نان زنان ماهیگیر هنگام؛ قایقهایی که پای موجهای ناآرام به گل نشستهاند
ناامنی در آبهای خلیج فارس، تنها جامعه صیادی زنان ایران در جزیره هنگام را با بحران معیشت مواجه کرده است؛ نانی که پای موجهای ناآرام گرو رفته است.
هر صبح پیش از آنکه آفتاب، خط افق خلیج فارس را روشن کند، صدای موتور چند قایق کوچک سکوت آبهای جنوب قشم را میشکست؛ قایقهایی به ناخدایی زنانی که سالهاست سنتهای شغلی سواحل جنوب را بازتعریف کردهاند. اما این روزها سکوت خلیج، نه از سر آرامش، بلکه ناشی از ابری از جنس تنشهای نظامی و ناامنی است. برای حدود ۳۰ نفر از زنان ماهیگیر جزیره هنگام، قفل شدن مسیر دریا تنها یک تیتر سیاسی و نظامی در بخش اخبار روز نیست؛ بلکه مستقیماً به معنای خالی ماندن سفره و از دست رفتن تنها تکیهگاه مالی خانوادههایی است که حیاتشان با جزر و مد آب تعریف شده است.
سنگر معیشت در قلب خلیج فارس؛ هویت مستقل زنان صیاد
در ساختار سنتی جوامع محلی جنوب کشور، تصویر زن بومی معمولاً با سوزندوزی، بومگردی و صنایع دستی گره خورده است. اما زنان هنگام سالها پیش مرز این تصویر کلاسیک را شکستند و به عنوان تنها جامعه صیادی سازمانیافته زنان در ایران، پا به عرصه سخت و پرمخاطره صیادی گذاشتند.
برای این زنان، دریا فراتر از یک جلوه گردشگری یا افقی زیبا در کارتپستالهای توریستی است؛ دریا همان زمینی است که در آن کار میکنند، عرق میریزند و مستقل زندگی میکنند. دانش محلی این صیادان درباره جزر و مد، جریانهای فصلی آب و شیوههای سنتی صید، محصول تجربهای سینه به سینه و زیسته است که ارزش اجتماعی و هویتی غیرقابلانکاری به جزیره میبخشد.
موج ناامنی منطقهای چگونه به آشپزخانهها رسید؟
تحلیلگران بینالمللی تنشهای خلیج فارس را از زاویه نوسان قیمت نفت، خطوط کشتیرانی تجاری یا حق بیمه نفتکشها رصد میکنند؛ غافل از اینکه ترکشهای این ناامنی در نخستین گام، به جان شکنندهترین حلقههای اقتصاد بومی مینشیند.
وقتی پهنه ساحلی یا فراساحلی جزیره هنگام بهدلیل ریسکهای نظامی منطقه بسته یا پرخطر اعلام میشود، زنان ماهیگیر جزیره هنگام عملاً در جزیره محبوس میشوند.
زنجیره عواقب یک روز توقف صید:
- افت آنی درآمد نقدی روزانه: صیادی شغلی روزمزد در بستر طبیعت است؛ نبود صید یعنی صفر شدن درآمد همان روز.
- شکنندگی زنجیره توزیع محلی: زنان صیاد معمولاً بازارهای خرد محلی و گردشگری را تغذیه میکنند که با توقف فعالیت، کل درآمد زنجیره از بین میرود.
- نبود زیرساخت بیمهای حمایتی: کارگری فصلی و نبود بیمه کارآمد صیادی مانع از دریافت هرگونه غرامت ناشی از توقف اجباری کار میشود.
اقتصاد دریامحور روی کاغذ؛ جای خالی جامعه محلی در سیاستگذاری شیلات
سالهاست که کلیدواژه «اقتصاد دریامحور» ترجیعبند سخنرانیها و برنامههای توسعه ساحلی کشور شده است. اما واقعیت این است که ساخت اسکلههای بتنی عظیم و بنادر ترانزیتی بدون حفاظت از جوامع انسانی مستقر در حاشیه دریا، توسعهای ناقص و ناپایدار به بار میآورد.
راهکارهای برونرفت از بحران معیشتی زنان هنگام
بخش شیلات کشور و متولیان منطقه نمیتوانند تنها نظارهگر زمینگیر شدن این الگوهای کمنظیر اشتغال باشند. چند اقدام کلیدی و فوری از نگاه کارشناسی عبارتاند از:
- تأسیس تعاونی اختصاصی زنان صیاد: هویتبخشی صنفی برای دسترسی به تسهیلات کمبهره و تجهیزات فنی ایمن.
- ایجاد صندوق جبران خسارت بحران: تخصیص بستههای حمایتی معیشتی از سوی منطقه آزاد قشم و شیلات هرمزگان در زمانهای منع دریانوردی.
- تکمیل زنجیره ارزش در ساحل: ایجاد امکانات بستهبندی، فرآوری سرد و اتصال بیواسطه به بازارهای شهری بزرگتر برای افزایش حاشیه سود صیدهای محدود.
میراثی که با مهاجرت خاموش میشود
مسئله امروز جزیره هنگام، تنها زندگی و نان ۳۰ زن نیست؛ بلکه خطر خاموشی یک میراث ناملموس فرهنگی در خلیج فارس است. وقتی صیادی به بنبست معیشتی بخورد، مهاجرت اجباری و روی آوردن به مشاغل کاذب تنها راه باقیمانده برای جوانان این خطه خواهد بود؛ رویدادی که دانش بومی صید را برای همیشه از حافظه هرمزگان پاک میکند.
دستگاههای متولی از جمله «سازمان شیلات ایران»، «ادارهکل شیلات استان هرمزگان» و «سازمان منطقه آزاد قشم» باید پیش از آنکه ناامنیهای ژئوپلیتیک این مشعلهای کوچک استقلال معیشتی را خاموش کند، پای به میدان بگذارند. خلیج فارس صرفاً کانال عبور انرژی نیست؛ خانه بومیانی است که هویت و بقایشان در دل هر موج این پهنه آبی جریان دارد./پیام ما