چرا سفر برای ۳۰ درصد مردم ایران هنوز یک رویای پرهزینه است؟
گردشگری معلولان در ایران؛ چرا هنوز مقصد کاملاً دسترسپذیر نداریم؟
گردشگری معلولان در ایران با چالشهای زیرساختی روبهروست؛ مدیرعامل انجمن پارس از نبود مقصد کاملاً دسترسپذیر و موانع سفر میگوید.
سفر برای حدود ۱۵ درصد از شهروندان ایرانی دارای معلولیت و خیل عظیم سالمندان، هنوز از درب منزل آغاز نشده با چالشهای فلجکننده روبهرو میشود. اگرچه در سالهای اخیر ساخت چند رمپ یا سرویس فرنگی در هتلها و موزهها بهعنوان گامهای روبهجلو معرفی شده، اما واقعیت میدانی نشان میدهد که «گردشگری دسترسپذیر» در کشور هنوز در حد اقدامات جزیرهای متوقف مانده است.
محمداسماعیل شیخقرایی، مدیرعامل انجمن فرهنگی، ورزشی و گردشگری معلولان پارس و دبیر میز گردشگری دسترسپذیر وزارت میراثفرهنگی، در گفتوگو با روزنامه «پیام ما» تصویر روشنی از این وضعیت، خلأهای سیاستی و موانع پنهان سفر ارائه میدهد.
مناسبسازی صوری در برابر دسترسپذیری واقعی
یکی از اشتباهات رایج در دستگاههای اجرایی، تقلیل مفهوم گسترده «دسترسپذیری» به عملیاتهای عمرانی محدود است. شیخقرایی با تفکیک این دو مفهوم میگوید: «مناسبسازی صرفاً یک مداخله فیزیکی است، اما دسترسپذیری به پیوستگی مسیر و حتی فرهنگ و رفتار عمومی ارتباط دارد. بارها پیش آمده رمپی استاندارد ساخته شده، اما خودرویی درست مقابل آن پارک کرده است؛ در عمل دسترسی مسدود میشود. از طرفی اگر فرد دارای معلولیت نتواند از خانه خارج شود و وسیله نقلیه مناسبی برای رسیدن به ترمینال یا فرودگاه پیدا نکند، مجهزترین هتل دنیا هم برای او بیفایده خواهد بود.»
او معتقد است حل این موانع پیچیده یکشبه ممکن نیست و باید در قالب فازبندیهای مشخص، ابتدا از رفع موانع پایهای مانند دربهای ورودی و فضاهای تردد داخلی آغاز شود.
موزهها و سایتهای تاریخی؛ گامهای مثبت اما ناکافی
وضعیت در فضاهای تاریخی و موزهها نیز نامتوازن است. با اینکه تجربیاتی مانند افزودن راهنماهای لمسی برای نابینایان یا مناسبسازی ورودی برخی موزههای شاخص تهران دیده میشود، اما این اقدامات جنبه فراگیر ندارند.
دبیر میز گردشگری دسترسپذیر تأکید میکند: «اگر از میان ۱۰ موزه پایتخت، ۲ موزه اصلاح شده باشد، هرگز نمیتوان آن را به کل کشور تعمیم داد. برای گالریها، موزهها و بافتهای تاریخی باید ضوابط مشخص و الزامی تدوین شود؛ زیرا این امکانات فقط به قشر محدودی تعلق ندارد. مجموع افراد دارای معلولیت و جامعه روبهافزایش سالمندان، نزدیک به ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعیت ایران را تشکیل میدهند که همگی متقاضی این خدمات هستند.»
فرصت اقتصادی ازدسترفته و هزینه سنگین سفر برای خانوادهها
گردشگری معلولان صرفاً یک مسئولیت اجتماعی یا وظیفه اخلاقی نیست، بلکه یک بازار اقتصادی سودآور و مغفول در صنعت هتلداری و توریسم به شمار میرود.
چرا گردشگری دسترسپذیر توجیه اقتصادی بالایی دارد؟
- الگوی سفر گروهی: افراد دارای معلولیت اغلب به تنهایی سفر نمیکنند و همراه با ۲ تا ۴ نفر از اعضای خانواده یا همراهان عازم مقصد میشوند. پذیرایی از این افراد به معنای جذب یک گروه کامل از مسافران است.
- پایداری تقاضا: این گروه در صورت یافتن مقصدی ایمن و مجهز، به مشتریان وفادار تأسیسات گردشگری تبدیل میشوند.
با وجود این ظرفیت، مسافران دارای معلولیت بهای سنگینی میپردازند. بهدلیل نبود تاکسیهای شهری مناسب و دوگانهسوز بودن اغلب خودروها که مانع از جاگیری ویلچر در صندوق عقب میشود، این مسافران مجبور به پرداخت هزینههای گزاف، کرایه خودروهای دربستی خاص یا صرف زمان مضاعف میشوند.
سردرگمی گردشگران خارجی و هتلهایی که استاندارد نیستند
چالشهای این حوزه تنها دامنگیر شهروندان ایرانی نیست؛ گردشگران خارجی دارای معلولیت نیز در بدو ورود با سردرگمی شدیدی روبهرو میشوند. مهمترین دلیل این مسئله، نبود یک پایگاه داده معتبر و شفاف درباره وضعیت هتلها و مراکز اقامتی است.
به گفته شیخقرایی، هتلهای ایران شناسنامه مشخصی از میزان دسترسپذیری خود ارائه نمیدهند؛ بنابراین توریست خارجی مجبور است برای برنامهریزی یک سفر ساده، دست به دامن فعالان صنفی یا انجمنها شود تا هتلهای قابل تردد را بهصورت سنتی پرسوجو کند. او پیشنهاد میکند هتلهای در حال ساخت ملزم به رعایت صددرصدی استانداردها از مرحله نقشه باشند و برای هتلهای قدیمی نیز بازه زمانی چندساله (مثلاً ۵ تا ۷ سال) جهت اصلاح تدریجی سرویسها و ورودیها تعیین شود.
اتصال حلقه شهرداریها و دستگاههای اجرایی؛ کلید شکستن بنبست
در ساختار فعلی، میز گردشگری دسترسپذیر تلاش دارد الزامات مناسبسازی را وارد شیوهنامههای رتبهبندی هتلها و تأسیسات گردشگری کند و تدوین کتاب راهنمای این حوزه برای تورلیدرها نیز گامی در همین راستا بوده است. با این حال، شیخقرایی خروج از بنبست کنونی را نیازمند ارادهای فرابخشی میداند: «وزارت میراثفرهنگی بهتنهایی نمیتواند متولی دسترسپذیری باشد. شهرداریها در خط مقدم این زنجیره قرار دارند؛ زیرا تایید پایانکار ساختمانها در دست آنهاست. تا زمانی که شهرداری، وزارت راه و شهرسازی، سازمان نظام مهندسی و وزارت رفاه همراستا نشوند، زنجیره سفر از مبدأ تا مقصد کامل نخواهد شد.»