خبر فوری
شناسه خبر: 56684

دیپلمات‌ها جایگزین ژنرال‌ها می‌شوند

چرخش آمریکا از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی علیه ایران؛ اسکات بسنت از تشدید تحریم‌ها در حوزه طلا، رمزارز، فناوری، کشتیرانی و هوانوردی خبر داده است.

دیپلمات‌ها جایگزین ژنرال‌ها می‌شوند

بالاخره طبل‌های بزرگ در واشنگتن به صدا درآمد و فرماندهی جنگ با ایران از پیت هگست به اسکات بسنت منتقل شد. تا پیش از این قرار بود هگست و همکارانش در پنتاگون، ایران را به عصر حجر بازگردانند و جز ویرانه‌ای از این کشور باقی نگذارند. دونالد ترامپ، به‌عنوان رهبر عالی آمریکا، بارها تصریح کرده بود که چنان به ایران حمله می‌کند که اثری از زیرساخت‌هایی نظیر جاده، نیروگاه، پالایشگاه و واحد پتروشیمی در کشورمان باقی نماند و شرایط عمومی و اقتصادی این کشور به دوران پارینه‌سنگی بازگردد.

البته آن تهدیدها عملی نشد و ایران حتی به دوره قاجار هم بازنگشت، تا چه رسد به عصر حجر و دوران پارینه‌سنگی. جالب است که در بیشتر موارد و حتی هنگامی که سنتکام و همکاران هگست برای شروع حمله علیه ایران شمارش معکوس اجرا می‌کردند، این رئیس‌جمهور ایالات‌متحده بود که ناگهان تغییر عقیده می‌داد و از اجرای حمله منصرف می‌شد و از این بابت، مسئولیت عدم حمله به ایران بیشتر از آنکه متوجه نظامیان باشد، بر عهده غیرنظامیان و مقامات سیاسی آمریکایی است.

در عین حال، حملات و آسیب‌هایی که حتی در دوره اوج جنگ به ایران وارد شد، چنان نبود که کشورمان را حتی چند ماه به عقب بازگرداند. به همین دلیل، بازگرداندن ایران به هزاران قرن قبل، آن‌هم با تجهیزات و توانایی‌های موجود سنتکام در منطقه خلیج‌فارس، بیشتر از آنکه جدی گرفته شود، موجب شوخی تحلیلگران شد.

پس از آنکه نظامیان آمریکایی نتوانستند پروژه بازگرداندن ایران به عصر حجر را به اجرا دربیاورند و طبعاً توفیقی هم در اجرای آن نداشتند، حالا نوبت ارتش اقتصادی و دیپلمات‌های کاخ سفید است که به میدان بیایند و شانس خود را برای به عصر حجر بازگرداندن ایران که این دفعه عنوان «طرد ایران از اقتصاد جهان» بر آن گذاشته شده، بیازمایند.

در واقع، آنچه اسکات بسنت در دوشنبه گذشته و در کنفرانس خبری خویش بیان کرد، تشریح آغاز همین عملیات و مکانیسم عملیات‌هایی بود که براساس آن، اقتصاد ایران به‌طور کامل از اقتصاد جهان طرد خواهد شد و تهران کاملاً در جهان کنونی منزوی می‌شود. در این صورت، وضعیت داخلی ایران به چیزی بدتر از کره‌شمالی و در حد کشورهای بحران‌زده آفریقایی مانند لیبریا تبدیل خواهد شد.

بسنت در این تشریح عملیات آشکار کرد که طلا، رمزارز، کشتیرانی، هوانوردی و فناوری، محورهای جدیدی است که واشنگتن از کار انداختن ظرفیت‌ها و توان اقتصادی ایران را در آنها هدف قرار داده است. بسنت کشورهای دیگر را هم تهدید کرد که اگر با واشنگتن همراهی نکنند و فضایی را برای تنفس اقتصاد ایران به وجود آورند، آن‌چنان تنبیه خواهند شد که از کرده خود پشیمان شوند.

تا اینجای کار، تفاوت زیادی میان آنچه بسنت و همکارانش در گذشته علیه اقتصاد ایران انجام می‌دادند با آنچه اکنون می‌خواهند انجام دهند، وجود ندارد. با تفاوت‌های قابل‌چشم‌پوشی، ایالات‌متحده چه در دوره پیشین ریاست‌جمهوری ترامپ و چه در هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌های اخیر، همین سختگیری‌ها، تحریم‌ها و مزاحمت‌ها را برای اقتصاد و فعالان اقتصادی ایران پدید آورده است. حتی محورهایی که برای انجام اقدامات و تحریم‌های جدید گفته شده، تفاوت زیادی با آنچه تاکنون عمل شده، ندارد.

با این حال، شاید بتوان رمزارز، طلا و فناوری را از محورهای کمتر مورد توجه قرارگرفته در تحریم‌های ایران دانست که قرار است کاخ سفید در اقدام اخیر خود به این محورها توجه بیشتری معطوف کند و اگر خلئی در اجرای تحریم‌هایی با این موضوع‌ها وجود دارد، آن خلأ یا خلأها را برطرف کند. روشن است که کشتیرانی و هوانوردی در گذشته هم تحریم‌های شدیدی را از جانب ایالات‌متحده تحمل کرده‌اند که این تحریم‌ها در مواردی از طرف اتحادیه اروپا هم اجرا و همراهی شده یا آن اتحادیه خود مستقلاً تحریم‌هایی علیه آن وضع کرده است.

در عین حال، میزان همراهی یا همراه کردن کشورهای دیگر با ایالات‌متحده، تنها و شاید مهم‌ترین موضوع و محوری است که دارای ظرفیت متفاوت با گذشته است. در واقع، همراه کردن کشورهای دیگر، مهم‌ترین و محوری‌ترین عامل موفقیت یا شکست تحریم‌های ایالات‌متحده علیه ایران است.

مقامات ایالات‌متحده در این‌باره تهدید می‌کنند که اگر کشوری با ایران همکاری کند و تحریم‌هایی که ایالات‌متحده وضع کرده را نادیده بگیرد، در نقطه‌ای که کشور مذکور با ایالات‌متحده وارد همکاری شده یا در حوزه دلار فعالیت می‌کند، مورد تنبیه واشنگتن واقع می‌شود و چنان تنبیه می‌شود که منافع همکاری با ایران برایش به خسران و زیانی تلخ تبدیل گردد تا به‌طور کلی کشورها از نزدیکی و همکاری با ایران پرهیز کنند.

در همین تشریح مواضع و رویکردها، اسکات بسنت توضیح داد که دیپلمات‌های آمریکایی به کشورهای مختلف مراجعه می‌کنند و به کشورهایی که با ایران همکاری می‌کنند هشدار می‌دهند. وی همچنین توضیح داد که نظامیان آمریکایی محاصره دریایی ایران را با قدرت و قوت ادامه خواهند داد و ایالات‌متحده از نزدیک تمام همکاری‌های اقتصادی ایران را زیر نظر خواهد داشت و آن را مسدود می‌کند.

اما همین الان کشورهایی هستند که فرمانبری از ایالات‌متحده را به هر صورت رد کرده‌اند. چین در صدر فهرست کشورهایی است که نه‌تنها به‌طور کامل روشن و آشکار، این تحریم‌ها را غیرقانونی دانسته، بلکه گفته که از این تحریم‌ها تبعیت نخواهد کرد.

ایران همچنین ظرفیت مهمی از اقتصاد خویش را به همکاری با کشورهای متحد روسیه در اوراسیا و خود روسیه اختصاص داده که هم مورد غضب و بعضاً مورد تحریم‌های ایالات‌متحده قرار دارند و تمام این کشورها، چه به صورت پنهان و تأکیدشده و چه به صورت آشکار، عدم تمکین و اجرای تحریم‌های ایالات‌متحده را در دستورکار فعالیت اقتصادی خویش قرار داده‌اند.

البته کاملاً قابل‌درک است که در مقابل اقدامات خصمانه ایالات‌متحده، ایران نیز به اجرای تمهیدات خود مانند بستن تنگه هرمز ادامه می‌دهد.

در عین حال، یمن هم بخش مهمی از صادرات نفت عربستان که از مبدأ دریای سرخ انجام می‌گیرد را هدف قرار داده است. در این شرایط، فشار زیادی بر جریان صادرات و بازار جهانی نفت وارد می‌شود و اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و در مرحله بعد، اقتصاد جهان را تحت‌تأثیر منفی قرار می‌دهد.

به همین دلیل است که قیمت‌های نفت، اگرچه با شتاب اندک، اما همچنان در حال رشد است و روندی صعودی دارد. پیش‌بینی می‌شود که در جریان اجرای تدابیر سختگیرانه و اعمال هرچه عمیق‌تر و گسترده‌تر تحریم‌ها، ایران هم مقابله‌به‌مثل کند و کوتاه نیاید.

شواهد و قرائن زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد در اثر اجرای تحریم‌های ادعایی ایالات‌متحده، ایران با فروپاشی مواجه نشود. در حال حاضر، جریان صادرات نفت ایران برابر آنچه برخی نهادهای ناظر کشتیرانی برآورد می‌کنند، هنوز به صفر نرسیده و از آنچه در سال‌های دوره اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به بازار جهانی وارد می‌شد، بیشتر است.

در این صورت، میزان نفت صادرشده این روزها، به نفت شناوری که کشورمان روی اقیانوس‌ها و آب‌های آزاد جهان دارد، اضافه می‌شود. برخی کارشناسان با بیان اینکه تمهیدات اقتصادی اخیر ایالات‌متحده برای به شکست کشاندن و تسلیم کردن ایران کافی نیست، ابراز عقیده می‌کنند که واشنگتن در نظر دارد شرایط موجود را فقط تا انتخابات آتی سنا و کنگره ادامه دهد و تا آن هنگام از دست زدن به ماجراجویی نظامی که اوضاع بازارهای جهانی و از جمله ایالات‌متحده را تحت فشار قرار می‌دهد و به هم می‌ریزد، پرهیز کند.

این تحلیل پیش‌بینی می‌کند که این تمهید ممکن است از بدتر شدن وضع حمایت رأی‌دهندگان آمریکایی از جمهوری‌خواهان جلوگیری کند و در نتیجه جمهوری‌خواهان در انتخابات آینده شکست نخورند. تحلیلگران مذکور معتقدند که پس از انتخابات، که کاخ سفید به حمایت افکار عمومی نیاز چندانی ندارد، دوباره آتش جنگ شعله‌ور خواهد شد و فرماندهی جنگ به دست پیت هگست خواهد افتاد.

روشن نیست که آیا پیش‌بینی‌هایی که درباره اصالت یا اعتباری بودن چرخش ایالات‌متحده از جنگ نظامی به جنگ اقتصادی گفته می‌شود، درست است یا نه؛ اما قدرمسلم آن است که واقعیت‌های روی میز و از جمله مهم‌ترین مؤلفه آن، یعنی حمایت کشورها از اجرای تحریم‌ها علیه ایران، شانس توفیق ایالات‌متحده در این جنگ را به‌شدت تنزل داده است.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای