوکار و سرمایهگذاری در مهارتآموزی همزمان پیش نرود، شوک جنگ میتواند به بیکاری گسترده، مهاجرت نیروی متخصص و گسترش مشاغل ناپایدار منجر شود.
بازار کار پس از جنگ؛ زنگ خطر برای اشتغال پایدار
بررسیهای جدید نشان میدهد فشار بر بازار کار همچنان ادامه دارد و شاخصهای رسمی نیز از کاهش تمایل بنگاهها به جذب نیروی انسانی حکایت میکنند. در چنین شرایطی، کارشناسان میگویند اقتصاد کشور با یک واقعیت مهم روبهروست: بازار کار پس از جنگ با بستههای حمایتی مقطعی درمان نمیشود.
به باور آنها، اگر سیاستگذار فقط به تزریق وام، معافیت مالیاتی یا بخشودگی بیمهای بسنده کند، شاید چند بنگاه بهطور موقت سرپا بمانند، اما مسئله اصلی یعنی بازسازی ظرفیت تولید و ایجاد اشتغال پایدار حل نخواهد شد.
چرا حمایت کوتاهمدت کافی نیست؟
علی حیاتنیا، اقتصاددان، تأکید میکند که بازار کار پس از جنگ را نباید با نسخههای کوتاهمدت تحلیل کرد. او میگوید جنگ معمولاً همزمان چند ضربه به بازار کار میزند: بخشی از ظرفیت تولید از بین میرود، سرمایهگذار محتاط میشود، نیروی کار مهاجرت میکند و مشاغل غیررسمی رشد میکنند.
به گفته او، وام و معافیت میتواند به برخی بنگاهها فرصت تنفس بدهد، اما اگر این حمایتها به اصلاحات عمیقتر وصل نشوند، فقط زمان میخرند. در چنین وضعی، حتی ممکن است بدهی جدید ایجاد شود، بدون اینکه شغل پایدار شکل بگیرد.
بازسازی تولید باید به اشتغال گره بخورد
یکی از مهمترین توصیههای کارشناسان برای مدیریت بازار کار پس از جنگ، پیوند دادن بازسازی کشور با ایجاد فرصت شغلی است. به این معنا که پروژههای بازسازی زیرساخت، مسکن، حملونقل، انرژی و خدمات شهری باید بهگونهای طراحی شوند که نیروی کار داخلی و محلی را جذب کنند.
حیاتنیا معتقد است بازسازی نباید فقط به نفع چند پیمانکار بزرگ تمام شود. از نگاه او، بنگاههای کوچک و متوسط، نیروهای فنی، کارگران محلی و کسبوکارهای خرد هم باید وارد چرخه احیا شوند تا اثر اقتصادی این پروژهها گسترده و واقعی باشد.
ثبات اقتصادی؛ شرط استخدام و سرمایهگذاری
کارشناسان میگویند هیچ کارفرمایی در فضای بیثبات، با خیال راحت نیروی جدید استخدام نمیکند. تغییر مداوم نرخ ارز، مقررات، مالیات، قیمت مواد اولیه و مجوزها، بنگاهها را به سمت انقباض و احتیاط میبرد.
در نتیجه، بخشی از سیاست اشتغال در بازار کار پس از جنگ، فقط در اختیار وزارت کار نیست؛ بلکه به سیاستهای پولی، ارزی، تجاری، مالی و حتی سیاست خارجی گره خورده است. بدون ثبات و پیشبینیپذیری، رونق اشتغال پایدار شکل نخواهد گرفت.
مهارتآموزی؛ حلقه گمشده بازار کار پس از جنگ
یکی دیگر از محورهای مهم در بازسازی بازار کار پس از جنگ، مهارتآموزی است. به گفته کارشناسان، پس از بحران، نیاز بازار به مهارتهای جدید افزایش پیدا میکند؛ از بازسازی ساختمان و زیرساخت تا انرژی، حملونقل، فناوری اطلاعات، درمان و خدمات مراقبتی.
