بحران آب در حال جابهجایی است؛ طالقان زیر فشار تهران
«بحران آب در حال جابهجایی است؛ انتقال آب از سد طالقان به تهران چه بر سر حقابه کشاورزان، محیطزیست قزوین و آینده این حوضه خواهد آورد؟»
بحران آب در ایران دیگر فقط نام «دریاچه ارومیه» و «زایندهرود» را به ذهن نمیآورد؛ این بار «طالقان» زیر فشار تشنگی تهران قرار گرفته است.
در حالیکه پایتخت برای جبران کمآبی، هر روز وابستهتر به منابع اطراف خود میشود، نشانههای هشداردهنده در سد طالقان و مناطق پاییندست آن، از جابهجایی آرام اما جدی بحران آب خبر میدهد؛ بحرانی که بهجای حلشدن، از یک حوضه به حوضه دیگر منتقل میشود.
کاهش محسوس تراز آب سد، نگرانی کشاورزان و ساکنان محلی درباره حقابهها و شکلگیری کارزارهای مردمی، همه نشان میدهد که «بحران آب در حال جابهجایی است» و این بار، مقصدش طالقان و قزوین است.
بحران آب در حال جابهجایی است؛ طالقان زیر فشار تهران
در ظاهر، سال آبی جاری برای ایران سالی امیدوارکننده به نظر میرسد. گزارشهای رسمی از افزایش بیش از ۷۰ درصدی بارشها نسبت به سال گذشته و احتمال پایان سال آبی با حدود ۵ درصد بارندگی بیشتر از میانگین بلندمدت خبر میدهند. اما پشت این آمار مثبت، واقعیتی نگرانکننده پنهان شده است: حوضههای تأمینکننده آب تهران همچنان درگیر تنش و بحران آب هستند.
استان تهران هنوز حدود ۲۹ درصد کمتر از میانگین بلندمدت خود بارش دریافت کرده، «قزوین» با کاهش ۲۲ درصدی نسبت به نرمال مواجه است و «البرز» نیز با وجود افزایش بارندگی، همچنان پایینتر از میانگین تاریخی قرار دارد. یعنی درست همان مناطقی که باید بار اصلی تأمین آب پایتخت را به دوش بکشند، خود در وضعیت شکننده قرار گرفتهاند.
در چنین شرایطی، پروژه انتقال آب از سد طالقان به تهران بهعنوان یکی از مهمترین طرحهای زیرساختی سالهای اخیر وارد مدار بهرهبرداری شده است؛ طرحی که قرار است بخشی از کمبود آب پایتخت را جبران کند، اما همزمان نگرانیهای عمیقی درباره آینده طالقان، قزوین و مناطق پاییندست شاهرود ایجاد کرده است. اینجاست که بسیاری از کارشناسان میگویند: بحران آب در حال جابهجایی است، نه حل شدن.
تهران تشنهتر از همیشه؛ انتقال بحران از یک حوضه به حوضه دیگر؟
تهران سالهاست فراتر از ظرفیت طبیعی منابع آب خود رشد کرده است. این کلانشهر حدود ۹ میلیون نفری، در روزهای گرم سال بیش از ۳ میلیون مترمکعب آب مصرف میکند و برای زنده ماندن، بیش از هر زمان دیگری به منابع آبی اطراف متکی شده است.
خط انتقال جدید طالقان با ظرفیت حدود ۵ مترمکعب بر ثانیه، روزانه نزدیک به ۴۳۰ هزار مترمکعب آب به شبکه تهران اضافه میکند؛ رقمی که فقط حدود ۱۴ درصد نیاز روزانه پایتخت را پوشش میدهد. به عبارت دیگر، حتی این پروژه سنگین نیز قادر نیست بحران آب تهران را برطرف کند و تنها نقش مُسکن کوتاهمدت را بازی میکند.
«عیسی بزرگزاده»، سخنگوی صنعت آب، این خط انتقال را «یکی از راهکارهای کمک به رفع ناترازی آب تهران» معرفی کرده و توضیح داده است که در مسیری ۶۴ کیلومتری، آب از طالقان به آبگیر بیلقان در کرج میرسد و سپس به سمت تهران هدایت میشود. او در عین حال اعتراف میکند که کاهش بارندگی و فشار بر منابع آبی، زنگ هشدار را به صدا درآورده و بدون مدیریت مصرف، بحران ساختاری پابرجا میماند.
این واقعیت نشان میدهد که بحران آب در حال جابهجایی است؛ آبی که از یک حوضه برداشت میشود تا عطش پایتخت را موقتاً کاهش دهد، در نقطهای دیگر به شکل تنش آبی، کاهش حقابه و تهدید معیشت خود را نشان میدهد.
توسعه تهران بدون توجه به ظرفیت آب؛ تناقضی که جدیتر میشود
مسئله فقط کمبود آب نیست؛ مسئله نوع توسعه است. در سالهایی که بحران آب هر روز جدیتر شده، تهران به توسعه کالبدی و افزایش ظرفیت جمعیتپذیری خود ادامه داده است.
پس از جنگ چهلروزه، برای بخشی از واحدهای آسیبدیده شهری، تراکم تشویقی تا ۵۰ درصد در نظر گرفته شد؛ سیاستی که هرچند با هدف بازسازی و زدودن چهره ویرانی از شهر توجیه شد، اما در عمل به معنای افزایش جمعیت در شهری است که همین حالا نیز با بحران آب دستوپنجه نرم میکند.
سؤال اصلی اینجاست: اگر تهران از نظر منابع آبی محدودیت جدی دارد، چرا سیاستگذاری شهری همچنان به سمت تثبیت و حتی افزایش جمعیت در این کلانشهر حرکت میکند؟ این تناقض، بخشی از چرخهای است که باعث شده بحران آب در حال جابهجایی باشد؛ از حاشیه به مرکز، از حوضهای به حوضه دیگر.
فرصت از دسترفته کرونا؛ فرصتی برای توزیع جمعیت که جدی گرفته نشد
دوران کرونا برای نخستینبار این امکان را فراهم کرد که سناریوی کاهش تمرکز جمعیتی تهران بهطور جدی مطرح شود. توسعه دورکاری، رشد کسبوکارهای آنلاین و تغییر سبک کار، این امید را ایجاد کرده بود که شاید بخشی از جمعیت و فعالیتهای اقتصادی از پایتخت خارج شود و فشار بر منابع، بهویژه در حوزه بحران آب، کاهش یابد.
اما این فرصت طلایی هرگز به یک برنامه عملی تبدیل نشد. حمایت جدی از کسبوکارهای خارج از تهران شکل نگرفت، زیرساختهای لازم برای توزیع متوازن جمعیت تقویت نشد و کیفیت و پایداری اینترنت نیز در بسیاری از مناطق کشور مانع گسترش واقعی کار از راه دور شد.
در نتیجه، تهران همچنان بزرگتر شد؛ در حالیکه رئیسجمهور پیشتر هشدار داده بود اگر راهحلی برای آب پایتخت پیدا نشود، یا باید تهران را تخلیه کنیم یا آب را از جاهای دیگر به آن برسانیم. در عمل، راه دوم انتخاب شد؛ یعنی انتقال بیشتر آب و در نتیجه، جابهجایی بحران آب به مناطق تأمینکننده.
«ظرف سوراخ»؛ انتقال آب بدون اصلاح مصرف
«مهدی فصیحی هرندی»، پژوهشگر حکمرانی و دیپلماسی آب، وضعیت کنونی را به «ریختن آب در ظرف سوراخ» تشبیه میکند. او معتقد است انتقال آب از طالقان به تهران، بدون اصلاح الگوی مصرف و شبکه توزیع، راهحلی پایدار برای بحران آب نیست.
به گفته او، هدررفت آب در برخی مناطق تهران به ۳۰ تا ۳۵ درصد میرسد؛ یعنی بخش قابلتوجهی از آبی که با هزینههای مالی و زیستمحیطی بالا از حوضههای دیگر منتقل میشود، پیش از رسیدن به مصرفکننده از دست میرود.
او تأکید میکند که تا زمانی که مدیریت مصرف، بازچرخانی آب و نوسازی شبکه در اولویت قرار نگیرد، انتقال آب فقط بحران را از یک حوضه به حوضهای دیگر منتقل میکند و تأیید میکند که عملاً بحران آب در حال جابهجایی است.
طالقان؛ کنار سد، اما بینصیب از آب
در سوی دیگر این خط انتقال، طالقان قرار دارد؛ منطقهای که با کوههای بلند، رودخانه شاهرود و روستاهای سرسبزش شناخته میشود. جایی که نامش همواره با فراوانی آب و طبیعت گره خورده، اما امروز بخشی از ساکنانش از کمبود آب شرب و کشاورزی میگویند.
اگر تا یکی دو سال پیش، بعد از گذر از گردنههای پیچدرپیچ طالقان، دریاچه سد ناگهان در مقابل چشم ظاهر میشد و چشمانداز آبی آن بخشی از هویت بصری منطقه بود، اکنون عقبنشینی آب با چشم غیرمسلح هم قابلتشخیص است. بخشهایی از بستر دریاچه، بهویژه نزدیک شهر طالقان و روستای «گیلنک» خشک شده و رد پسرفت آب تا حوالی روستای «زیدشت» ادامه دارد.
این تصویر در حالی ثبت میشود که شاهرود طالقان در هفتههای اخیر بهواسطه بارشهای مناسب، روزهای پرآبتری را تجربه کرده است. تناقض میان بارشهای خوب و کاهش ذخیره سد، نگرانیها را درباره تشدید بحران آب در طالقان بیشتر کرده است.
روایت مردم محلی؛ حقابهای که کم شده و کشتهایی که کنار گذاشته شدهاند
حسین، ۴۴ ساله، یکی از اهالی طالقان، به «پیام ما» میگوید: «بسیاری از روستاهای اطراف سد، در تابستان با کمبود آب شرب روبهرو هستند و در پاییندست، کشاورزان دیگر مثل گذشته به آب دسترسی ندارند.» به گفته او، حقابه برخی مناطق بهاندازه قبل رهاسازی نمیشود و این وضعیت تا الموت و مسیرهای پاییندست شاهرود و سپیدرود اثر گذاشته است.
او تأکید میکند که بعضی کشاورزان دیگر توان کشت برنج ندارند، چون آب کافی در دسترس نیست. این روایتها نشان میدهد بحران آب در حال جابهجایی است؛ از کلانشهر تشنه به روستاهای کشاورزی که معیشتشان مستقیم به آب وابسته است.
همزمان، در بهار و تابستان ۱۴۰۴ یک کارزار مردمی با حدود ۶ هزار امضا شکل گرفت که خواستار توقف انتقال آب از سد طالقان به تهران بود. امضاکنندگان هشدار دادند که ادامه این روند میتواند به نابودی کشاورزی، خشکشدن باغها، فرونشست زمین و مهاجرت اجباری ساکنان منجر شود؛ هشداری که تمام نشانههای یک بحران آب در حال جابهجایی را در خود دارد.
آیا طالقان در مسیر تکرار سرنوشت دریاچه ارومیه است؟
کارشناسان تأکید میکنند خطر اصلی فقط کاهش تراز یک سد نیست؛ مسئله، برهم خوردن تعادل اکولوژیک یک حوضه آبی است. تجربه دریاچه ارومیه نمونه روشنی از این چرخه است: ابتدا سدسازی، توسعه کشاورزی و برداشتهای بیرویه، مسئلهای صرفاً فنی به نظر میرسید، اما در ادامه به بحران معیشت، مهاجرت، گردوغبار و تغییر اکوسیستم انجامید.
«علیرضا نیکویی»، مدیر تدوین و نظارت بر الگوی کشت، هشدار میدهد که بسیاری از حوضههای آبی کشور در معرض تکرار همین الگو هستند. زمانی که آب یک منطقه برای توسعه منطقهای دیگر مصرف میشود، بحران آب در حال جابهجایی است و در نهایت خود را به شکل آسیبهای اجتماعی و اقتصادی نشان میدهد.
در طالقان و قزوین نیز نگرانی مشابهی وجود دارد: کاهش حقابه کشاورزی، افت منابع آب زیرزمینی و فشار بر کشاورزان میتواند به کاهش تولید محصولات، تضعیف اقتصاد روستایی و افزایش مهاجرت به شهرها منجر شود؛ چرخهای که دوباره مصرف آب شهری را بالا میبرد و بحران را تشدید میکند.
پیامدهای پنهان؛ از فرونشست زمین تا تغییر پوشش گیاهی
بحران آب فقط در نمودارهای تراز سد و آمار بارشها خلاصه نمیشود. کاهش جریان رودخانهها، افت سطح سفرههای زیرزمینی، فرونشست زمین و تغییر پوشش گیاهی، بخشی از پیامدهای آرام اما عمیق بحران آب هستند؛ پیامدهایی که پیشتر در حوضه دریاچه ارومیه و زایندهرود دیده شد.
امروز هم هر بار بارش مناسبی در حوزه آبریز ارومیه رخ میدهد، از «احتمال احیای دریاچه» گفته میشود، در حالیکه بخش بزرگی از آن اکوسیستم از دست رفته است. زایندهرود نیز، که زمانی «زندهرود» نام داشت، اکنون تنها در برخی مقاطع سال جانی دوباره میگیرد و بخش بزرگی از بستر آن خشک است.
این تجربهها هشدار میدهند که اگر روند کنونی ادامه یابد، نام «طالقان» نیز ممکن است در آینده نزدیک به فهرست حوضههایی اضافه شود که در آنها بحران آب در حال جابهجایی بود اما جدی گرفته نشد.
دادههای رسمی؛ فشار برداشت از سد طالقان رو به افزایش است
در کنار روایتهای مردمی، دادههای رسمی هم تصویر مشابهی ارائه میکنند. معاون حفاظت و بهرهبرداری شرکت آب منطقهای تهران اعلام کرده که با بهرهبرداری از خط دوم انتقال آب، روند خالیشدن حجم سد طالقان شدت گرفته است.
هرچند وضعیت طالقان در مقایسه با برخی سدهای کشور هنوز بحرانی توصیف نمیشود، اما افزایش برداشت و نبود برنامه روشن برای کنترل مصرف در تهران، نگرانیها را درباره آینده این حوضه افزایش داده است. در حالیکه پایتخت همچنان به دنبال منابع جدید آب است، بحثهای جدی درباره اصلاح الگوی مصرف، بازچرخانی و کنترل رشد جمعیتی کمرنگتر از نیاز واقعی باقی مانده است.
بحران آب؛ بحرانی درباره انتخابهای ما
در نهایت، مسئله فقط کمبود بارش یا ظرفیت سدها نیست؛ مسئله انتخابهایی است که طی دهههای گذشته انجام شده است:
- انتخاب توسعه متمرکز در تهران
- انتخاب رشد بیوقفه جمعیت و ساختوساز در پایتخت
- انتخاب انتقال آب بهجای اصلاح ساختار مصرف و شبکه
مجموعه این تصمیمها باعث شده بحران آب در حال جابهجایی باشد؛ از تهران به طالقان، از طالقان به قزوین و از آنجا تا پاییندست شاهرود و سپیدرود. اگر سیاستگذاری آب همچنان بر محور انتقال و برداشت بیشتر بچرخد، طالقان هم به نامی دیگر در گزارشهای رسمی بحران آب تبدیل خواهد شد.
امروز بسیاری از کارشناسان بر یک نکته تأکید میکنند: هنوز میتوان مسیر را اصلاح کرد؛ با مدیریت جدی مصرف در تهران، سرمایهگذاری در کاهش هدررفت شبکه، بازچرخانی آب، بازنگری در توسعه کالبدی پایتخت و احترام به حقابههای زیستمحیطی و کشاورزی حوضههایی که بار تأمین آب را بر دوش دارند. شاید به همین دلیل است که جملهای ساده، بیش از هر زمان دیگری معنا پیدا کرده است:
اگر بحران آب در حال جابهجایی است، باید پیش از رسیدن آن به نقطه بیبازگشت، به داد طالقان برسیم./ پیام ما