تغییر نقشه صادرات کشاورزی ایران؛ روسیه و عراق در مسیر جایگزینی بازارهای سنتی
تحولات ژئوپلیتیکی، افزایش هزینههای حملونقل و چالش بازگشت ارز، معادلات صادرات محصولات کشاورزی ایران را وارد مرحله تازهای کرده است
تحولات ژئوپلیتیکی، افزایش هزینههای حملونقل و چالش بازگشت ارز، معادلات صادرات محصولات کشاورزی ایران را وارد مرحله تازهای کرده است؛ مرحلهای که در آن صادرکنندگان ناچارند بیش از گذشته به بازارهای منطقهای همچون روسیه، عراق و افغانستان توجه کنند.
صادرات محصولات کشاورزی ایران در سالهای اخیر یکی از مسیرهای مهم درآمدزایی غیرنفتی کشور بوده است؛ اما مجموعهای از عوامل اقتصادی و سیاسی، شرایط فعالیت صادرکنندگان را تغییر داده است. افزایش هزینههای حملونقل در برخی مسیرها، دشواریهای مرتبط با بازگشت ارز و نااطمینانیهای ناشی از تحولات منطقهای، باعث شده بخشی از فعالان این حوزه در حال بازنگری در بازارهای هدف خود باشند.
افزایش هزینه حمل؛ فشار تازه بر صادرکنندگان
یکی از مهمترین چالشهای ایجادشده، افزایش هزینه حملونقل در برخی مسیرهای صادراتی است. بر اساس گزارش منتشرشده، هزینه حمل در مسیر امارات حدود پنج برابر شده و همین مسئله بر جذابیت این بازار برای صادرکنندگان محصولات کشاورزی اثر گذاشته است.
افزایش هزینه حمل برای محصولات کشاورزی اهمیت مضاعفی دارد؛ چراکه بسیاری از محصولات این بخش، بهویژه کالاهای تازه و فسادپذیر، نیازمند حمل سریع و زنجیره سرد هستند. بنابراین هر افزایش در هزینه لجستیک میتواند مستقیماً بر قیمت تمامشده محصول و قدرت رقابت آن در بازار مقصد اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، صادرکننده ایرانی با یک معادله دشوار روبهرو است: از یک سو باید محصول را با قیمت رقابتی عرضه کند و از سوی دیگر، افزایش هزینههای حمل و سایر هزینههای تجاری، حاشیه سود او را تحت فشار قرار میدهد.
روسیه، عراق و افغانستان؛ بازارهایی که اهمیت بیشتری پیدا میکنند
تغییر شرایط تجارت خارجی موجب شده بازارهایی مانند روسیه، عراق و افغانستان بیش از گذشته مورد توجه صادرکنندگان قرار گیرند.
نزدیکی جغرافیایی، امکان استفاده از مسیرهای زمینی و منطقهای و ظرفیت بالای بازارهای اطراف ایران میتواند مزیت مهمی برای توسعه صادرات محصولات کشاورزی باشد.
با این حال، تکیه بر چند بازار محدود نیز بدون ریسک نیست. هرگونه تغییر در مقررات واردات، تعرفهها، استانداردهای بهداشتی یا شرایط سیاسی کشورهای مقصد میتواند بر روند صادرات اثر بگذارد.
به همین دلیل، مسئله اصلی صرفاً انتقال صادرات از یک بازار به بازار دیگر نیست؛ بلکه ایجاد یک سبد متنوع از بازارهای صادراتی است تا فعالان بخش کشاورزی در برابر شوکهای سیاسی و اقتصادی آسیبپذیری کمتری داشته باشند.
بازگشت ارز؛ چالش قدیمی صادرات
در کنار هزینههای حملونقل، موضوع بازگشت ارز حاصل از صادرات همچنان یکی از مسائل مهم پیش روی صادرکنندگان است.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هزینههای تولید، بستهبندی، حملونقل و تجارت خارجی افزایش یافته باشد. در چنین شرایطی، هرگونه پیچیدگی در فرآیندهای ارزی میتواند فشار بیشتری بر نقدینگی صادرکننده وارد کند.
