دیالکتیک تجارت و جهانی شدن کشاورزی
جهانی شدن کشاورزی سابقه ای به درازنای تاریخ بشر دارد. یکی از مظاهر آن میزان تجارت بین قاره ای نهاده ها و محصولات کشاورزی است.

اخبار سبز کشاورزی؛ جهانی شدن کشاورزی سابقه ای به درازنای تاریخ بشر دارد. یکی از مظاهر آن میزان تجارت بین قاره ای نهاده ها و محصولات کشاورزی است. از منظر تاریخی، تجارت بین قاره ای کشاورزی در اواسط هزاره قبل آغاز شد، اما این تجارت خاص فقط در محصولات لوکسی مانند ادویه ها و روغن های کمیاب که به نسبت وزن یا حجم خود، ارزش بالایی داشتند، رونق داشت.
مدتها بعد یعنی تا انقلاب صنعتی در اروپا در اوایل دهه 1800 طول کشید تا اینکه هزینه های تجارت از راه دور غلات به اندازه کافی کاهش یابد و چنین تجارتی قابل دوام باشد. از طرف دیگر، اصلاحات در سیاست های تجاری، که با لغو قوانین ذرت بریتانیا در سال 1846 و امضای معاهده" کوبدن-شوالیه " در سال 1860 بین فرانسه و بریتانیا آغاز شد، کاهش هزینه های حمل و نقل غلات را تکمیل کرد. این تحولات در کنار هم به تجارت بینالمللی محصولات کشاورزی کمک کردند تا همگام با تجارت صنایع تولیدی در قرن نوزدهم پر رونق باشد.
تجارت کالاهای اساسی از جمله غلات به کاهش شدید شکاف قیمت کالاها بین اروپا و آمریکا و آسیا بین حدود 1840 تا جنگ جهانی اول کمک کرد. در طول زمان، موانع تجارت کشاورزی به دنبال پیشرفت های تکنولوژیکی در ارائه خدمات حمل و نقل، اطلاعات و ارتباطات کاهش یافت.
تجارت کشاورزی تا اواسط دهه 1980 توسط سیاستهای حمایت از کشاورزی کشورهای با درآمد بالا و سیاستهای ضد کشاورزی کشورهای در حال توسعه کاهش یافت، در این مدت سهم تجارت کشاورزی از تجارت کالای جهانی از 50 درصد در اواخر دهه 1940 به 30 درصد در اوایل دهه 1960، 219 درصد در دهه 1960 کاهش یافت و از سال 2000 به کمتر از 10٪ رسید.
با این حال، پس از امضای توافقنامه دور اروگوئه در مورد کشاورزی تحت عنوان WTO در آغاز سال 1995، برخی از اقدامات حمایتی داخلی مثل ایجاد محدودیت در تجارت کشاورزی به دلایل امنیت غذایی ملی (به ویژه در مواقع افزایش عدم اطمینان از وجود کافی غذا)، حاکمیت غذایی، رفاه حیوانات، استانداردهای ایمنی غذا و نگرانی های زیست محیطی بر آزادی کامل تجارت جهانی کشاورزی همواره بحث برانگیز بوده اند.
افزایش جهانی ناسیونالیسم اقتصادی و حمایتگرایی پوپولیستی، گسترش COVID-19 و تهاجم روسیه به اوکراین که در فوریه 2022 آغاز شد، نمونه ای از این تحریفات تجاری می باشند.
با این حال، "موانع دولتی ملی برای تجارت بینالملل" کمتر قابل پیشبینی هستند. البته آنها هم در درازمدت کاهش یافتهاند، اما در اطراف این روند بلندمدت، دورههای طولانی و کوتاهی وجود داشته است که موانع تجاری توسط زیرمجموعهای از کشورها ایجاد شده است.
خاستگاه جهانی شدن کشاورزی
کشاورزی قدیمی ترین صنعت جهان است. حرکت از شکارچی- گردآورنده به اهلی کردن محصولات و حیوانات برای تولید غذا و نوشیدنی در خاور نزدیک و چین (در مورد برنج) در حدود 8500 سال قبل از میلاد یا احتمالاً زودتر آغاز شد. تجارت این محصولات در ابتدا به مبادلات محلی محدود می شد، اما در هزار سال از آن زمان، تجارت کشاورزی از راه دور (هم درون و هم بین المللی) به تدریج گسترش یافته است. یونان باستان زیتون را به بسیاری از بنادر دریای مدیترانه صادر می کرد حتی آن را غنی می کرد و برای شرکای تجاری خود فرستاد.
تصرف مصر توسط امپراتوری روم باعث شد که قیمت غلات آن کاهش یابد و ثروت آن افزایش یابد. سپس کاروانهای شتر در امتداد جادههای ابریشم مسیرهایی را برای تجارت محصولات لوکس (به ویژه پارچه ابریشمی) بین آسیای شرقی، آسیای جنوبی، خاورمیانه، آسیای مرکزی و اروپا فراهم کردند. این نمونهها شروعی برای مشارکت تجارت کشاورزی در رشد اقتصاد جهانی، بهبود تغذیه و سلامت، و کاهش فقر و گرسنگی بود.
با این حال، تنها در قرن های اخیر است که تجارت بین قاره ای قابل توجهی در تولیدات کشاورزان در سراسر اقیانوس اطلس و اقیانوس آرام صورت گرفته است. این امر در ابتدا با تمرکز تجارت نه بر تولیدات حجیم حاصل از کشاورزی - که هزینه های تجارت از راه دور تا قرن نوزدهم بسیار بالا بود - بلکه بر روی نهاده های کشاورزی امکان پذیر شد. قابل توجه ترین در میان این نهاده ها، بذر یا قلمه های زراعی، پرورش حیوانات، و فن آوری ها و دانش تولید درون مزرعه است. بدینوسیله نهادهها و فناوریهای مزرعهای به تدریج فراتر از محل مبدا خود، که عمدتاً در هلال حاصلخیز بود، گسترش یافتند.
در واقع، منطقه خاور نزدیک وآسیای غربی منشأ اکثر غذاهای اصلی امروزی به غیر از برنج بود (تصور میشود که برنج برای اولین بار در دره یانگ تسه در چین اهلی شده است). آنها عبارتند از سیب، جو، گاو اهلی، نخود، اردک، بز، زنبور عسل، اسب، زیتون، خوک، گوسفند، گندم و انگور و انتشار اولیه آنها به مناطق دیگر تا حدی نتیجه هجرت مهاجران از هلال حاصلخیز و تبدیل شدن آنان به استعمارگران ساحلی در حوضه مدیترانه و تا حدودی سازگاری حضور در آن مکان های استعماری بود.
استعمار و توسعه کشاورزی
روند استعمار و توسعه کشاورزی در سایر قاره ها از دهه 1500 آغاز شد و عمدتاً شامل نهاده ها و انتقال سرمایه مالی و فناوری از اروپا به مستعمرات پیرامونی آنها می شد. با این حال، برخی از گیاهان و حیواناتی که از قاره آمریکا منشأ گرفتند، در سطح جهانی اهمیت پیدا کردند.
آنها شامل لوبیا، کاکائو، پنبه، بادام زمینی، ذرت، مانیوک-کاساوا، کدو، آفتابگردان، سیب زمینی شیرین، تنباکو، گوجه فرنگی، و سیب زمینی سفید هستند. همچنین تعدادی از آنها در آفریقا (قهوه، ارزن و روغن نخل)، تعداد کمی در آسیا (به ویژه موز، نارگیل، جو دوسر، پرتقال، کلزا، برنج، سویا و چای) به علاوه یکی از اقیانوسیه (نیشکر، که تصور می شود برای اولین بار در گینه نو در حدود 800 سال قبل از میلاد اهلی شده است) می شوند.
البته مهاجرت مردم، گیاهان و حیوانات بدون برخی ویرانی های انسانی و زیست محیطی نیز نبود. در واقع در برخی مکانها، کل جوامع بر اثر انتقال بیماری جان خود را از دست دادند بسیاری از علف های هرز عجیب و غریب نیز مانند حشرات متصل به گیاهان وارداتی به آفت تبدیل شدند (به عنوان مثال، فیلوکسرا در تاک های انگور). با این حال، آن سهم منفی تجارت گیاهان و حیوانات اهلی و محصولات آنها نسبت به سهم عظیم تجارت کشاورزی در کمیت و کیفیت عرضه جهانی غذا و فیبر ناچیز بود.
نشر دانش از شرایط رشد محلی از یک سو و انتقال محصولات جدید، حیوانات و دانش فنی مرتبط از سوی دیگر، منجر به رشد، انتقال داخلی و بین المللی انواع محصولات جدید گردید و کمک زیادی به این امر کرد که توسعه اراضی کشاورزی و رشد جمعیت پا بگیرد. مبادله نهاده های مزرعه تولید ناخالص داخلی سرانه را تسریع کرذد و باعث یکسان شدن قیمت کالاها در بین کشورها قبل از سال 1800 شد و تولید کشاورزی و امنیت غذایی ملی را در بسیاری از کشورها بهبود بخشید.
شاید قابل توجه ترین کشور ذینفع چین باشد، مکانی که در آن چهار محصول عمده از قاره آمریکا (ذرت، بادام زمینی، سیب زمینی شیرین و سیب زمینی سفید) در یک قرن پس از سفرهای کلمب کشت شدند. آنها به عنوان محصولات دیم بر قابلیت آبیاری کشور نیفزودند، بلکه تبدیل جنگل ها به زمین های قابل کشت را تسریع کردند. این تأثیر جهانی شدن باعث افزایش حدود 120 درصدی جمعیت جهان بین سال های 1500 و 1800، در مقایسه با تنها 18 درصد بین سال های 1200 و 1500 شد.
از قرن هفدهم، تعداد کمی از محصولات فرآوری نشده با ارزش، از جمله ادویه، چای، قهوه، کاکائو، پنبه، تنباکو، به علاوه شکر و رم (از هند غربی) به اروپا صادر می شد. از اواخر قرن هفدهم یا حتی قبل از آن، در جزیره بریتانیا به اصطلاح یک انقلاب کشاورزی از نظر رشد بهره وری زمین کشاورزی (بازده در هکتار) رخ داد، اما تأثیرات بزرگ آن تا زمانی که انقلاب صنعتی ماشین آلات و کودهای شیمیایی در مزارع بکار گرفته شود و باعث شد رشد بهره وری نیروی کار مزرعه از حدود سال 1870 شتاب بگیرد، به تعویق افتاد. انقلاب صنعتی بریتانیا با راهاندازی تولید مزرعهای در مقیاس بزرگ و کاهش هزینههای تجارت بین قارهای به حمل و نقل محصولات فله ای از طریق راه آهن، رودخانه و دریا نیاز داشت.
تجارت کشاورزی با توسعه زنجیره سرد( تبرید ) از اواخر قرن نوزدهم و در دهههای اخیر، کشتیهای بزرگ فله بر و سپس خدمات حمل و نقل هوایی که برای اولین بار امکان داد و ستد محصولات تازه فاسد شدنی را در مسافتهای طولانی فراهم کرد، به تجارت کشاورزی کمک کرد.
این کاهش هزینههای تجاری، دستاوردهایی بیشتررا در تولید برخی محصولات صادراتی به همراه داشت و در دسترس بودن فصلی و حفظ کیفیت غذاهای فاسد شدنی را برای مصرفکنندگان افزایش داد. ماهیت صرفه جویی در نیروی کار این فناوری های جدید باعث شد که آنها در کشورهای دنیای جدید که دارای زمین فراوان و نیروی کار کم هستند نیز قابل استفاده باشند، در این کشورها هزینه های حمل و نقل و ارتباطات درون کشوری نیز به لطف قطارهای بخار در حال کاهش بود.
از این رو هنگامی که هزینه حمل و نقل دریایی شروع به کاهش کرد، حتی قبل از حرکت به سمت کشتیهای بخار اقیانوسی با بدنه فولادی از سال 1870، تجارت کشاورزی بین قارهای با افزایش درآمد اروپا و در نتیجه تقاضا برای محصولات کشاورزی افزایش یافت. این امر به محصولات اولیه (که در آن زمان عمدتاً کشاورزی بودند) اجازه داد تا همچنان بر تجارت بینالمللی حتی در حالی که تجارت در صنایع تولیدی به سرعت در حال گسترش بود ،تسلط داشته باشند.
با کاهش دائمی هزینه تجارت بینالمللی از سال 1840 به تدریج اجازه داد تا تجارت بیشتری در تولیدات مزرعه به شکل خام یا فرآوری شده به تجارت از راه دور در نهادههای مزرعه و ادغام بازار محصولات کشاورزی اضافه شود.
توسعه کشتی بخار نقش مهمی در ارزان تر کردن تجارت بین قاره ای ایفا کرد چنانکه شاخص کرایه حمل و نقل اقیانوسی بریتانیا که بین سالهای 1740 و 1840 نسبتاً ثابت بود، بین سالهای 1840 تا 1910 حدود 70 درصد کاهش یافت. کاهش چشمگیر در مسیرهای دریایی در سراسر جهان تاثیرات بزرگی به جای گذاشت. علاوه بر آن، افزایش سرعت حمل ونقل اقیانوسی موجب صرفهجویی در هزینههای اضافی شد، بهویژه برای محصولات فاسد شدنی، زمان زیادی در حمل و نقل کالاهای اساسی صرفهجویی شد.
این امر منجر به همگرایی قیمتهای سر مزرعه ای و سایر محصولات در سراسر کشورها شد و از این رو قیمتهای کالاهای کشاورزی در برخی مناطق جهان، بالنسبه همگرا شدند. به عنوان مثال، کاهش هزینه های حمل و نقل، به کاهش شدید شکاف قیمت کالاها بین اروپا و آمریکا و آسیا در حدود سال 1840 تا جنگ جهانی اول انجامید.
وقایع جنگ جهانی اول
موج جهانی شدن قبل از جنگ جهانی اول شاهد آزادسازی قابل توجه تجارت بینالملل بود، از جمله در تجارت مزرعه این پدیده با لغو قوانین ذرت بریتانیا در سال 1846 آغاز شد و به دلیل تأثیر تجارت بر شرایط بینالمللی، بقیه جهان هم از تجارت ذرت به اندازه بریتانیا سود برد.
در سال 1860، با امضای معاهده کوبدن-شوالیه، تجارت بین بریتانیا و فرانسه آزاد شد. آن معاهده دوجانبه حاوی یک بند برای کشور برتر (MFN) بود که مستلزم آن بود که هرگونه کاهش توافق شده در تعرفه هر کالا در تجارت دوجانبه برای واردات آنها از سایر کشورها نیز اعمال شود بنابراین، تأثیر سیستماتیک قرارداد ۱۸۶۰ انگلیس و فرانسه بسیار بیشتر از اهمیت آن برای هر یک از کشورها به تنهایی بود، زیرا منجر به شبکهای از معاهدات شد که سطح متوسط حمایت از تعرفه واردات، از جمله بر محصولات کشاورزی را به شدت کاهش داد در طی سالهای 1860-1913، جهان از لحاظ تجارت بینالمللی و روابط پولی از آرامش نسبی برخوردار بود.
با این حال، درست زمانی که بسیاری از معاهدههای تجاری اروپایی به تاریخ انقضای خود میرسیدند (تقریباً پنجاه مورد از آنها در نیمه اول دهه 1890 منقضی میشدند)، مشکلات اقتصادی مذاکرات مجدد را بحثانگیز کرد و منجر به تنشهای تجاری کشاورزی شد. جنگهای تعرفهای آغاز شد، به طوری که تهدید به تلافی - که به عنوان یک عامل بازدارنده برای افزایش تعرفهها عمل میکرد - دیگر محدودیتی برای بازگشت آزادسازی تجاری نبود.
محدودیتها در اقدامات غیرتعرفهای تحریفکننده تجارت، و ابزارهای قانونی برای حل و فصل اختلافات تیره شد. در واقع، رژیم معاهده به طور ناگهانی با شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 پایان یافت.
تلاشهای پس از جنگ برای احیای تجارت لیبرال با محوریت کنفرانسهای بینالمللی علیرغم لفاظی ها در حمایت از بازارهای آزاد، منجر به تجدید معاهدات تجاری با تعهدات الزام آور به باز بودن بر اساس (MFN) نشد. در واقع هیچ کشوری مایل یا قادر به جایگزینی بریتانیا به عنوان "هژمون تجاری" نبود، در این مقطع زمانی، نوعی هرج و مرج در سیاست تجاری وجود داشت و وقتی که رکود اقتصادی و قیمتهای پایین کشاورزی در اواخر دهه 1920 آغاز شد، ایالات متحده افزایش تعرفههای اسموت هاولی را در ژوئن 1930 به اجرا گذاشت، دولتها در جاهای دیگر با سیاستهای تجاری حمایتگرایانه همسایههای متکدی پاسخ دادند که در مجموع به سوق دادن اقتصاد جهانی به رکود کمک کردند حجم تجارت جهانی بین سالهای 1929 تا 1932 به میزان یک چهارم تنزل یافت و ارزش آن 40 درصد کاهش یافت.
در کل دوره بین جنگ، تجارت کشاورزی به سختی رشد کرد حتی صادرات جهانی کالاهای کشاورزی و غیرکشاورزی بین سالهای 1925 و 1938 به میزان 0.8 درصد در سال کاهش یافت و قیمتهای واقعی محصولات کشاورزی (و سایر محصولات اولیه) در بازارهای بینالمللی به دنبال اوجهای خود در طول جنگ جهانی اول به شدت کاهش یافت. این کاهش قیمتهای بینالمللی محصولات اولیه، دولتهای کشورهای در حال توسعه را برآن داشت تا سیاست صنعتی شدن(جایگزینی واردات) را نسبت به تولید مواد اولیه (توسعه صادرات) تشویق کنند.
در واقع، موانع تجاری غیرتعرفهای آنقدر گسترده شد که تعرفهها را زائد میکردند و بنابراین بازگشت به MFN بیربط بود، مگر اینکه و تا زمانی که «تعرفهگذاری» این موانع اتفاق بیفتد. برای کشاورزی که تا زمان تشکیل سازمان تجارت جهانی در سال 1995 طول کشید.
تجارت بین کشورها علاوه بر سهم آن در کاهش بلندمدت شکاف قیمت مواد غذایی در سراسر قارهها، در جبران کمبودهای فصلی کوتاهمدت در دسترس بودن مواد غذایی بسیار مهم بوده است. حتی تجارت بینالمللی لیبرالتر این پتانسیل را داشت که قحطیها را به خاطره ای در گذشته تبدیل کند به جز مواردی که رهبران ملی عمداً برای اهداف سیاسی محلی قحطی هایی را خود ساخته بودند. نمونههایی از دومی در قرن بیستم عبارتند از اوکراین در سالهای 1932-1933، جنگ کره، در طول. 1958-1962، در جریان چیزی که مائو به طعنه آن را جهش بزرگ به جلو خواند.
وقایع پس از جنگ جهانی دوم
پس از جنگ جهانی دوم؛ از تجربه سیاست تجاری بین دو جنگ بسیار استفاده شد، بسیاری در بریتانیا و ایالات متحده متقاعد شده بودند که تجارت جهانی لیبرال مستلزم مجموعه ای از قوانین مورد توافق چندجانبه و تعهدات الزام آور بر اساس اصول غیر تبعیض آمیز است. پس از مذاکرات بسیار، که منجر به موافقتنامه عمومی تعرفه ها و تجارت (GATT) شد. این قرارداد در سال 1947 توسط 23 کشور تجاری - 12 کشور پردرآمد و 11 کشور در حال توسعه - که در آن زمان نزدیک به دو سوم تجارت بین المللی جهان را تشکیل می دادند، امضا شد.
گات یک مجمع جهانی برای مذاکره در مورد کاهش تعرفه های بعدی و تغییرات در قوانین، به علاوه مکانیزمی برای کمک به حل و فصل اختلافات تجاری فراهم کرد. هشت دور به اصطلاح مذاکرات در 46 سال بعدی تکمیل شد که در نتیجه آن بسیاری از تعرفههای واردات حداقل کالاهای تولیدی در اکثر کشورهای پردرآمد به تدریج کاهش یافت. تجارت جهانی کالا در نیم قرن پس از اجرایی شدن GATT سریعتر از هر نیم قرن دیگر در تاریخ رشد کرد .
آخرین مذاکرات گات، دور اروگوئه (1986-1994)، با توافقهای متعددی برای کاهش بیشتر موانع تجاری در دهههای بعدی به اوج خود رسید. دو مورد از این موافقتنامه ها برای اولین بار شامل تلاش جدی برای آزادسازی تجارت کشاورزی و انضباط اقدامات تجاری بهداشتی و بهداشت گیاهی (SPS) بود. توافق دیگری شامل جایگزینی دبیرخانه گات در ژنو توسط سازمان تجارت جهانی (WTO) در ژانویه 1995 بود که اکنون 164 کشور و منطقه گمرکی که بیش از 97 درصد تجارت جهانی را تشکیل می دهند، در آن عضویت دارند.
در پایان اجرای دور اروگوئه، میزان واردات یا صادرات محصولات کشاورزی مختلف همچنان بین کشورها و محصولات بسیار متفاوت بود و هنوز در قرن بیست و یکم زمینه بیشتری برای آزادسازی بیشتر تجارت کشاورزی وجود داشته باشد.
اگرچه تجارت کشاورزی با سرعت بسیار کمتری نسبت به تجارت سایر کالاها در قرن بیستم رشد کرد .اما این تا حدی به دلیل کاهش سهم کشاورزی از تولید ناخالص داخلی جهانی (به 3 درصد) بود که از بیش از 50 درصد کمتر از سال 1900 کمتر بود. اخیراً نیز به دلیل تکه تکه شدن تولید صنعتی به فرآیندهای هر چه بیشتر، جهان شاهد گسترش سریع تعداد پیوندهای بین المللی در زنجیره ارزش جهانی و تجارت خدمات بوده است اما سیاستهای محدودکننده تجارت نیز به رشد نسبتاً آهسته تجارت کشاورزی کمک میکنند.
با کاهش هزینه های لجستیک، حمل و نقل و افزایش درآمد مصرف کنندگان، تقاضا برای همه چیز از جمله غذاها افزایش یافت، بنابراین می توان انتظار داشت که طیف محصولات موجود در بازارهای مواد غذایی طی دو قرن گذشته به طور تصاعدی رشد کرده باشد. این پدیده در اولین موج جهانی شدن اتفاق افتاد، سپس با ظهور سوپرمارکتهای مدرن، از زمان جنگ جهانی دوم در کشورهای بیشتری از نظر تعداد اقلام غذایی فرآوریشده موجود در شهرهای ثروتمند بزرگ، دنبال شد.
رشد بلندمدت و سپس کاهش تدریجی موانع تجارت کشاورزی
فقدان انضباط قوی گات در مورد سیاستهای مربوط به تجارت کشاورزی، دو تحول جداگانه را در سیاستهای کشاورزی بین دهههای 1950 و 1980 ایجاد کرد. ابتدا، رشد حمایت از کشاورزی در کشورهای با درآمد بالا (بهویژه ژاپن و جامعه اروپا)، را تقویت نمود. سپس، مالیات صادرات محصولات کشاورزی در کشورهای کم درآمد مازادی را ایجاد کرد که با کمک یارانه های صادراتی دفع می شد و باعث ایجاد "جنگ" یارانه صادرات مواد غذایی در اقیانوس اطلس شمالی شد.
مطالعه بانک جهانی از 18 کشور در حال توسعه نشان میدهد که کاهش انگیزههای پیش روی کشاورزان کشورهای در حال توسعه از دهه 1960 تا اواسط دهه 1980، تا حدی به دلیل اشکال مختلف قیمتهای کشاورزی و سیاستهای تجاری، از جمله یارانهها به واردات مواد غذایی و نیز مالیات بر صادرات مزارع، و تا حدی به سیاستهای غیرکشاورزی کشورهای در حال توسعه که مستقیماً به کشاورزان کشورهای در حال توسعه آسیب میرسانند، بوده است.
