یکصدهزار پروژه نیمه کاره و دهها هزار طرح ناتمام کشاورزی؛ مدیران کلنگی
یکی از مشخصههای پسندیده و بارز مدیران در سیستم حکومتی ایران آن است که بتوانند به نیکویی هرچه تمام «کلنگ» بزنند.

اخبار سبز کشاورزی، یکی از مشخصههای پسندیده و بارز مدیران در سیستم حکومتی ایران آن است که بتوانند به نیکویی هرچه تمام «کلنگ» بزنند. آنها باید علاوهبر داشتن صفاتی چون تعهد (چون تخصص ابداً اهمیت ندارد)، خودیبودن، وابستهبودن و برخی «بودنهای» دیگر، دست به «کلنگ» خوبی هم داشته باشند.
باید بتوانند دسته کلنگ را دو دستی بچسبند، آن را تا آنجا که قد و قامتشان اجازهمیدهد بالا ببرند، مرکز ثقل بدنشان را تا اندازه ممکن پایین بیاورند و با قدرت هر چه تمامتر نوک تیز کلنگ را در نقطهای که با مشتی گچ مشخص گردیده و دایرهای گچی نیز در اطراف آن ریخته شده فرود آوردند و گردان یا گروهانی از همراهان برایشان دست بزنند، صلوات نثار کنند، تکبیر بگویند و مرگ بر فلان و بهمان سردهند.
حاصل و دستاورد این یک یا دو ضربه کلنگ ریزش میلیاردها تومان یا دلار به جیب افرادی است که از قبل آماده دریافت این غنائم شدهاند.
مقداری زمین، مصالح ساختمانی، آهنآلات و … هم مصرف و پس از اندک زمانی آن پروژه نیمهکاره رها و یکی دیگر بر آمار کارهای نیمهتمام ابدی بر جمع قبلیها اضافه شود.
علی برکتالله!
5700 طرح نیمهکاره، ارث هاشمی رفسنجانی
خشت کج این شیوه راهاندازی طرحهای عمرانی نیمهکاره از زمان ریاستجمهوری علیاکبر هاشمی بهرمانی(رفسنجانی) نهاده شده که بهمنظور تظاهر به توسعه و پیشرفت در هر گوشه کشور طرحهایی غیرکارشناسانه،اللهبختکی و فاقد آیندهنگری، کلنگ زده شد و پس از اتمام دورههای ریاستجمهوری وی، ۵۷۰۰ طرح نیمهکاره برای محمد خاتمی به ارث گذاشته شد که بعدها بسیاری از آنها غیرضروری تشخیص داده و به تاریخ پیوستند.
روسای جمهوری بعدی نیز هر یک بنا بر توان خود چند هزارتایی بر آن میراث به جامانده افزودند و نتیجه آن شد که در حالحاضر افزونبر ۹۰هزار طرح و پروژه نیمهتمام در گوشه و کنار مملکت روی دست مملکت مانده و استخوان در گلو شدهاند.
93 هزار طرح نیمه کاره
بهگزارش تابناک و به نقل از مرکز پژوهشهای مجلس، حدود ۶ هزار طرح ملی و ۸۷ هزار طرح استانی(۹۳هزار طرح) نیمهتمام در ایران وجود دارد که برای تکمیل آنها به حداقل ۶۰۰ هزار میلیارد تومان نیاز است، اما سازمان مدیریت و برنامهریزی برای تکمیل این پروژهها، ۱۰ سال زمان و ۷۰۰ هزار میلیارد تومان بودجه را پیشبینی کرده است.
در روند ظهور و بروز این زخمهای ناسور،اما پرسشهایی مطرح میشود که علل و دلایل وجود چنین پروژههایی چیست، در حالی که طرحهای مشابهی از سالیان قبل بر زمین مانده، پیمانکاران متضرر آنها بعضا به خاک سیاه نشانده شدهاند، اعتبارات ناقص و نصفونیمه تخصیص داده شده و …، چرا دوباره در کنار همان طرحها، پروژههای جدیدی تعریف میشود؟
آیا هدف رفع نیازهای ضروری جامعه در زمینههای مختلف است یا ایجاد شرایطی برای دست به کلنگ شدن بعضی از دولتمردان؟
دانهای از خروار
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در شهریور سال ۹۹ در سفری به استان خوزستان از طرحهای در دست اجرا و نیمهتمام بازدیدی به عمل آورد که از آن جمله اسکله صیادی آبادان بود. این پروژه که اهمیت قابلتوجهی در اقتصاد منطقه دارد در سال ۱۳۹۰ با اعتبار ۱۳ میلیارد تومان کلنگزنی شد که پس از گذشت ۹ سال و مصرف شدن ۷ میلیارد تومان فقط ۳۰درصد پیشرفت فیزیکی داشته است. حال پرسش آن است که ساخت یک اسکله ساده و معمولی به چه میزان "بودجه" و زمان نیاز دارد؟
امیدهای کلنگی لاریجانی
علی لاریجانی، رئیس مجلس سابق، در سال ۹۲ گفته بود: این که ۴۰۰ هزار میلیارد تومان پروژه را کلنگزنی میکنیم، اما تنها ۱۰ هزار میلیارد تومان به آن اعتبار میدهیم نشان از تبلیغاتی بودن این پروژهها است که انجام آنها ۶۰ تا ۷۰ سال طول میکشد. در مواردی نیز دیده شده که یک پروژه چند بار کلنگزنی و افتتاح شده!! که نشان بارزی از «هیاهو برای هیچ» است.
آسیبشناسی
این که چرا تاکنون این روند فشل و ناکارآمد همچنان به راه خود ادامه میدهد؛
میتواند ناشی از چند نکته باشد:
• مدیران گمارده شده(انتخابی یا انتصابی) اساساً در جایگاه واقعی خود قرار ندارند و برای آن که بتوانند خود را لایق آن پست و مقام نشان دهند، اقدام به انجام کارهایی غیرضروری و بینتیجه میکنند؛
• تبلیغاتی بودن پروژهها برای جمع کردن رای؛
• دخالت کردن نمایندگان در اموری که به وظایف آنها ارتباطی ندارد؛
• تخصیص ندادن کامل بودجه و در نظر نگرفتن رشد هزینههای جاری و تاثیر آنها بر پروژه؛
• واگذاری طرح به افراد غیرکارشناس؛
• تورم و عملکرد آسیبزننده بانک در اتمام پروژهها.