بیا احساس کن مرگ طبیعت را

0
بیا احساس کن مرگ طبیعت را
بیا نزدیک‌تر، نزدیک
بیا ملموس تر، ملموس
بیا احساس کن مرگ طبیعت را
فضای زندگی تنگ است
هوا آلوده و سنگین
سنگین تر از دل ها
هنوز آیا نفهمیدیم
به مرگی سخت نزدیکیم
همان جایی که روزی روزگاری
جنگلی انبوه آنجا بود
بیابانی شد و شن زار
و باران قهر کرد
از سرزمین و مردمان ما
همه تالاب ها، نیزارها خشکید
از هامون صابوری (1)
همان جایی که روزی گوره ها (2) را طاقت
موجش نمی آورد
از بخت بدنی ریز
چه باید گفت
چه شد چی چست (3)
طبیب جمله بیماران
چرا در ماتمش ماندیم
چرا در انتظار مردنش هستیم
چه آمد بر سر هورالعظیم وآن همه تالاب
چه شد زاینده رود زنده بیدار
چرا بیمار شد، بیمار
چه شد کاریزها آن حاصل دوران بیداری چراخشکید
چه آمد بر سر آن دشت پرآب کرمیسن (4)
ماهی دشت
چه شد ما را
چه آمد بر سر این مردم دهقان (5)
این صاحبان دین و دانش وهم رای
چه آمد بر سر این سرزمین زنده و زیبا

سیدعبدالحسین علوی

۱_دریاچه هامون ازسه دریاچه کوچک به نام های، پوزک، صابوری و هیرمند تشکیل شده،
۲گوره،سیل بندهای مسیر دریاچه هامون را که در زمان بادها در سیستان از پیشروی آب به روستاها وشهرجلوگیری می کند
۳چی چست،نام قدیم دریاچه اورمیه ،که مردم برای معالجه بسیاری از بیماری هایشان به کناره های دریاچه می رفتند و ازگل آن به تن و بدن خودمی مالیدند
۴_کرمیسن،نام قدیم کرمان شاه بوده و دشت پرآب ماهی دشت (مایی دشت)در نزدیکی آن است و جزو دشت های پر آب کشور به شمار می آمد
۵- دهقان، این واژه را فردوسی آن حکیم پر آوازه ی توس در شاهنامه به معنی کشاورز و مردم ایران که بیشتر به این کار مشغول بودند، و مردمی اهل دین و دانش ورای بودند به کاربرده است.
ز گفتار دهقان یکی داستان
به پیوندم از گفته باستان
یکی مرد دهقان یزدان پرست
بدان بیشه بودیش جای نشست
شاهنامه
مقاله قبلیهنر زبان و رسانه
مقاله بعدیافزایش منابع ارزی، فرصت یا تهدید

پاسخ شما

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید