رسانه ملی کدام روایت را باور دارد؟
از سختگیری تا تساهل نمایشی؛ بلاتکلیفی صداوسیما در حجاب زنان
بلاتکلیفی صداوسیما در مواجهه با حجاب زنان؛ از تناقضهای ۲۲ بهمن تا مهندسی فرهنگی دهه ۷۰ و بحران اعتماد به رسانه رسمی در ایران.
دیگر پرسش اصلی این نیست که چرا در راهپیمایی ۲۲ بهمن زنان با پوششهای متنوع در قاب تلویزیون دیده میشوند؛ پرسش مهمتر این است که آیا رسانه رسمی کشور میتواند همچنان با منطق مهندسی فرهنگی دهه ۷۰، جامعه امروز ایران را روایت کند؟
اخبار سبز کشاورزی؛ پاسخ به این سؤال، فراتر از آینده صداوسیما، به سیاست فرهنگی ایران گره خورده است.
آغاز دوباره یک بحث قدیمی
هنوز واکنشها به مصاحبه خبرگزاری دانشجو، وابسته به بسیج، با یک زن بدون روسری در راهپیمایی ۲۲ بهمن فروکش نکرده بود که محمد منان رییسی، نماینده مردم قم، با انتقاد از نوع نگاه صداوسیما به حجاب زنان، بار دیگر موضوع بلاتکلیفی صداوسیما در مواجهه با حجاب زنان را به صدر بحثهای رسانهای و سیاسی بازگرداند.
رییسی که از چهرههای نزدیک به سعید جلیلی محسوب میشود، پیشتر نیز از عدم ابلاغ قانون حجاب و عفاف انتقاد کرده و هشدار داده بود که بیتوجهی به مطالبات «حلقه سخت نظام» میتواند به تغییر رویه آنها منجر شود؛ اظهاراتی که یادآور تهدیدهای صریح برخی چهرههای سیاسی در سالهای گذشته بود.
«آلرژی صداوسیما به بانوان چادری؟»
محمد منان رییسی در یادداشتی با عنوان «آلرژی صداوسیما به بانوان محجبه؟!» نوشت که از تماشای گزارشهای ۲۲ بهمن هم خوشحال شده و هم خشمگین؛ خوشحال از حضور زنان با هر نوع پوشش و خشمگین از آنچه «نادیده گرفتن بانوان چادری» توسط دوربینهای صداوسیما خواند.
او تأکید کرد که نمایش زنان کمحجاب در راهپیمایی مایه افتخار است، اما ارسال این پیام که «برای دیده شدن باید حجاب کامل را کنار گذاشت» تأسفبرانگیز است. این اظهارات، تناقضی قدیمی را برجسته کرد: چرا رسانه رسمی در بزنگاههای سیاسی تصویری متکثر از زنان نشان میدهد، اما در روزهای عادی به سختگیرانهترین الگوهای پوشش پایبند است؟
تناقضی فراتر از سلیقه رسانهای
این پرسش، صرفاً اختلافی بر سر سلیقه نیست؛ بلکه ریشه در تحولات سه دهه اخیر سیاست فرهنگی و الزامات بقای مشروعیت سیاسی دارد. در دو سال گذشته، بسیاری از برنامههای فرهنگی و سیاسی صداوسیما میزبان مدافعان سرسخت قانون حجاب بودهاند، اما در بزنگاههایی مانند ۲۲ بهمن، این رویکرد ناگهان تغییر میکند.
نمونه دیگر این تناقض، حضور ژیلا صادقی با کتودامن در دیماه ۱۴۰۲ در یک برنامه زنده تلویزیونی بود؛ رخدادی که برخی آن را «تاکتیک انتخاباتی» نامیدند. اگرچه این پوشش از نظر میزان پوشانندگی تفاوت ماهوی با گذشته نداشت، اما بهعنوان نشانهای از تغییر مقطعی سیاستهای ظاهری صداوسیما تفسیر شد.
