خبر فوری
شناسه خبر: 56545

تاب‌آوری؛ عنصر مهم پیروزی

تاب‌آوری و مقاومت در جنگ ایران و آمریکا چگونه می‌تواند به عامل تعیین‌کننده پیروزی تبدیل شود؟ بررسی چشم‌انداز ادامه تنش‌ها و جنگ اقتصادی.

تاب‌آوری؛ عنصر مهم پیروزی

نشانه‌هایی از کاهش تنش میان ایران و ایالات‌متحده در جنگ جاری وجود ندارد. در روزهای اخیر، باز هم مقامات ایرانی و آمریکایی علیه یکدیگر سخن گفته و با اتهام‌زنی به طرف مقابل، موضوع پیروز شدن در این نبرد را مطرح کرده‌اند. تهدید به انجام اقدامات تلافی‌جویانه و نابودسازی منافع طرف مقابل، جزو تفکیک‌ناپذیر این لفاظی‌ها بوده که هر دو طرف به‌طور جدی آن را در رفتار خود لحاظ کرده و می‌کنند.

با این همه، روشن است که نه در تهران و نه در واشنگتن هیچ‌کس نمی‌تواند بر این چرخه خشونت نقطه پایان بگذارد. مهم‌ترین عامل در تداوم و تعمیق بحران حاضر این است که هیچ‌یک از طرفین مایل نیست طرف بازنده به حساب آید؛ چه ایران خود را پیروز راهبردی جنگ می‌داند و می‌گوید که در اثر شش ماه مقاومت و بیش از ۴۰ روز جنگ مستقیم با دو ارتش قدرتمند جهان، هنوز هم قادر به نقش‌آفرینی در خلیج‌فارس است، حکومتش پایدار و پابرجاست و نشانه‌ای از ضعف در مقابل دشمن در جبهه‌اش به چشم نمی‌خورد.

از دید ایران، این ترامپ است که باید شکست را بپذیرد و به شرایط و خواست‌های جمهوری اسلامی ایران تن در دهد. از این بابت، پذیرفتن شکست از سوی ایران و عقب‌نشینی از خواست‌هایش و، از آن مهم‌تر، پذیرفتن خواست‌های ایالات‌متحده از سوی تهران، دور از ذهن به نظر می‌رسد.

در طرف دیگر، ایالات‌متحده نشسته که عبارت دقیق‌تر در مورد این طرف مقابل، دونالد ترامپ است. در واقع، دونالد ترامپ هیچ‌گاه شکست را نپذیرفته و در این‌باره هزینه‌های گزافی را برای فرار از شکست پرداخت کرده است. وجه مشترک رفتار ترامپ در این موارد آن بوده که برای فرار از شکست و ثبت نشدن شکست در کارنامه‌اش، به هر ابزار و وسیله‌ای متوسل شده و هر هزینه‌ای را پرداخت کرده است.

در واقع، ترامپ هرگونه موضعی که به شکستش در یک موضوع گواهی دهد را رد و همواره خود را بهترین و موفق‌ترین دانسته و معرفی کرده است. به همین دلیل، اکنون نه‌فقط آمادگی پذیرش شکست را ندارد، بلکه هرکس از اطرافیانش را که به‌جز از پیروزی رئیس‌جمهور ایالات‌متحده بگوید، اخراج و برکنار کرده است. بر این پایه، چندان مهم نیست که افکار عمومی یا منافع ایالات‌متحده در چه وضعیتی یا با چه خطرهایی روبه‌رو باشد؛ مهم آن است که در حال حاضر ترامپ به هر قیمتی و با پرداخت هر هزینه‌ای می‌خواهد پیروز باشد.

ایالات‌متحده و مشخصاً دونالد ترامپ بر این باور است که حتی اگر پیروزی نظامی و اشغال خاک در مورد ایران رخ ندهد، چالش‌های بزرگ و آزاردهنده‌ای مانند تورم‌های کمرشکن، نابسامانی اقتصادی، نارضایتی عمومی که ممکن است به شورش‌ها و فروپاشی حکومت منجر شود و ناتوانی در انجام تجارت‌های دریایی از بنادر جنوب و صادرات نفت، اهرم‌های قابل‌اعتمادی است که می‌تواند در کوتاه‌مدت ایران را به تسلیم در برابر خواست‌های ایالات‌متحده وادار کند.

دونالد ترامپ و همکارانش چون اسکات بسنت، مارکو روبیو و... بر این باورند که در همین هفته‌های پیش‌رو، اوضاع اقتصاد ایران آن‌چنان فرو می‌پاشد که مقامات ایرانی دست‌ها را بالا خواهند برد و تسلیم می‌شوند. از این بابت، اگرچه اقدام پرهزینه‌تر ــ جنگ نظامی ــ فعلاً از دستور کار سنتکام کنار گذاشته شده، اما محاصره دریایی همچنان با شدت و سخت‌گیرانه ادامه دارد و همین امر باعث افزایش تنش‌ها و چالش‌های اقتصادی در ایران شده است.

رهبران و مقامات کاخ سفید امید دارند که سرانجام این چالش‌ها یا به فروپاشی یا به تسلیم جمهوری اسلامی ایران در مقابل ایالات‌متحده منجر شود؛ امری که تاکنون محقق نشده و هیچ نشانه‌ای از تحقق آن در حال حاضر یا چشم‌انداز قابل پیش‌بینی وجود ندارد و به چشم نمی‌خورد.

اما در مقابل این امیدواری‌ها برای کاخ سفید، تهران هم امیدواری‌هایی برای شکست دادن ایالات‌متحده دارد. از جمله این امیدواری‌ها، افزایش هزینه‌ها و تورم در ایالات‌متحده، آمریکای شمالی و اروپاست که دولت‌های غربی را دچار آسیب و چالش کرده و بسته بودن تنگه هرمز به مدت طولانی، قیمت کالاها و به‌ویژه نفت و مشتقات آن را به‌شدت و به‌صورت ملموسی افزایش داده است.

این افزایش باعث رشد تورم در اقتصاد اجتماعی کشورهای غربی شده است. تورم مذکور آن‌قدر آشکار و ملموس است که دونالد ترامپ پس از چند بار انکار آن و چند بار امیدواری دادن برای کاهش تورم و قیمت‌های انرژی، اکنون این نابسامانی قیمت‌ها را پذیرفته و موضع‌گیری کرده است که افزایش قیمت‌های سوخت و به‌خصوص بنزین، هزینه جنگ با ایران است.

موضع اخیر ترامپ حاکی از این واقعیت غیرقابل انکار است که در حال حاضر قیمت بنزین در همین نرخ‌های جاری باقی خواهد ماند و کاری از دست کسی برنمی‌آید. ایران امیدوار است که همین شرایط، نارضایتی‌ها از ترامپ را تشدید کند و محبوبیتش را کاهش دهد. در نتیجه این کاهش محبوبیت، احتمالاً در انتخابات آینده میزان حمایت رأی‌دهندگان از جمهوری‌خواهان نیز کاهش می‌یابد و در نتیجه، آن‌ها اکثریت را در مجالس سنا و کنگره ایالات‌متحده به دموکرات‌ها خواهند باخت.

این شکست انتخاباتی زمینه سخت‌گیری سیاسی علیه ترامپ و همکارانش را در فضای سیاسی و اجرایی آمریکا مهیا خواهد کرد و حتی ممکن است به استیضاح ترامپ در مجالس آمریکا منجر شود؛ امری که ظرفیت برکناری ترامپ از ریاست‌جمهوری را هم دارد و به بلندپروازی لجوجانه وی پایان می‌دهد.

مقامات جمهوری اسلامی ایران همچنین امیدوارند هشدارهایی که در مورد وضعیت لجستیکی و ذخایر راهبردی مهمات ایالات‌متحده داده شده، میزان ماجراجویی‌های نظامی آمریکا در منطقه را کاهش دهد. برخلاف آنچه بیان یا تبلیغ می‌شود، ذخایر مهمات ایالات‌متحده در حال اتمام نیست؛ بلکه راهبردنویسان و استراتژیست‌های آمریکایی می‌گویند تداوم مصرف بی‌پروا و دست‌ودلبازانه این مهمات، حضور مقتدرانه و مسلط آمریکا در مناطق حساس و بحرانی و جنگ‌های احتمالی آینده را ناممکن می‌کند و از این بابت، اگر نزاع مهمی در منطقه‌ای از جهان رخ دهد، با شرایط حاضر ایالات‌متحده نمی‌تواند در آن حضوری مسلط و بااقتدار داشته باشد.

با این حال، ممکن است ترامپ چنین استدلال کند که پیروزی در جنگ جاری از آمادگی برای یک جنگ احتمالی در آینده مهم‌تر و راهبردی‌تر است و نباید به حفظ یا ایجاد آمادگی برای آینده، تفوق و برتری را در این نزاع از دست داد. از همین منظر است که در مقابل انتقادها از وزارت دفاع و ترامپ برای مصرف بی‌حساب مهمات، رهبر کاخ سفید ابراز اطمینان می‌کند که اوضاع چندان بد هم نیست و ایالات‌متحده همچنان برای حضور پرحجم و ناتوان‌کننده علیه ایران توانایی لازم را دارد.

البته چرخش ایالات‌متحده از تداوم جنگ نظامی به سوی جنگ اقتصادی و محاصره دریایی، نشانه آن است که ملاحظه مذکور از سوی پیت هگست و همکارانش در سنتکام جدی گرفته شده است.

با این شرایط، روشن است که هیچ نقطه پایانی برای وضعیت و جنگ حاضر متصور نیست و تقریباً هیچ‌یک از راهبردنویسان و تحلیلگران بین‌المللی نمی‌توانند برای پایان این نزاع و اثرات آن، سناریویی تنظیم کنند. از یک‌سو، اقدامات انجام‌شده در حوزه‌های اقتصادی و نظامی علیه ایران چندان مؤثر نبوده و جمهوری اسلامی کماکان نه‌فقط در جغرافیای ایران حکمرانی می‌کند، بلکه در حوزه‌هایی نظیر مدیریت عبور شناورها از تنگه هرمز نیز نقش‌آفرین و تأثیرگذار است و واشنگتن با وجود همه ادعاها، نتوانسته به این نقش‌آفرینی و تأثیرگذاری پایان دهد.

از دیگر سو، قابل انتظار است که حتی در صورت شکست در انتخابات پیش‌رو، رفتار ترامپ و پافشاری‌های وی بر پیدا کردن راهی برای پیروزی در جنگ تداوم یابد. در این صورت، با همه مشکلات پیش‌رو، اوضاع سخت کنونی برای جمهوری اسلامی ایران دست‌کم تا دو سال دیگر ادامه پیدا می‌کند؛ امری که اگرچه حتمی نیست، ولی مقامات تهران باید آن را حتمی تلقی کنند.

از همین بابت است که تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند پیروزی در جنگ حاضر نصیب طرفی شود که تاب‌آوری و مقاومت بیشتری را در مقابل تحمل مشکلات و ماندن در میدان به خرج می‌دهد.

 

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای