زیدآبادی: مذاکرهستیزی مطلق یعنی باز گذاشتن درِ جنگ برای همیشه!
احمد زیدآبادی با نقد تند مذاکرهستیزی مطلق، افشا کرد که چرا برخی جریانات از پایان جنگ و برقراری آرامش هراس دارند. تحلیلی خواندنی از پشتپرده سیاست.
در حالی که فضای سیاسی کشور تحت تأثیر حمایتهای صریح مقام معظم رهبری از سران قوا قرار دارد، تداوم حملات و اهانتها علیه دولت و شخص رئیسجمهور، پرسشهای جدی را در افکار عمومی ایجاد کرده است. احمد زیدآبادی، تحلیلگر مسائل سیاسی، در یادداشتی تند و تیز به کالبدشکافی جریانی پرداخته است که تحت پوشش شعارهای ارزشی، عملاً راه را بر هرگونه دیپلماسی بستهاند. او معتقد است که برای این محافل، «مذاکرهستیزی مطلق» نه یک استراتژی، بلکه ابزاری برای بقای سیاسی به قیمت شعلهور ماندن آتش جنگ است.
پشت پرده حملات به سران قوا؛ چرا اهانتها تمام نمیشود؟
زیدآبادی در ابتدای تحلیل خود به تناقض رفتاری جریانی اشاره میکند که تاکنون تحت عنوان «حمایت از منویات رهبری»، سران قوا و بهویژه رئیسجمهور را هدف سخیفترین توهینها قرار میدادند. او میپرسد اکنون که حمایت روشن رهبری از سران هر سه قوه اعلام شده، چرا این جماعات همچنان بر طبل بهتان و اهانت میکوبند؟ پاسخ از نظر او روشن است: بحث بر سر اصول نیست، بلکه یک نقشه سیاسی خطرناک در میان است.
مذاکرهستیزی مطلق؛ نقشه جریانی که از صلح میترسد
این تحلیلگر سیاسی معتقد است وقتی نفسِ گفتگو، فارغ از نتایج و شرایط آن، «خیانت» برچسب میخورد، در واقع یک پیام روشن صادر میشود: «درِ جنگ باید تا ابد باز بماند». مذاکرهستیزی مطلق در این دیدگاه، پوششی است برای جلوگیری از هرگونه ثبات؛ چرا که ثبات و آرامش، فضای تنفس این جریانات تندرو را محدود میکند.
هراس از پایان جنگ؛ وقتی بقای سیاسی در گرو بحران است
اما ریشه اصلی این همه هیاهو چیست؟ زیدآبادی «عصاره قصه» را در نگرانی از دورانِ پس از جنگ میبیند. او تأکید میکند که این محافل بیم دارند که هرگونه فرمولی برای پایان تنش، به تضعیف موقعیت سیاسی آنها منجر شود. در واقع، منافع این جریان نه در پیروزی یا شکست، بلکه در تداوم وضعیت جنگی نهفته است.
هزینه بقای یک اقلیت از جیب مردم و کشور
سؤال نهایی و تکاندهنده این یادداشت، معطوف به سرنوشت مردم ایران است. زیدآبادی میپرسد: تقصیر این کشور و مردمی که هزینههای سنگین بحران را میپردازند چیست؟ چرا باید سرنوشت یک ملت گروگان جماعتی باشد که برای حفظ قدرت و نفوذ خود، حاضرند «قیصریه را به آتش بکشند»؟ نگاهی به این وضعیت نشان میدهد که مذاکرهستیزی مطلق چگونه میتواند منافع ملی را در پای بقای سیاسی یک طیف خاص قربانی کند.