خبر فوری
شناسه خبر: 53856

سایه جنگ ‌و فرسایش بی صدای آب

بحران آب ایران تنها حاصل کم‌بارشی نیست؛ سایه جنگ و نااطمینانی سیاسی با تشدید ضعف حکمرانی، این بحران مزمن را به تهدیدی ساختاری و امنیتی تبدیل کرده است

سایه جنگ ‌و فرسایش بی صدای آب

بحران آب ایران صرفاً نتیجه کم‌ بارشی یا خطاهای فنی نیست ،ریشه اصلی آن در تصمیم‌گیری مزمن کوتاه‌مدت، ناهماهنگی توسعه با ظرفیت اکولوژیک و ضعف حکمرانی منابع طبیعی نهفته است.

اخبار سبز کشاورزی؛ با این حال، آنچه این بحران را از یک مسئله مزمن به یک خطر ساختاری تبدیل‌ می‌کند، قرار گرفتن آن در سایه جنگ خارجی، تنش های‌ بین المللی و نااطمینانی سیاسی–امنیتی است. هرچند که تنش خارجی نعلت بحران آب نیست‌ و نه توضیح نهایی آن، اما همچون یک «شتاب‌دهنده» عمل می‌کند که تمامی عدم‌ تعادل‌های پیشین را تشدید می‌کند.


بیشتر بخوانید:بحران آب نتیجه ضعف قانون توزیع عادلانه و منطق حکمرانی


در شرایط تداوم تنش با آمریکا و اسرائیل‌ و زیست در فضای سایه جنگ، افق تصمیم‌گیری دولت به‌طور ساختاری کوتاه می‌شود. هنگامی که بقا، کنترل سیاسی و مدیریت شوک‌های فوری در اولویت قرار می‌گیرد، سیاست‌گذار به‌صورت طبیعی از اصلاحات ضروری‌ پرهیز می‌کند.

در حوزه آب، این وضعیت به تداوم برداشت بیش از حد از منابع، تعویق اصلاح الگوی مصرف آب و استفاده ابزاری از منابع طبیعی برای خرید آرامش اجتماعی منجر می‌شود. در این نقطه، بحران آب از یک مسئله محیط‌زیستی فراتر رفته و به یک مسئله امنیتی پنهان تبدیل می‌شود.

 سایه جنگ، هم‌زمان ظرفیت حکمرانی را نیز فرسوده می‌کند. در فضای تحریم و تهدید، شفافیت کاهش می‌یابد، تصمیم‌گیری‌ها متمرکز و امنیتی می‌شود و امکان گفت‌وگوی اجتماعی صریح درباره محدودیت‌های واقعی منابع آب‌ از میان می‌رود. در چنین شرایطی، بیان این واقعیت ساده که «آب کافی برای تداوم همه برنامه‌های توسعه وجود ندارد» هزینه سیاسی بالایی پیدا می‌کند.

نتیجه آن است که نظام تصمیم‌گیری، به‌جای انطباق توسعه با ظرفیت واقعی منابع آب، می‌کوشد ظرفیت اکولوژیک را با فشار سیاسی و فنی جبران کند؛ وضعیتی که به‌درستی می‌توان آن را به‌هم‌خوردن تناسب زمین و آب دانست.

از سوی دیگر، تداوم تنش خارجی باعث می‌شود سیاست‌های آب به‌شدت کوتاه‌مدت شوند. در سایه جنگ دولت برای جلوگیری از نارضایتی اجتماعی، یارانه به کشاورزی آب‌بر را حفظ می‌کند و اصلاحات ساختاری را به تعویق می‌اندازد.

این تصمیم‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت از شوک اجتماعی جلوگیری کند، اما در میان‌مدت منابع آب زیرزمینی را تخریب کرده و بحران را به نقطه‌ای نزدیک می‌کند که بازگشت از آن بسیار دشوار خواهد بود. این دقیقاً همان الگویی است که در آن امنیت کوتاه‌مدت، پایداری بلندمدت را می‌بلعد.

پیوند تنش خارجی‌ در سایه جنگ و بحران آب صرفاً در سطح دولت باقی نمی‌ماند و رفتار جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. نااطمینانی سیاسی، افق تصمیم خانوارها و به‌ویژه کشاورزان را کوتاه می‌کند. کشاورزی که آینده را مبهم می‌بیند، انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری در بهره‌وری آب یا تغییر الگوی مصرف را ندارد.

برداشت حداکثری آب در کوتاه‌ترین زمان، به رفتاری عقلانی در سطح فردی تبدیل می‌شود؛ رفتاری که در سطح حوضه آبریز و ملی، پیامدهایی ویرانگر دارد.

در این میان، بحران آب به‌تدریج با امنیت غذایی، مهاجرت داخلی و نابرابری‌های منطقه‌ای گره می‌خورد.

تنش خارجی در سایه جنگ، واردات غذا و نهاده‌ها را شکننده می‌کند و بحران آب، تولید داخلی را تضعیف می‌سازد. ترکیب این دو، امنیت غذایی را نه از مسیر قحطی ناگهانی، بلکه از طریق بی‌ثباتی، نوسان و افزایش آسیب‌پذیری اجتماعی تهدید می‌کند.

پیامد این روند، تشدید مهاجرت از روستا به شهر، گسترش حاشیه‌نشینی و افزایش تنش‌های اجتماعی است؛ فرآیندی که لزوماً در آمارهای رسمی به‌عنوان «بحران» ثبت نمی‌شود، اما بنیان‌های انسجام اجتماعی را به‌تدریج فرسایش می‌دهد.

نیازعلی ابراهیمی پاک

استاد آبیاری موسسه تحقیقات خاک وآب

دیدگاه تان را بنویسید

چندرسانه‌ای