معافیت سهفرزندی؛ مشوقی بزرگ روی کاغذ اما کوچک در زندگی واقعی
تمدید معافیت سهفرزندی تا پایان ۱۴۰۷ گامی تسهیلگر است اما در برابر هزینههای سنگین فرزند سوم جذابیت اقتصادی کافی ندارد.
تمدید مهلت بهرهمندی از معافیت خدمت سربازی برای خانوادههای دارای سه فرزند و بیشتر تا پایان سال ۱۴۰۷، دوباره بحث کارآمدی مشوقهای جمعیتی را زنده کرده است؛ مشوقی که در ظاهر جذاب است اما در برابر هزینههای سنگین فرزندآوری و تربیت کودک، برای بسیاری از خانوادهها عملاً فاقد اثر بازدارنده یا تشویقی جدی به شمار میرود.
معافیت سربازی؛ انگیزهای که با هزینههای واقعی همخوان نیست
تصمیم فراجا برای تمدید معافیت سهفرزندی، بدون تردید برای بخشی از مشمولان جذاب است؛ بهویژه آن دسته از افرادی که نزدیک به ۴۰ سالگی هستند و سالها موضوع سربازی بر زندگی شغلی و اجتماعیشان سایه انداخته است.
اما پرسش جدی این است که آیا دو سال معافیت از خدمت میتواند بار مالی فرزند سوم را برای یک خانواده جبران کند؟
برآوردهای کارشناسانه نشان میدهد هزینه ماهانه نگهداری یک کودک در شرایط فعلی اقتصادی ـ تنها بر اساس مخارج حداقلی شامل پوشک، خوراک، درمان، پوشاک، حملونقل و مراقبت ـ به ۷ تا ۱۰ میلیون تومان در ماه رسیده است.
این یعنی خانوادهای که به فرزند سوم میرسد باید حداقل سالانه ۱۰۰ میلیون تومان هزینه جدید را مدیریت کند؛ رقمی که عملاً هیچگونه ارتباط یا همارزی اقتصادی با ارزش ریالی مشوق معافیت ندارد.
هزینههای پنهان فرزندآوری؛ از مسکن تا آموزش
فرزند سوم، تنها به هزینههای روزمره خلاصه نمیشود. بسیاری از خانوادهها با سادهترین چالشها مانند کمبود فضای مسکونی و الزام به جابجایی به خانهای بزرگتر مواجه میشوند؛ هزینهای که با قیمتهای فعلی بازار مسکن میتواند دهها برابر بیشتر از معافیت سربازی باشد.
در ادامه مسیر، هزینههای آموزش پیشدبستانی و مدرسه، خدمات درمانی، تغذیه سالم و فعالیتهای رشد کودک، بار مالی مضاعفی ایجاد میکند.
حتی اگر خانوادهای از آموزش دولتی استفاده کند، هزینه تجهیزات، سرویس مدرسه، کلاسهای ضروری و درمانهای دورهای، همچنان عدد قابلتوجهی است.
در چنین شرایطی، یک سیاست تشویقی باید افق بلندمدت خانواده را تأمین کند، نه آن که تنها یک گره کوچک را باز کند.
سیاست جمعیتی با مشوق مقطعی نتیجه نمیدهد
افزایش جمعیت، یک طرح چندلایه است و تنها با معافیت سربازی، وام محدود یا مشوقهای کوتاهمدت محقق نمیشود.
خانوادهها زمانی به فرزندآوری بیشتر ترغیب میشوند که حس کنند دولت در کنار آنهاست و برنامهای پایدار برای حمایت از هزینههای مادی و روانی بزرگکردن فرزند دارد.
در غیاب حمایتهای بلندمدت و نقدی، کیفیت خدمات عمومی مانند مهدکودکهای مقرونبهصرفه، بیمههای گسترده کودکان، کمکهزینه آموزش و برنامههای مسکن خانوار، مشوقهایی مثل معافیت سربازی بیشتر جنبه نمادین پیدا میکند تا اثرگذاری عملی.
خانوادهها به ثبات نیاز دارند، نه وعدههای محدود
تمدید مهلت تا سال ۱۴۰۷ اقدامی مثبت است، اما کافی نیست. آنچه خانوادهها را به تصمیم فرزند سوم نزدیک میکند، ثبات اقتصادی، امنیت شغلی، آینده روشنتر و برنامههای پایدار حمایتی است. در غیر این صورت، بسیاری از زوجها همچنان ترجیح میدهند با وجود مشوقهای محدود، روی گزینه فرزندآوری بیشتر ریسک نکنند.
ضرورت عبور از مشوقهای مقطعی به حمایت پایدار
معافیت سربازی، اقدامی تسهیلگر است اما نمیتواند جایگزین راهبرد جامع حمایت از خانواده باشد. فاصله میان هزینه واقعی فرزندآوری و ارزش مشوق آنقدر زیاد است که این سیاست بهتنهایی توان تغییر رفتار جمعیتی را ندارد.
برای آن که فرزند سوم به انتخابی آگاهانه و ممکن تبدیل شود، سیاستگذار باید بهجای مشوقهای مقطعی، بستههای واقعی و پایدار حمایت از خانواده را در اولویت قرار دهد.