اگر آموزش فنیوحرفهای با نیاز واقعی بنگاهها هماهنگ نباشد، خروجی آن الزاماً به اشتغال منجر نمیشود. به همین دلیل، سرمایهگذاری روی آموزش مهارتی و بازآموزی نیروهای بیکار، یکی از کلیدیترین مسیرها برای عبور از رکود است.
مهمترین خطر: عادیشدن اشتغال بیکیفیت
بهگفته حیاتنیا، شاید مهمترین خطر در بازار کار پس از جنگ این باشد که اشتغال بیکیفیت به وضعیت عادی تبدیل شود. در این حالت، آمار اشتغال ممکن است ظاهراً بهبود نشان دهد، اما بخش بزرگی از شاغلان در مشاغل کمدرآمد، ناپایدار، بدون بیمه و بدون امنیت شغلی فعالیت میکنند.
این وضعیت در بلندمدت هم به فقر شاغلان دامن میزند و هم بهرهوری اقتصاد را پایین نگه میدارد. از نگاه کارشناسان، سیاست موفق فقط سیاستی نیست که شغل ایجاد کند؛ بلکه باید شغل پایدار، با درآمد قابل قبول و امنیت نسبی بسازد.
حفظ نیروی انسانی؛ از ایجاد شغل مهمتر است
یکی از هشدارهای جدی در بازار کار پس از جنگ، خروج نیروی متخصص و جوان از چرخه رسمی اشتغال است. اگر کارگران ماهر و نیروهای تحصیلکرده احساس کنند آینده شغلی روشنی ندارند، یا از کشور مهاجرت میکنند یا به فعالیتهای غیرمولد روی میآورند.
به همین دلیل، سیاست بازار کار باید همزمان بر «ایجاد شغل» و «نگه داشتن نیروی انسانی» تمرکز کند. در غیر این صورت، حتی با احیای ظاهری برخی بخشها، کیفیت نیروی کار در سطح ملی آسیب خواهد دید.
تجربه کشورها چه میگوید؟
حیاتنیا در بخش دیگری از این گفتوگو به تجربه کشورهایی مثل آلمان، ژاپن و کرهجنوبی اشاره میکند؛ کشورهایی که پس از جنگ یا بحرانهای بزرگ، بازار کار خود را با ترکیب بازسازی، آموزش مهارتی، تقویت تولید و ثبات اقتصادی احیا کردند.
به اعتقاد او، درس اصلی این تجربهها روشن است: اشتغال پایدار از مسیر تولید پایدار، سرمایهگذاری، مهارت و حکمرانی باثبات میگذرد. اگر بازار کار پس از جنگ جدا از این مؤلفهها دیده شود، سیاستها بیشتر شبیه مُسکن خواهند بود تا درمان.
پیشنهادهای فوری برای حفظ اشتغال
هادی موسوینیک، پژوهشگر اقتصادی، نیز میگوید دولت باید با بنگاههایی که نیروی کار رسمی و بیمهشده دارند، وارد گفتوگوی مستقیم شود تا از تعدیل نیرو جلوگیری شود.
او همچنین بر نقش سرمایه در گردش، حمایت از واحدهای کوچکتر، توجه به بیمه بیکاری و ایجاد سازوکارهای حمایتی متناسب با شرایط جنگ تأکید میکند. به گفته او، در بخش خدمات نیز باید با ابزارهایی مثل اعتبار خرید و تحریک تقاضا، از افت بیشتر بازار جلوگیری کرد.
جمعبندی
کارشناسان اقتصادی معتقدند بازار کار پس از جنگ با حمایتهای مقطعی و موقت احیا نمیشود. مسیر درست، از بازسازی تولید، ثبات اقتصادی، مهارتآموزی، حفظ سرمایه انسانی و سیاستهای هدفمند برای اشتغال پایدار میگذرد. در غیر این صورت، خطر بزرگتر از بیکاری، عادیشدن اشتغال بیکیفیت خواهد بود./ایسنا