تغییر فرم، نه تغییر سیاست
در سالهای اخیر، رنگها متنوعتر شدهاند، الزام مقنعه برداشته شده و مجریان زن مجاز به استفاده از شال و روسریهای رنگی شدهاند. حتی پوششهای محلی نیز گاه در قاب تلویزیون دیده میشود. با این حال، تجربه نشان داد که این تغییرات بیش از آنکه نشانه تحول در سیاست حجاب باشد، اصلاحی شکلی برای کاهش فاصله با جامعه بوده است.
واقعیت این است که تنوع پوشش زنان در جامعه امروز ایران، فاصله معناداری با تصویر رسمی صداوسیما دارد. مدیران رسانه ملی در مقاطع حساسی مانند انتخابات یا مراسمهای نمادین تلاش میکنند این فاصله را بهطور موقت ترمیم کنند؛ تلاشی که پیام دارد، اما نتیجه پایدار نه.
صداوسیما؛ رسانه یا ابزار حکمرانی فرهنگی؟
سازمان صداوسیما صرفاً یک رسانه نیست؛ بلکه بخشی از ساختار حکمرانی فرهنگی است. به همین دلیل، در موضوعاتی مانند حجاب زنان، بیش از قواعد حرفهای رسانه، تابع ملاحظات سیاسی، امنیتی و ایدئولوژیک عمل میکند. نمایش زنان با پوشش متنوع در روزهای خاص، نتیجه یک الگوی سیاستگذاری قدیمی است؛ الگویی که از دهه ۷۰ شکل گرفته و امروز به بحران اعتماد رسانهای رسیده است.
مهندسی فرهنگی؛ از دهه ۷۰ تا عصر شبکههای اجتماعی
پس از جنگ، با رشد طبقه متوسط و گسترش دانشگاهها، الگوهای سبک زندگی تغییر کرد. پاسخ نهادهای رسمی، تقویت «مهندسی فرهنگی» بود؛ رسانه نه بهعنوان بازتاب جامعه، بلکه ابزار هدایت آن. نتیجه، شکافی بود که در دهه ۸۰ با ظهور ماهواره و اینترنت عمیقتر شد و در دهه ۹۰ با شبکههای اجتماعی به اوج رسید.
در این دوره، انحصار روایت تصویر از دست رسانه رسمی خارج شد. جامعه مسیر خود را رفت و صداوسیما بیش از پیش به «کنترل تصویر رسمی» روی آورد. همین روند، اعتماد عمومی به رسانه ملی را بهطور جدی تضعیف کرد.
حجاب، امنیتی شدن سیاست و «مشروعیت نمایشی»
پس از رخدادهای ۱۴۰۱، مسأله حجاب بیش از گذشته وارد حوزه امنیتی شد. رسانه رسمی عملاً بخشی از پروژه سیاستگذاری حجاب شد. اما در مناسبتهایی مانند ۲۲ بهمن، هدف اصلی نمایش همراهی عمومی است. در اینجا، تنوع اجتماعی نه تهدید، بلکه ابزار نمایش وحدت ملی میشود؛ مفهومی که میتوان آن را «مشروعیت نمایشی» نامید.
همین دوگانگی، بلاتکلیفی صداوسیما در مواجهه با حجاب زنان را تشدید کرده است: در روزهای عادی، تصویر باید منضبط باشد؛ در روزهای سیاسی، فراگیر و متنوع.
پیامدهای یک سیاست دوگانه
ادامه این وضعیت سه پیامد جدی دارد:
- کاهش اعتماد به رسانه رسمی
- افزایش فاصله نسل جوان با صداوسیما
- انتقال مرجعیت فرهنگی به شبکههای اجتماعی
امروز بخش بزرگی از جامعه، رسانه ملی را بازتابدهنده واقعیت اجتماعی نمیداند؛ بلکه آن را بیانگر خواست یک بخش محدود از ساختار قدرت میبیند.
صداوسیما با کدام منطق ادامه میدهد؟
مسأله اصلی دیگر این نیست که چرا در ۲۲ بهمن زنان با پوشش متفاوت دیده میشوند؛ پرسش این است که آیا رسانه رسمی میتواند در جهان امروز، همچنان با منطق مهندسی فرهنگی دهه ۷۰ عمل کند؟
تا زمانی که صداوسیما خود را «سازنده جامعه مطلوب» بداند، نه «بازتابدهنده جامعه واقعی»، این تناقض ادامه خواهد داشت.