از سوی دیگر، در خردادماه ۱۴۰۵ نیز موضوع کاهش میزان تعهد ارزی محصولات کشاورزی از ۹۰ به ۸۰ درصد مطرح شد و سازمان توسعه تجارت پیشنهاد مربوط به آن را به کارگروه بازگشت ارز ارائه کرد.
این موضوع نشان میدهد که سیاست ارزی بخش کشاورزی همچنان یکی از متغیرهای مهم در تصمیمگیری صادرکنندگان است.
آیا تغییر مسیر صادرات یک فرصت است؟
تغییر شرایط بازارهای جهانی الزاماً فقط یک تهدید نیست. اگر سیاستگذاران و فعالان اقتصادی بتوانند از این وضعیت برای تنوعبخشی به بازارهای صادراتی استفاده کنند، تغییر نقشه تجارت خارجی میتواند به فرصتی برای توسعه صادرات کشاورزی تبدیل شود.
روسیه و کشورهای آسیای میانه، عراق، افغانستان و سایر بازارهای منطقهای میتوانند ظرفیتهای قابلتوجهی برای محصولات باغی، خشکبار، محصولات گلخانهای و دیگر کالاهای کشاورزی ایران داشته باشند.
اما ورود پایدار به این بازارها نیازمند چیزی فراتر از فروش مقطعی محصول است؛ از استانداردسازی و بستهبندی مناسب گرفته تا ایجاد شبکه توزیع، حملونقل مطمئن و شناخت دقیق نیاز مصرفکنندگان در بازار مقصد.
صادرات کشاورزی بدون لجستیک رقابتی ممکن نیست
یکی از نکات مهمی که تغییرات اخیر بار دیگر نشان میدهد، نقش تعیینکننده لجستیک در صادرات کشاورزی است.
ایران از نظر تنوع اقلیمی و تولید محصولات کشاورزی ظرفیت بالایی دارد، اما مزیت تولید زمانی به درآمد ارزی تبدیل میشود که محصول بتواند با هزینه مناسب و در زمان مطلوب به بازار مقصد برسد.
افزایش هزینه حمل در یک مسیر صادراتی میتواند حتی محصولی را که در داخل کشور مزیت قیمتی دارد، در بازار خارجی غیررقابتی کند.
بنابراین توسعه ناوگان حمل، زیرساختهای سردخانهای، پایانههای صادراتی و مسیرهای متنوع تجاری باید در کنار سیاستهای تولید و صادرات دیده شود.
ضرورت بازطراحی سیاست صادرات کشاورزی
آنچه امروز در بازار صادراتی محصولات کشاورزی ایران دیده میشود، بیش از آنکه صرفاً یک تغییر مقصد باشد، نشانه نیاز به بازطراحی سیاست صادرات کشاورزی است.
تنوع بازارهای هدف، کاهش هزینههای لجستیکی، ثبات مقررات، تسهیل فرآیندهای ارزی و ایجاد زیرساختهای مناسب برای صادرات محصولات فسادپذیر، از مهمترین پیششرطهای این بازطراحی هستند.
در شرایطی که تحولات سیاسی و اقتصادی میتواند مسیرهای تجارت را در مدت کوتاهی تغییر دهد، وابستگی به چند بازار محدود میتواند ریسک بزرگی برای تولیدکننده و صادرکننده ایرانی باشد.
پرسش اصلی
اکنون پرسش این است که آیا ایران میتواند از تغییرات اخیر در مسیرهای تجاری، یک فرصت پایدار برای توسعه صادرات کشاورزی ایجاد کند یا صادرکنندگان همچنان مجبور خواهند بود با هر تغییر در شرایط منطقهای، نقشه بازارهای خود را از نو ترسیم کنند؟
پاسخ به این پرسش، تنها به صادرکنندگان مربوط نیست؛ بلکه مستقیماً با آینده تولید، درآمد ارزی بخش کشاورزی و قدرت رقابت محصولات ایرانی در بازارهای منطقهای ارتباط دارد.