دو اقدام غیرمستقیم کلیدی عبارت بودند از حمایت گرایی تولیدی (که منابع را از کشاورزی به بخش صنعتی جذب می کند) و افزایش بیش از حد نرخ ارز (که منابع را به بخش هایی که کالاهای غیرقابل مبادله تولید می کنند، مانند خدمات جذب می کند).
یک مطالعه جامع تر بانک جهانی دو دهه بعد در کشور در حال توسعه و همچنین 13 اقتصاد در حال گذار اروپایی و همچنین 24 کشور با درآمد بالا نشان می دهد که کاهش قابل توجهی در تحریف مشوق های کشاورزی در کشورهای با درآمد بالا و کشورهای در حال توسعه در طول سه دهه گذشته وجود داشته است. در این از سه دهه برآورد حمایت از تولیدکنندگان و مصرف کنندگان توسط OECD برای 36 کشور عضو OECD اقتصادهای با درآمد بالا از 46٪ در سال های 1986-1988 به 26٪ در سال های 2000-2008-202 و 2001 کاهش یافت.
با این حال، برای 12 اقتصاد نوظهور (عمدتاً با درآمد متوسط بزرگ)، دبیرخانه OECD تخمین می زند که نرخ اسمی کمک (NRA) آنها برای کشاورزان به طور متوسط از 1٪ در 2000 به 4٪ در 2018-2020 افزایش یافته است.
در نهایت باید عنوان نمود که تمرکز بر کشاورزی ضروری است، زیرا اگرچه این بخش در سطح جهان رو به زوال است، اما هنوز 27 درصد از اشتغال جهانی و حدود سه چهارم افراد بسیار فقیر جهان را تشکیل می دهد و غذا یک هشتم هزینه های جهانی خانوارها را تشکیل می دهد.
علاوه بر این، کشاورزی علاوه بر تامین معیشت برای کشاورزان و دیگران و تغذیه جمعیت رو به رشد جهانی که ممکن است قبل از سال 2050 به اوج خود نرسد، تحت فشار است تا از نظر زیست محیطی پایدارتر شود.
این به این دلیل است که بیش از یک سوم زمین زمین، دو سوم منابع آب شیرین خود را استفاده می کند و اگر جنگلداری را نیز در نظر بگیرد، مسئول یک چهارم انتشار گازهای گلخانه ای و از دست دادن تنوع زیستی بسیاری از گونه ها در جهان است. همچنین، تولیدکنندگان دام تحت فشار حامیان رفاه حیوانات و محیطزیست قرار دارند، پردازشکنندگان مواد غذایی برای ارائه محصولات مغذیتر تحت فشار هستند، و اعلامیه سازمان ملل در سال 1943 برای پایان دادن به گرسنگی در سطح جهان همچنان به عنوان یکی از اهداف توسعه پایدار که تا سال 2030 محقق میشود، مورد توجه قرار میگیرد.
با این حال، در سال 2025، تنها یک دوجین غذای اساسی 75 درصد از ارزش ناخالص تولید کشاورزی، 71 درصد کالری دریافتی، و 58 درصد از پروتئین و چربی مصرفی جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است.
هشت غذای بعدی که سهم این ارزش را به چهار پنجم می رسانند شامل سه نوع غلات (گندم، برنج و ذرت)، سه نوع گوشت (گوشت خوک، مرغ و گاو)، دو روغن خوراکی (از سویا و روغن نخل)، به علاوه تخممرغ، شیر، سیبزمینی سفید و شکر میشوند، با توجه به تعداد کمی از مناطق جهان که این گونههای کلیدی از آن منشأ میگیرند، این 20 محصول اصلی کشاورزی بدون تجارت بینالمللی در نهادهها-فناوریهای کشاورزی یا محصولات آنها نمیتوانستند تا این حد در جهان غالب شوند.
مطمئناً سایر میوهها و سبزیجات تازه بهعلاوه انبوهی از غذاهای فرآوریشده مکمل رژیم غذایی ما هستند و ریزمغذیهای مهمی را در پرتو تجارت جهانی شده کشاورزی فراهم میکنند.