نان، خط قرمز اقتصاد ایران؛ چرا شوک قیمتی بازی با آتش است؟
در اقتصادی با انتظارات تورمی مزمن، هر شوک قیمتی بر کالاهای اساسی میتواند چند برابر بر معیشت مردم اثر بگذارد؛ نان، خطرناکترین میدان آزمون است
مدافعان آزادسازی قیمتها معمولاً با محاسبات فنی وارد میدان میشوند؛ مثلا میگویند اثر تورمی یک تصمیم تنها ۲ درصد است. اما تجربه سالهای اخیر نشان داده در اقتصاد ایران، «انتظارات تورمی» همان عاملی است که این عدد را به ۱۰ درصد میرساند.وقتی مردم و فعالان اقتصادی به افزایش بیشتر قیمتها باور پیدا میکنند، رفتارشان تغییر میکند؛ از احتکار و پیشخرید گرفته تا افزایش خودخواسته قیمتها. نتیجه؟ تورم واقعی چند برابر برآوردهای روی کاغذ. بنابراین مسئله فقط اختلاف نرخ دولتی و آزاد نیست؛ مسئله روان جمعی اقتصادی است که به کوچکترین سیگنال واکنش بزرگ نشان میدهد.
اخبار سبز کشاورزی به نقل از تسنیم؛ نان در ایران صرفاً یک کالا نیست؛ ستون اصلی سفره دهکهای پایین است. هرگونه افزایش قیمت آن مستقیماً به امنیت غذایی خانوارهای کمدرآمد ضربه میزند.
برخلاف برخی کالاها که قابل جایگزینیاند، سهم نان در سبد مصرفی خانوارهای فقیر بالاست و کشش قیمتی پایینی دارد. یعنی با گران شدن، مصرف لزوماً کاهش معناداری پیدا نمیکند؛ بلکه فشار بیشتری به درآمد وارد میشود.ایده کاهش مصرف از طریق گرانسازی، اگرچه در تئوری اقتصادی قابل بحث است، اما در شرایط فعلی ایران بیشتر شبیه نسخهای پرریسک برای بیماران کمتحمل است.
آیا اختلاف قیمت الزاماً رانت میسازد؟
یکی از مهمترین استدلالهای حامیان آزادسازی، اختلاف چشمگیر میان نرخ گندم دولتی و نرخ خرید تضمینی است. اما تجربه هوشمندسازی توزیع آرد نشان داده حتی با اختلاف ۲۰ تا ۲۴ برابری نیز مصرف آرد یارانهای در سالهای اخیر ثابت مانده و به حدود مصرف سال ۱۳۹۸ بازگشته است.
این یعنی ابزار نظارتی، تا حدی توانسته از رشد غیرعادی مصرف جلوگیری کند. اگر سامانههای نظارتی کارآمد باشند، اختلاف قیمت بهتنهایی به معنای رانت گسترده نیست. فساد محصول خلأ نظارت است، نه صرفاً تفاوت نرخ.
کالابرگ؛ راهحل ساده برای مسئله پیچیده؟
پیشنهاد جایگزینی یارانه آرد با کالابرگ، روی کاغذ جذاب است؛ اما مصرف نان در استانها، شهر و روستا و حتی میان دهکهای مختلف یکسان نیست. توزیع یکنواخت کالابرگ در کشوری با الگوی مصرف ناهمگون، به معنای بیعدالتی پنهان است.از سوی دیگر، تجربه حذف ارزهای ترجیحی در سالهای گذشته نشان داد جبران نقدی یا کالابرگی، همیشه توان مهار انتظارات تورمی را ندارد.
هزینه حفظ یارانه چگونه است؟
تردیدی نیست که یارانه آرد برای دولت بار مالی دارد. اما پرسش کلیدی این است: هزینه حفظ یارانه بیشتر است یا هزینه بیثباتی اقتصادی و اجتماعی ناشی از شوک قیمتی؟
در اقتصادی که اعتماد عمومی شکننده است، بازی با قیمت نان میتواند به سرعت به بحران اعتماد تبدیل شود. اصلاح ساختار یارانهها ضرورت دارد، اما اصلاح بدون اقناع افکار عمومی، بدون تقویت نظام نظارتی و بدون مهار انتظارات تورمی، بیشتر شبیه جهش در تاریکی است.نان خط قرمز معیشت است؛ عبور از آن باید آخرین گزینه باشد، نه سادهترین.