خبر فوری
شناسه خبر: 57173

ناصر اسدی کیست؟ از خیابان سئول تا ساختمان سازمان ملل

ماجرای حضور ناصر اسدی روی صندلی ایران هنگام نطق ترامپ در سازمان ملل چه بود؟ رمزگشایی از مأموریت دیپلمات ایرانی و نسبت خانوادگی‌اش با منوچهر متکی.

ناصر اسدی کیست؟ از خیابان سئول تا ساختمان سازمان ملل

​تصویر یک دیپلمات جوانِ نشسته بر صندلی جمهوری اسلامی ایران درست در دقایقی که دونالد ترامپ پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل تندترین حملات لفظی را نثار تهران می‌کرد، کافی بود تا موجی کم‌سابقه از خشم، تحلیل و جدال سیاسی در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به راه بیفتد.

در حالی که عرف چند دهه گذشته بر «ترک صندلی» در اعتراض به مواضع واشنگتن استوار بود، خالی نماندن جایگاه ایران این بار سیلی از پرسش‌ها را متوجه کاروان دیپلماتیک کشور کرد: این چهره که بود، چرا نرفت و چه پیامی را از نیویورک به تهران مخابره می‌کرد؟

نام این دیپلمات خیلی زود بر سر زبان‌ها افتاد: ناصر اسدی. فردی که ماندنش در سالن، از یک تصمیم اجرایی اداری تا فرضیه ارسال سیگنال نرم به طرف آمریکایی، دستمایه دو قطبی تندی در فضای سیاسی داخل شد.

 

ناصر اسدی کیست؟ از خیابان سئول تا ساختمان سازمان ملل

حاشیه‌ها زمانی جنبه سیاسی و خانوادگی پررنگ‌تری به خود گرفت که هویت اداری و سوابق ناصر اسدی روشن‌تر شد. اسدی از کارشناسان و اعضای فعال در دفتر نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در نیویورک و دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق (ع) است؛ چهره‌ای که در ساختار دیپلماتیک کشور، به عنوان دیپلمات رده میانی شناخته می‌شود.

با این حال، آنچه نام ناصر اسدی را بیش از پیش زیر ذره‌بین برد، پیوند خانوادگی او بود؛ گزارش‌ها حاکی از آن است که او داماد منوچهر متکی، وزیر امور خارجه اسبق و نماینده کنونی مجلس شورای اسلامی است. همین نسبت سببی سبب شد منتقدان نوک پیکان انتقاد را تندتر کنند، هرچند مدافعان تأکید دارند حضور او نه به واسطه جایگاه خانوادگی، بلکه بر اساس مأموریت روزمره اداری در نمایندگی ایران رقم خورده است.

 

از اتهام خیانت تا دفاع اداری؛ در فضای مجازی چه گذشت؟

تنها دقایقی پس از انتشار تصاویر مجمع عمومی، شبکه‌های اجتماعی به صحنه تاخت‌وتاز علیه ناصر اسدی و کادر ارشد وزارت امور خارجه بدل شدند. گروهی از منتقدان تندرو، نشستن نماینده ایران پای نطق ترامپ را به منزله «مشروعیت‌بخشی به رجزخوانی‌های دشمن» تعبیر کرده و حتی واژه‌هایی چون بی‌عملی و عدول از اصول انقلابی را به کار بردند. حساسیت‌ها زمانی اوج گرفت که هم‌زمان با این سخنرانی، شایعاتی درباره دیدارهای طولانی‌مدت میان عباس عراقچی و میانجی‌های بین‌المللی نیز منتشر شد.

اما ناظران بی‌طرف و کارشناسان دیپلماسی زاویه دیگری را مطرح کردند:

  1. عدم عاملیت دیپلمات: اسدی مجری تصمیمات هیئت عالی‌رتبه بود و نمی‌توان بار مسئولیت راهبردی یک حضور یا خروج را روی دوش کارشناس رصد سالن گذاشت.
  2. پروتکل سطح پایین: ماندن یک دیپلمات رده‌پایین و غیبت مقامات ارشد (پزشکیان و عراقچی) در عرف بین‌الملل اتفاقاً حاوی این پیام است که تهران ارزش هم‌سطحی برای شنیدن سخنان رئیس‌جمهور آمریکا قائل نیست و صرفاً برای مستندسازی اداری نماینده‌ای در صحن دارد.

 

سخنگوی وزارت خارجه: «صندلی ایران در سازمان ملل، سنگر است»

شدت گرفتن انتقادات سرانجام اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه را به موضع‌گیری واداشت. بقایی در پاسخ به انتقادات با لحنی صریح گفت: «صندلی ایران در جایی مثل مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سنگر ماست و قطعا اگر قرار باشد ما به‌خاطر تندگویی، تندخویی و بدگویی دیگران این سنگر را ترک کنیم، به وظیفه‌مان عمل نکرده‌ایم.»

مدافعان این رویکرد معتقدند ترک صندلی در برابر رژیم اسرائیل به معنای عدم شناسایی مشروعیت آن است، اما در قبال ایالات متحده، ترک بی‌قیدوشرط صحنه به حریف اجازه می‌دهد بدون هیچ هزینه و رصد مستقیمی روایت خود را پیش ببرد.

منتقدان چه می‌گویند؟ «سنگر بدون سلاح معنا ندارد»

در مقابل، طیفی از کارشناسان و رسانه‌های داخلی از جمله خبرگزاری مهر نقدی جدی به توجیه «سنگر» وارد کردند. به باور این منتقدان، اگر هیئت دیپلماتیک ایران تصمیم به ماندن داشت، نباید به یک گوش دادن منفعلانه بسنده می‌کرد:

  • در دوران جنگ روایت‌ها و رسانه، دیپلماسی بدون نمادهای عینی ابتر است.
  • اگر ماندن برای به چالش کشیدن ترامپ بود، نماینده ایران می‌توانست تصویری از پیامدهای تجاوزها یا اسناد مظلومیت مردم را پیش چشم دوربین‌ها بالا بگیرد (مشابه حرکت مسعود پزشکیان در نشان دادن اسناد جنایات در تریبون اصلی).
  • سنگر، جایگاهی برای پاسخ و ضربه دیپلماتیک است، نه تنها نشستن و نظاره‌گر بودن.

 

رصد اداری یا نشانه‌ای از انعطاف؟

نگاهی به رفتارهای دیپلماتیک سایر کشورها نشان می‌دهد که اعتراضات نمادین همیشه یکسان نیستند؛ کمااینکه هیئت کوبایی سالن را هنگام انتقادات ترامپ ترک کرد و صندلی‌ها خالی ماند.

واقعیت ماجرا در مجمع عمومی این است که ناصر اسدی نه متهم یک سازش پنهان است و نه قهرمان یک پیروزی دیپلماتیک؛ او مأمور اجرای تصمیم پروتکلی بود که در اتاق‌های بالادستی هیئت ایرانی اتخاذ شد. تصمیمی که مرز باریکی میان «رصد حرفه‌ای مواضع طرف مقابل» و «پرهیز از حساسیت‌های افکار عمومی داخلی» ترسیم کرد و نشان داد که حتی چینش صندلی‌ها در نیویورک، همچنان می‌تواند زمینه‌ساز پرحرارت‌ترین جدال‌های سیاسی در تهران باشد.

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای